پای صحبت‌های یک خانم هنرمند

دست بافته‌هایی از جنس موسیقی

کد خبر: ۲۷۷۴۵۷

خانم زنده دل! داستان رومیزهای متفاوت شما چیست؟

داستان بافتن و قلاب بافی برمی‌گردد به سال‌های نوجوانی من و علاقه مادرم به بافتن. مادر من بافتن را دوست دارند از هر نوعش هم که باشد فرقی نمی‌کند، بافتن نخ، کاموا و ... و حتی قلاب بافی میراث ایشان به من هم همین هنر قلاب بافی است. اصلا علاقه ایشان به هنر باعث شد که من هم به کارهای دستی از پولک دوزی و نواردوزی و بافتنی گرفته تا همین قلاب بافی علاقه‌مند شوم. در میان همه آنها هم که قلاب بافی برایم دنیای دیگری بود از وقتی که به یاد دارم همیشه و همه جا در خانه و حتی محیط کار قلابی در دست داشتم و نخی که لحظه ای از بافتن جا نمانم! خب فکر می‌کنم این همه علاقه کافی بود تا به بافت با نوارهای کاست به جای استفاده از نخ قلاب بافی برسم.

خب علاقه که جای خود را دارد خیلی‌ها هم مثل شما قلاب بافی را دوست دارند اما فکر استفاده از نوار کاست به جای نخ قلاب بافی تنها به ذهن شما رسیده!

خب شاید باید دلیلش را در دوران کودکی‌ام دنبال کنم. من همیشه به کارهای متفاوت علاقه داشتم اصلا دلم می‌خواست مخترع شوم. با خودم فکر می‌کردم بالاخره باید روزی چیزی اختراع کنم که هم به درد خودم بخورد هم دیگران. هر چند که هنوز هم به این آرزو نرسیدم اما همیشه امیدوارم که روزی این آرزویم هم برآورده ‌شود. چون همیشه ذهن خلاق و ایده پردازم با من همراه بوده و همیشه فکرهای تازه‌ای برای به کار بستن دوباره موادی که خیلی وقت‌ها به راحتی از کنار آنها می‌گذریم به سراغم می‌آید. البته این روحیه هم یادگار روزگار نوجوانی است. همان روزها که کتانی ام هم بعد از مدت کوتاهی رنگ و رویش را از دست بود و من مانده بودم و کتانی رنگ و رفته‌ای که همیشه دوستش داشتم که با دیدن طناب‌های لباسی که مادرم به خاطر بدون استفاده ماندن خیال داشت دورشان بریزند فکری بسرم زد. دورتادور کتانی‌های دوست داشتنی ام را ردیف به ردیف با طناب‌های زرد و قرمز مادرم پوشاندم. کتانی‌ها آنقدر عوض شده بودند که واقعا خودم هم باورم شده بود که یک جفت کتانی تازه دارم و جالب‌تر این‌که خیلی از همکلاسی‌هایم با علاقه از من نشانی مغازه خرید کفش‌ام را می‌پرسیدند!

و بالاخره چه طور شد که نوار کاست جای نخ قلاب بافی شما را گرفت؟

6 سال پیش بود که در ساعات پایانی روز کاری در محل کارم مثل همیشه مشغول قلاب بافی بودم. صدای موزیک هم در محیط جاری بود که ناگهان نخ قلاب بافی من تمام شد و من ماندم قلاب بدون نخ، درست همان موقع ضبط صوت هم با صدای عجیبی از کار افتاد. سراغ نوار کاست رفتم و دیدم که نوار بین چرخ دنده‌های ضبط صوت گیرکرده و پاره شده، نوار کاست را در دست گرفته بودم و با آن ور می‌رفتم تا شاید راهی برای درست کردنش به ذهنم برسد. اما موفق نشدم بنابراین قلاب و نوارهای بریده کاست در دست منتظر زمان رفتن شدم، اما از ‌آنجایی که هیچ وقت نمی‌توانم بیکار بمانم شروع کردم به بازی کردن با نوار و قلاب که ناخودآگاه دیدم شروع کردم به ادامه بافت با نوار کاست به جای نخ قلاب بافی. اولش برای خودم هم غیر قابل باور بود اما کمی‌که گذشت بعد از این‌که تمام انواع بافت را روی کار تجربه کردم مطمئن شدم که این یک بافت متفاوت است. بافتی که از ذهن خود من تراوش کرده بود.

اما واقعا این رومیزی‌ها استحکام و ماندگاری رومیزی‌های قلاب بافی شده را دارند؟

بله، حتی شاید بتوانم بگویم خیلی هم بیشتر از آنها. من هنوز از همان رومیزی‌هایی که 6 سال پیش برای اولین بار بافتم استفاده می‌کنم. این رومیزی‌ها کاملا قابل شست و شو و ماندگار هستند. برای هر شستشو هم فقط کافی است که آنها را زیر آب بگیریم و بعد از چند بار تکان دادن خشک شان کنیم. آن وقت می‌بینیم که به همین راحتی به تمیزی و زیبایی روز اولشان می‌شوند. درحالی که رومیزی‌های قدیمی ‌با گذشت زمان به دلیل تغییر رنگ نخ و بعد از شست و شو معمولا دیگر آن ظرافت و زیبایی ابتدایی‌شان را ندارند.

برخورد کسانی که برای اولین بار رومیزی‌های متفاوت شما را می‌بینند باید جالب باشد.

خب استقبال آنها فوق‌العاده است. با تعجب و لذت به کار نگاه می‌کنند و از جنسش می‌پرسند. جالب است که اغلب فکر می‌کنند کارها با نخ لمه بافته شده و تا زمانی که رومیزی را از نزدیک لمس نمی‌کنند باورشان نمی‌شود این‌ها همان نوارهای کاست قدیمی‌خودمان هستند.

یک سوال کمی‌ متفاوت؛ تا به حال قبل از بافتن نوارهای کاست، هوس کردید برای آخرین بار هم که شده آنها را گوش کنید؟

روزهای اول که من این کار را شروع کردم اغلب از نوارهای کاست قدیمی‌خودم که بارها آنها را گوش داده بودم استفاده می‌کردم. خب طبیعی هم بود که این نوارها آنچنان قدیمی ‌و کهنه بودند که اصلا از نظر کیفیت قابل گوش دادن دوباره نبودند، اما بعد از مدتی ناچار بودم که برای بافت‌های تازه دنبال مغازه‌دارهای قدیمی‌ بروم و از آنها نوار کاست بخرم. خیلی از نوارهایی که بدستم می‌رسیدند پاره بودند و قابل گوش دادن هم نبودند، اما هر از گاهی نوارهای سالم را برای آخرین بار گوش می‌دادم تا با آنها خداحافظی کنم.

ایده تازه‌ای برای بافته‌هایتان ندارید؟ اصلا خیال دارید بافته‌هایتان را به شیوه متفاوتی دنبال کنید؟

چرا اتفاقا همیشه به این موضوع فکر می‌کنم. مدتی هم هست که روی نوارهای ویدیو کارمی‌کنم، اما این بار خیال دارم از این نوارها برای بافتن پرده استفاده کنم.

فکر می‌کنید نوارهای ویدیو با همین قلاب‌های ساده قابل بافتن هستند؟!

خب طبیعی است که برای بافتن آنها باید از میل‌های بافتنی استفاده کنم نه قلاب قلاب بافی. استحکام و عرض بیشتر این نوارها من را به فکر بافتن پرده انداخته. به هر حال دیر یا زود این ایده را هم عملی می‌کنم.

خانم زنده دل تا به حال به این فکر کرده اید که روزی ممکن است تمام نوارهای کاست تمام شوند؟!

نه! راستش را بخواهید تا به حال به این موضوع فکر نکرده بودم، اما می‌دانم که در آن صورت هم کوتاه نمی‌آیم و حتما یک راه تازه برای بافتن دست و پا می‌کنم. راهی که بدون شک در آن اثری از بازگشت دوباره به همان نخ‌های قدیمی‌ نباشد!

آزاده تنها

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها