در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما در این میان، اکنون که بیش از 2 دهه از این رویداد گذشته است، یادگارهای دفاع مقدس چه شدهاند؟ آیا این نگاه را همیشه داشتهایم؟ در گفتههایمان مدام تکرار میکنیم نباید فرهنگ دفاع مقدس از بین برود، اما این گفته در رفتارهایمان هم نمود داشته است؟
راستی این روزها از کدام یک از شهرهای جنگزده، که به طور مستقیم با حضور بیگانه در ارتباط بودهاند، میتوان سراغی از جنگ گرفت. به جرات میتوان گفت؛ هیچ کدام. نگاهی به آبادان امروز یا دیگر شهرهای جنوبی که به طور مستقیم درگیر جنگ بودهاند، بیندازید. این شهرها هیچ تفاوتی نمیکنند با مثلا یک شهر دیگر که نه صدای پای بیگانه را شنیده است و نه چیز دیگری.
چند سال از پایان 8 سال دفاع مقدس میگذرد. چند موزه جنگ در کشور داریم؛ موزههایی که همهشان حماسههایی باشند که در جبههها خلق شده. هرچند ناگفته پیداست در چند شهر موزههایی برای نگهداری یادگارهای 8 سال حماسه و ایثار ایجاد شده اما آن گونه که باید در حد و اندازه فرهنگ غنی و پربار دفاع مقدس نبودهاند. در همین پایتخت ایران، یعنی شهر تهران هم جای خالی چنین موزهای به چشم میآید. این جای خالی قرار است با راهاندازی موزه جنگ ایران در تپههای عباسآباد تهران پر شود؛ موزه جنگی که با توجه به زمان خاتمه جنگ بسیار با تاخیر ساخته شده، اما همین اتفاق هم میتواند آغازی باشد برای توجه دوباره به این مفهوم. امیدواریم سال آینده در همین ایام بتوانیم در موزهای قدم بزنیم که در شأن دفاع جانانه مردم این مرزوبوم ساخته شده باشد.
مهدی نورعلیشاهی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: