در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چندی پیش درست زمانی که اغلب بازیکنان تمایل داشتند حتی به جای پیوستن به پرسپولیس یا استقلال جذب یکی از تیمهای صنعتی شوند، منتقدان این مجموعهها به صورت جدی وارد گود شدند و با طرح منطقی اعتراضهای خود این روند را زیر سوال بردند. حرف اصلی همه این بود در شرایطی که به عنوان مثال یک باشگاه توان لازم برای اداره امور عادی خود و حتی خرید بازیکنان بومی را ندارد، چرا یک باشگاه دیگر از محل درآمد دولتی کارخانجات صنعتی، دهها و شاید صدها برابر هزینه میکند و ضمن آن سطح توقع و قیمت عرف بازار را بین بازیکنان بالا میبرد؟
همه این انتقادها البته به انجام چند مصاحبه نمادین برای هشدار دادن به باشگاههای صنعتی انجامید که در این میان برخی از این باشگاهها همچون فولاد خوزستان، صباباتری، مس کرمان و این اواخر پیکان با کاهش بودجه چشمگیر مواجه شدند و باشگاههایی نظیر سپاهان، ذوبآهن و سایپا با تغییرات کمتری به کار خود ادامه دادند.
با گذشت مدتی از این طرح به نظر میرسد کاهش بودجه تیمهای صنعتی به جای اینکه فرصتی برای رقابت برابر و تقویت لیگ برتر باشد به چالشی جدی بدل شده که برخی تیمهای نامدار صنعتی را به سراشیبی سقوط میکشاند. فولاد چندی پیش تا جایی پیش رفت که نزدیک بود اصلا تیم فوتبالی نداشته باشد، صباباتری از چرخه باشگاههای صنعتی خارج شد و پس از آن کمتر چهره پرفروغی از همان صبای همیشگی را داشت، مس کرمان پیش از آغاز لیگ نهم حتی تا مرز انحلال پیش رفت و حالا نوبت پیکان است که در این سرازیری برای ماندن دست و پا بزند.
آیا این کاهش بودجه که درخصوص برخی تیمها اتفاق افتاد و اتفاقا باید برای تمام باشگاههای صنعتی رخ میداد، بدون ایجاد پیشزمینه لازم به نتیجهای خواهد رسید؟ با این شیوه بسیاری از تیمهای قدرتمند فوتبال طی سالهای اخیر که برای خود در استانها به قطبی قابل باور تبدیل شده بودند رو به نزول میروند و این نزول به معنای تضعیف لیگ فوتبال ما خواهد بود. تمام اینها نشاندهنده این است که فوتبال ما به معنای واقعی باید به سوی خصوصیسازی حرکت کند و این هدف بدون فراهم کردن بستر لازم محقق نخواهد شد.
باشگاههای فوتبال، بنگاههای سودده
امروزه فوتبال در دنیا یک تجارت پرسود محسوب میشود که باشگاهها در آن نقش بنگاههای سودده را دارند. از وقتی که فوتبال در جهان به عنوان یک حرفه شناخته شده است در اقتصاد نیز صاحب جایگاه بوده و از فوتبال به عنوان صنعتی برای درآمدزایی استفاده شده است. ورودی این صنعت بازیکنان، خروجی آن درآمد و اسپانسر و سایر راههای تولید پول و ارزش افزوده تربیت یک بازیکن آماتور و تبدیل آن به بازیکنی حرفهای برای عرضه در لیگهای کشورهای صاحب سبک در فوتبال است که دقیقا با تعریف صنعت در تجارت مطابقت میکند. اینها را محمدعلی پرتوی، کارشناس ارشد اقتصاد در گفتگو با «جامجم» مطرح میکند و در مورد شرایط این صنعت در ایران میگوید: وقتی بیشتر باشگاههای ما به صورت دولتی تامین و اداره میشوند در واقع رقابت برای درآمدزایی به صفر میرسد و این وابسته بودن به منابع دولتی مانعی جدی در راه درآمدزایی بهینه فوتبال است.
وی میافزاید: در حال حاضر در دنیا آنقدر بحث تجارت فوتبال جدی است که از فعالان این عرصه به عنوان بازرگان یاد میکنند. بازرگانان فوتبال از خرید ورزشکاران و حتی نام آنها سودهای کلان میبرند. فرقی نمیکند باشگاهی صنعتی باشد یا نه، اگر بههرطریقممکن از بودجه دولت تغذیه شود هرگز نمیتواند ادعایی در این تجارت داشته باشد.
وابستگی به دولت، رونق تیمهای صنعتی
اما داستان این وابستگیها از چه زمانی اوج گرفت؟ بیشتر باشگاههای فوتبال ایران توسط ارگانهای دولتی تامین مالی میشوند. از سال 82 به بعد باشگاههای ورزشی دولتی که بیشتر از 70 درصد فعالیت خود را به فوتبال اختصاص میدادند با استناد به حکم تبصره 7 قانون بودجه سال 82 مبنی بر اجاره هزینه یک درصد اعتبارات دستگاهها و شرکتهای دولتی برای ورزش رونق قابل توجهی یافتند. پس از آن با تکیه بر این طرح بعضی شرکتهای دولتی که درآمدهای زیادی با توجه به حجم تولیدات و مبادلات اقتصادی داشتند نظیر سپاهان، سایپا، ایرانخودرو، ذوبآهن و فولاد خوزستان تیمهای فوتبال رونقیافتهای را در لیگ برتر داشتند، اما این بودجه و هزینهها در ادامه راه همانطور که گفته شد با انتقادهای جدی روبهرو گشت تا عاقبت به کاهش ناگهانی بودجه برای بیشتر تیمها برسد. البته حیات باشگاههای صنعتی هم بستگی زیادی به طرز فکر مدیران صنایع دارد، در حقیقت هرگونه تغییری میتواند به منزله تغییر در قدرت تیمهای صنعتی باشد و اینگونه است که کارشناسان خطر سقوط و تضعیف تیمهای صنعتی را بیش از پیش احساس میکنند.
کوچ بازیکنان به لیگهای حوزه خلیجفارس
بسیاری از اهالی فوتبال کوچ تعداد زیادی از بازیکنان ایرانی به لیگهای حوزه خلیجفارس را به همین کاهش بودجههای کارشناسی نشده ربط داده و میدهند. این عده بر این باورند که تعدادی از باشگاهها که خود را قربانی انتقادها میدانستند با فروش بازیکنان مستعد و آیندهدار خود به لیگ کشورهای حوزه خلیجفارس قصد داشتند از این راه با کسب درآمد مقطعی، اندکی از کسری بودجه را جبران کنند. در حالی که در درازمدت ثابت شد بسیاری از این نقل و انتقالات نهتنها سودی برای فوتبال ما نداشت بلکه بازیکن را به پایانی غیرقابل باور و انتظار نزدیک کرد. در حقیقت فوتبال ما مثل تمام مواقعی که بیگدار به آب زده است این بار هم تاوانی را داد که میتوان آن را نوعی سرمایهسوزی خواند.
دولت و ساخت ورزشگاه برای تیمهای مردمی
اما برای رهایی از این وضعیت چه باید کرد؟ یکی از مدیران تیمهای صنعتی که البته حالا پستی در این تیم ندارد و نمیخواهد نامی از او ببریم به عنوان راهکار به «جامجم» میگوید: دولت باید خط پایانی بر تیمداری بکشد. باید به جای تیمداری برای تیمهای مردمی ورزشگاه بسازد و هزینه را صرف زیرساختهای ماندگار کند. اگر تیمهای تحت حمایت صنایع بخواهند به طور ناگهانی با کاهش بودجه مواجه شوند، همین میشود که میبینیم؛ هیچکدام قدرت و اقتدار سابق را ندارند. این کار به یک پروسه 2 تا سهساله نیاز دارد که تیمهای صنعتی بتوانند منابع ارتزاق خود را تامین کنند، در غیر این صورت اگر نخواهیم این فرصت را ایجاد کنیم، باید آنها را به بخش خصوصی واگذار نماییم.
کاهش بودجه و چالشهای جدی
بعد از ورشکستگی کارخانه ایرانخودرو باشگاه فرهنگی ورزشی پیکان با حذف تعدادی از تیمهای ورزشی خود ازجمله تیمهای پایه فوتبال سعی در کاهش هزینهها داشت تا این که تیم بزرگسالان نیز با دردسرهایی مواجه شد و چندی پیش حتی خبر احتمال واگذاری امتیاز باشگاه پیکان دهان به دهان پیچید. گفته میشود با تامین منابع مالی جدید مسوولان فعلا از انجام این کار منصرف شدند، اما صاحبپناه، مدیرعامل باشگاه پیکان کلا همه چیز را تکذیب میکند و به «جامجم» میگوید: پیکان در حال حاضر جزو تنها تیمهای باشگاهی است که 20درصد قرارداد بازیکنان را پرداخت کرده است. در مورد فروختن امتیاز هم باید بگویم فقط شایعه است، بنده به عنوان مدیرعامل هیچ دستوری از مافوق خود برای فروش امتیاز ندارم.
وی درخصوص کاهش بودجه تیمهای صنعتی و چالشهایی که با آن مواجه هستند، میگوید: امسال سعی کردیم با حداقل هزینه حداکثر بهرهوری را داشته باشیم؛ هزینهای که خیلی از باشگاهها صرف به خدمت گرفتن بازیکنان یکی از خطوط خود کردند ما صرف کل تیم کردیم. مشکل تیمهای صنعتی در درست هزینه کردن است. اگر متعادل رفتار کنند، مدیران مافوق هم با میل و رغبت بیشتری به تیمداری میپردازند، این حقیقتی است که لازمه صنعت تبلیغ است و تبلیغ هم از راه ورزش به بهترین شکل ممکن میسر میشود.
صاحبپناه تاکید دارد ورزش فوتبال برای متمولشدن در کشور ما باید از حالت کنونی خارج شود. وی تصریح میکند: این شیوه تیمداری دیگر در دنیا منسوخ شده است. الان با این شیوه حتی کاهش بودجه تیمهای صنعتی به برابری و تقویت لیگ برتر منجر نمیشود و اگر با تدبیر و دوراندیشی نباشد، نتیجهای جز تضعیف تیمهای ریشهدار و ضعف کل لیگ ندارد. راهکار هم برای درآمدزایی زیاد است. در کشور ما متاسفانه مارکتینگ (مدیریت بازاریابی) رعایت نمیشود. درآمد حق پخش تلویزیونی اولین گام بود. بعد از آن هم بلیتفروشی و حق کپیرایت، ساخت کمپها و هتلهای ورزشی و مواردی از این دست میتواند باشگاهها را به خودکفایی برساند. در حقیقت بودجه دولت صرف امور زیرساختی میشود که در آیندهای نزدیک باشگاه را به خودکفایی میرساند وگرنه با این وضع از کیفیت لیگ و مسابقههای آن روز به روز کاسته میشود.
تیمهای ریشهدار در سراشیبی سقوط
ناصر شفق، مدیرعامل تراکتورسازی که اتفاقا باشگاهش این اواخر تا جایی مشکل داشت که گفته میشد چشم به کمکهای مردمی هوادارانش دوخته است، در گفتگو با «جامجم» خصوصیسازی را چاره اول و آخر باشگاههای فوتبال عنوان میکند و میافزاید: راهکار اساسی اجرای اصل 44 قانون اساسی در راستای خصوصی شدن است. الان باشگاه تراکتورسازی با بودجه جمعا یک و نیم میلیاردی نیز دچار مشکل است و واقعا با این مبالغ نمیتوان در اندیشه درخشش در لیگ برتر بود. به نظر من سازمان تربیت بدنی باید با واگذاری ورزشگاههای استانها به تیم برتر آن استان اولین گام را بردارد. کاهش بودجه اگر اصولی نباشد، چاره کار نیست و تیمها را به سراشیبی سقوط میکشاند. هرچند که کارخانجات صنعتی هم نمیتوانند تا ابد جور ورزش را بکشند. ابتدا باید حق کپیرایت را اجرا و بعد در راستای تجاری شدن باشگاهها برای درآمدزایی تلاش کرد.
... و دوباره خصوصیسازی
و اما خصوصیسازی در ورزش؛ طبق برنامه چهارم توسعه و اصل 44، کلیه باشگاههای ورزشی دولتی باید به بخش خصوصی واگذار شوند . درخصوص پرسپولیس و استقلال این طرح در سال 84 به تصویب هیات وزیران رسید و به سازمان خصوصیسازی تفویض شد، اما با روی کار آمدن محمد علیآبادی در سازمان تربیت بدنی بیشتر وقت وی و عوامل زیرمجموعهاش صرف کارهای عمرانی در ورزش شد. با وجود این که علیآبادی هم تنها راه نجات ورزش از شرایط کنونی را بارها واگذاری به بخش خصوصی عنوان میکرد، اما این طرح متوقف شد. حالا با روی کار آمدن علی سعیدلو به واسطه مسوولیتهای اجرایی که پیش از این داشته و نزدیکی به شخص رئیسجمهور جامعه ورزش انتظار دارد در راستای ایجاد تحول جدی گامهای جدیدی برداشته شود.
سارا احمدیان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: