در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
همزمان با این خبر، گزارش قتل پدری به دست فرزندش نیز منتشر شد. قاتل که کراک مصرف کرده بود، بیاختیار پدر خود را کشته و توسط پلیس دستگیر شده بود.
کمی پیش از انتشار این اخبار، خبر کشته شدن یک دختر به دست 2 خواهرش نیز در روزنامهها منتشر شد. 2خواهر، به دلیل سوءظن به خواهرشان او را به قتل رسانده بودند.
سرهنگ عزیز رجبی، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی کشور به خبرنگاران گفته است که آمار وقوع قتل در سال 87 ، نسبت به سال پیش از آن 9درصد افزایش یافته و سهم قتلهای خانوادگی در پروندههای قتل سال 87 ، 30 درصد بوده است. به گفته سرهنگ رجبی، وقوع قتل توسط فرزندان در قتلهای خانوادگی 5/9 تا 10درصد است و میزان قتل توسط والدین در قتلهای خانوادگی 13درصد گزارش شده است.
معاون مبارزه با جرایم پلیس آگاهی کشور، اختلافات خانوادگی کهنه را بیشترین انگیزه وقوع قتل نام برده و افزوده است: «موضوعات مالی، موادمخدر، سوءظن و نبود ارتباطات قوی در روابط خانوادگی، بیشترین دلیل وقوع قتلها توسط بستگان است؛ به طوری که بیشتر این قتلها بدون برنامهریزی قبلی و بر اثر هیجانات آنی ، اتفاق میافتند و در بسیاری از مواقع، قاتل از کارش پشیمان میشود و خود را به مراجع ذیربط معرفی میکند.»
سرهنگ رجبی، وجود برخی سوءظنهای بیمورد و کنترل نکردن رفتار در مواجه با مشکلات را از جمله عوامل تاثیرگذار در وقوع قتلهای خانوادگی دانسته و تصریح کرده: «استفاده از موادمخدر بخصوص موادمخدر صنعتی، در وضعیت روانی افراد موثر است و احتیاج این افراد به تامین نیازهای مالی برای تهیه مواد مخدر، باعث وقوع قتلهایی همچون والدینکشی میشود.»
به گفته سرهنگ رجبی، آلت قتاله بیشتر قتلهای خانوادگی چاقوست. افزایش قتلهای خانوادگی و گستردگی آن در شهرهای مختلف، این سوال را در ذهن مطرح میکند که چرا خانواده، که سمبل کانون محبت است، به خون کشیده میشود؟ شهرام محمدی، جرمشناس، قتلهای خانوادگی را به 2 دسته قتل با نیت قبلی و بدون نیت قبلی تقسیم میکند و علت آن را این گونه توضیح میدهد: «بیشتر قتلهای خانوادگی بدون سوءنیت قبلی انجام میگیرد، مثلا 2 نفر از اعضای خانواده با هم درگیر میشوند و در یک لحظه با جنون آنی ناخواسته دست به قتل می زنند. این مساله بستگی مستقیم به آستانه تحمل افراد دارد. جرمشناسان معتقدند میزان تحمل افراد نسبت به گذشته کاهش یافته است که میزان قتلهای خانوادگی را افزایش میدهد.»
سرهنگ عزیز رجبی، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی کشور به خبرنگاران گفته است که آمار وقوع قتل در سال 87 ، نسبت به سال پیش از آن 9درصد افزایش یافته و سهم قتلهای خانوادگی در پروندههای قتل سال 87 ، 30 درصد بوده است. به گفته سرهنگ رجبی، وقوع قتل توسط فرزندان در قتلهای خانوادگی 5/9 تا 10درصد است و میزان قتل توسط والدین در قتلهای خانوادگی 13درصد گزارش شده است
به گفته محمدی، قتلهای خانوادگی به دلایل مختلف از جمله مشکلات مربوط به اعتیاد، مسائل ناموسی، دعواهایی که بر سر تقسیم ارث به وجود میآید و گاهی حسادت بین افراد خانواده ایجاد میشود. او درباره قتلهایی که مسبب اصلی آن اعتیاد یکی از اعضاء خانواده است توضیح میدهد: «یک فرد معتاد دائم به فکر تامین مواد و مکان و زمان استفاده از آن است. ممکن است این فرد برای گرفتن پول از والدین خود یا همسر خود با او درگیر شود و در یک لحظه او را به قتل برساند.
جدا از این، در خانوادههایی که معتاد وجود دارد، همبستگی بین اعضاء خانواده کاهش مییابد و زمینه ارتکاب جرم گسترش پیدا میکند.»
محمدی معتقد است آلودگیهای صوتی، ترافیک و هوای آلوده در محیط شهرهای بزرگ نیز به صورت غیرمستقیم برافزایش میزان جنایت تاثیر دارد: «بیشتر قتلها در شهرهای بزرگ اتفاق میافتد. در شهرهای بزرگ، به دلیل ناآرام بودن محیط، افراد عصبیترند و تحمل کمتری دارند. به عنوان مثال، در شهر تهران جرم و جنایت بیشتر از شهرهای کوچک و خوش آب و هواست. در کشور آلمان که یکی از کمترین آمار وقوع قتل را دارد، ترافیک و آلودگی هوا بسیار کم است.»
یکی از دلایل دیگری که محمدی از آن به عنوان علت غیرمستقیم وقوع قتل در شهرهای بزرگ یاد میکند، از بین رفتن ترس از شناخته شدن است. او در این باره توضیح میدهد: «در شهرهای کوچکتر، جرایم کمتری اتفاق میافتد، چون محیط کوچک است و معمولا افراد همدیگر را میشناسند و اگر اتفاقی بیفتد، خبرش سریع میپیچد، اما چون در شهرهای بزرگ افراد از شناخته شدن نمیترسند، جرایم از جمله قتل بیشتر اتفاق میافتند.»
این جرمشناس، اختلافات مالی و دعواهای تقسیم ارث را یکی دیگر از دلایل مهم قتلهای خانوادگی میداند: «اغناناپذیری افراد، مشکلات مالی و پایین آمدن آستانه تحمل، سبب درگیری قتلهای خانوادگی میشود.»
با این که مطابق قانون، ارثیه زنان نصف مردان است، تعداد مواردی که مردان بر سر ارثیه مرتکب قتل میشوند بیشتر است. محمدی درباره علت این مساله میگوید: «در شهرهای کوچک، این باور وجود دارد که خواهر باید سهم الارث خود را به برادران ببخشد. در چنین مواردی، وقتی زنی ارثیه خود را مطالبه میکند، برادران این مساله را ننگ تلقی میکنند و گاه دست به قتل خواهران خود میزنند. این موارد در آذربایجان، کردستان، ایلام و خوزستان بیشتر شده میشود.»
محمدی تقسیم ارث در زمان حیات را چاره جلوگیری از چنین قتلهایی میداند: «معمولا والدین از ترس این که فرزندان بعد از تقسیم ارث آنها را به سرای سالمندان ببرند، این کار را نمیکنند. اما قانون این مورد را پیشبینی کرده و والدین میتوانند قرار داد تقسیم ارث را بهگونهای منعقد کنند که تا زمان حیات، والد مالک تمام اموال خود باشد و بعد از مرگ او، اموال بهگونهای که او گفته تقسیم شوند.»
این جرمشناس به قتلهای ناموسی که بیشترین میزان قتلهای خانوادگی را تشکیل میدهند اشاره میکند و میگوید: «6 سال پیش پروندهای داشتم که مربوط به قتل دختری به دست برادرش بود. پدر دختر شکایتی از پسرش نداشت و میگفت که پسرش در راه شرف این کار را انجام داده. اما ادعای رابطه نامشروع مقتول ثابت نشد و مشخص شد که تنها یک سوءظن بوده است. قتلهایی که با دلایل ناموسی اتفاق میافتند، مجازاتشان قصاص است، اما اگر ولیدم گذشت کند، بین 3 تا 10 سال حبس مجازات تعیین می شود.» این قانون اکنون به دلیل مشکلاتی که به وجود آورده، در حال بررسی مجدد است.
مسایل اجتماعی، هم به عقیده جامعهشناسان و هم به نظر روانشناسان، از مهمترین عوامل ایجادکننده زمینه وقوع جرایم هستند، اما سهم مسایل روانی را هم در این مورد باید در نظر گرفت.
رابعه موحد، روانشناس این نکته را تایید میکند. او در بررسی موارد مختلف قتلهای خانوادگی، به قتلهایی که در اثر مصرف موادمخدر اتفاق افتادهاند اشاره میکند و میگوید: «قتلهای ناشی از مصرف موادمخدر را باید نوعی خشونت خانگی دانست. این افراد در اثر مصرف موادمخدر بویژه مواد مخدر صنعتی، دچار توهم میشوند و دست به جنایت میزنند. اما در موارد دیگر، مانند قتلهای ناموسی و قتلهای ناشی از اختلافات مالی، ریشه را باید در خانواده و اجتماع جستجو کرد.»
به گفته او،نبود همبستگی خانوادگی و روابط سرد در خانواده زمینه به وجود آمدن خشونت در خانواده و به تبع آن وقوع قتل را افزایش میدهد: «افراد سعی میکنند اختلالات شخصیتی و مشکلات روانی خود را پنهان کنند، اما در لحظات بحرانی کنترل خود را از کف میدهند. مسالهای که اختلالات روانی را تشدید میکند، شرایط نابسامان خانواده است.»
موحد چاره کار را در خانوادهها میبیند: «وقتی در یک جامعه به دلایل مختلف زمینه وقوع جرم وجود دارد، خانوادهها تنها راه نجاتند.
خانوادهها باید روش درست برخورد با یکدیگر و فرزندان را بدانند. وقتی گفتگو جای درگیری و امرونهی را بگیرد، بسیاری از مشکلات حل میشود.»
گفتگو به نظر این روانشناس کلید مشکلات است: «در خانوادهای که همبستگی عاطفی قوی است و اعضای آن به هم اطمینان دارند، جرایم کمتر رخ میدهند. گفتگو و تبادل نظر اعضای خانواده و تبدیل امرونهی به گفتگوی منطقی وابستگی عاطفی را تشدید میکند.»
به گفته کارشناسان، جامعه و خانواده سالم به هم وابستهاند و سلامت یکی بدون دیگری ممکن نیست.
سارا لقایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: