در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آیا رئال مادرید واقعا به هافبک لیورپول نیاز داشت؟ شکی نیست که ژابی آلونسو، هافبک وسط، مدیر و بازیساز است و چون اسپانیایی است، طبعا بهتر و سریعتر از دیگر خریدهای اخیر کهکشانیها، جذب محیط خواهد شد و کلاس بالا و قوهمدیریت و شوتزنیاش، چیزهایی است که هر تیمی در سطح جهان به آن نیازمند است.
اما رئال در نقطه و منطقهای وی را خریده که پیشتر، محمد دیارا و لاسانا دیارا را در اختیار داشت و هرچند آمدن ژابی به معنای رفتن یکی از این دو است، اما بهرغم جذب رائول البیول، اگر رئال یک مدافع وسط دیگر میخرید، به نفعش بود و به این متاع با احتساب کوچ فابیوکاناوارو ایتالیایی بیشتر نیاز داشت تا به هافبکی که بههرحال، با حضور امثال گوتی، اشنایدر، فان درفارت و گاگو امثال آن را فراوان داشته و این استدلال هم که اشنایدر و حتی گاگو رفتنیاند، خرید یک هافبک وسط ولو خوب را موجه جلوه نمیدهد.
لابد مانوئل پیگرینی اینها را بهتر از هر کسی میداند. آیا باید به این نتیجه رسید که فلورنتینوپرز مثل دوره اول ریاستش بر رئال مادرید برای جذب نفرات تازه با سرمربی منتخباش صحبت و تفاهم نمیکند و صرفا ملاحظات تجاری را مبنا میگذارد؟
خورگه والدانو که با رجعت این ساختمانساز و زمیندار بزرگ به برنابئو یک بار دیگر مدیر فنی این باشگاه شده به جای پاسخگویی به این مساله میگوید: با آمدن ژابی آلونسو، خریدهای عمده و اصلی ما برای فصل 2010 - 2009 تمام شد. شاید خریدهای دیگری هم داشته باشیم، اما هدف و بنای کارمان در این لحظه این نیست. قبل از شروع تابستان، پیگرینی به من متذکر شد که باید در 2 نقطه خریدهای مهمی داشته باشیم؛ یکی خط دفاعی و بخصوص مرکز آن و دیگری در خط میانی و این کاری است که ما انجام دادهایم و ژابی آلونسو، جدیدترین نمونه و محصول آن است.
برخلاف ادعاها
اما رئال در تابستانی که رو به پایان است کریستیانو رونالدو، کاکا و کریم بنزما را هم استخدام کرد که حتی اگر کاکا را هافبک بینگاریم، مردی میانی است که فقط به حمله و گلسازی میاندیشد، بنابر این اولین نتیجهای که میتوان گرفت، این است که پرز و سردار اول او (والدانو) ابتدا به انباشت مجدد ستارهها در برنابئو و کهکشانی کردن آن میاندیشیدهاند و نه لزوما تامین ملزوماتی که مربی سابق ویارئال در نخستین فصل حضورش در برنابئو برای کامل کردن کار خود بدان اعتقاد داشته است.
به گزارش مطبوعات اسپانیا، قراردادی که رئال با ژابی آلونسو بسته، 4 ساله و به بهای 30 میلیون یوروست، لیورپول این تفکر و پشتوانه را داشت که با احتساب حضور خاویر ماسکرانو آرژانتینی و البته استیون جرارد نیازی به یک هافبک وسط اضافی نداشت و لابد به همین خاطر بوده که رافا بنیتس، مربی اسپانیایی مستقر در آنفیلد به جای پای فشردن بر مبلغ تعیین شده توسط خودش برای فروش آلونسو (35 میلیون یورو) ترجیح داده است که طبق خواسته مالکان آمریکایی لیورپول (جورج جیلت و تام هیکس) عمل و کار را تمام و آلونسو را به برنابئو منتقل کند.
با هدف سودجویی
اما در جناح رئال معلوم نیست که مدیران باشگاه به چه میاندیشیده و به کدام سمت و سو چشم داشتهاند، اگر بخواهیم آمار و ارقام دقیقتری را به دست بدهیم، باید متذکر شویم که رئال در این تابستان دقیقا 8 بازیکن جدید را با بهای کلی بیش از 250 میلیون یورو جذب خویش کرده است. این رئالیهای جدید کریس رونالدو، کاکا، بنزما، البیول و آلونسو که پیشتر هم نامشان آمد و همچنین استپان گرانرو، الوارو نگردو و الوارو اربلوا هستند و جالبتر این که نفر آخر (اربلوا) مثل آلونسو از لیورپول به رئال کوچ کرده است. در میان آنها همان طوری که لابد میدانید کریستیانو رونالدوی پرتغالی 94میلیون یورو (130میلیون دلار) آب خورد تا با درهم شکستن رکورد انتقال زینالدین زیدان از یوونتوس به رئال مادرید تبدیل به گرانترین بازیکن تاریخ شود و البته کاکا هم که 67 میلیون یورو هزینه استخدامش شد از 65 میلیون دلاری که در سال 2001 صرف کشاندن رنیرو از دلآلپی به برنابئو شده بود، فراتر رفت.
پرز که جای رامون کالدرون، متهم به فساد و تقلب را در مقام ریاست رئال گرفته و به پستی که از 2000 تا 2006 در اختیار داشته، بازگشته است میتواند مدعی شود که تقریبا به تمام وعدههای انتخاباتیاش در زمینه خرید بازیکنان نامدار عمل کرده اما احساس عمومی در برنابئو و جامعه فوتبال اسپانیا این است که پرز یک بار دیگر به مربی منتخب خود نارو زده و نه براساس نیازهای فنی تیم و برای پر کردن خلاهای نشان شده از سوی سرمربی، بلکه با تجارت و سودجویی هرچه بیشتر از نفرات تیمش دست به خریدهای فوق زده است.
یک موج بزرگ
او کریس رونالدو را خریده زیرا میداند با فروش یادبودها و پیراهن و سایر متاعهای مزین به نام او و افزایش حق پخش تلویزیونی مسابقات تیمش میتواند پول نجومی استخدام او را حداکثر در 6 ماه پس بگیرد و این برای کاکا و بنزما هم صدق میکند و تبلیغی که میتوان روی این نامهای بزرگ صورت داد، بسیار بیش از آنی است که میشد روی خریدهای اصلی مورد نیاز پیگرینی انجام داد. حتی در دوران اوج جواب دادن سیاستهای موسوم به کهکشانیها در مقطع اول ریاست پرز، او همین برخورد را با ویسنته دلبوسکه موفقترین سرمربی منتخب خویش داشت و با جانشینان وی نیز برخوردی مشابه کرد و نگاه او به پیگرینی نیز که پس از چند سال حضور موفقیتآمیز در جمع «زیردریاییهای زرد( »ویارئال) دشوارترین و پرمسوولیتترین شغل عمرش را پذیرفته، چنین بوده است. پرز معتقد است با یک موج بزرگ تبلیغاتی و با جذب ستارهها میتوان عناوین را از مشت بارسلونا که فصل پیش 3 جام بزرگ داخلی و خارجی را به دست آورد، بیرون کشید و هر چند این ادعا با شروع فصل جدید لیگ اسپانیا (از 7 شهریور) تست میخورد اما به نظر نمیرسد دلمشغولی اصلی پرز مساله فوق باشد. او ابتدا به دنبال ایجاد فضایی پر از امکانات و راهها و گزینهها برای انجام کارهای تجاری دلخواهش و مانور روی نام ستارهها با نیت فوق است و از این طریق، خود را بیش از پیش در مسیر مانورهای تجاری دلخواه خود قرار داده و سایر تاجران را به قبول خواستههای خود وادار خواهد کرد و میتواند حرف اول را در اقدامات بعدی تجاریاش بزند و اگر بزند با پول آن میتوان سایر ستارهها را هم خرید.
آیا کافی است؟
بنابراین تا اطلاع ثانوی همه چیز در رئال و سرنوشت این تیم در فصل جدید در دست پیگرینی خواهد بود و اوست که باید با این نفرات کار کند و بهترین ترکیب را از میان آنها بیرون بکشد و پرز و شرکایش را به حال خود بگذارد تا کارهایی را که گفتیم صورت دهند. پرز در اواخر دوره اول ریاستش در برنابئو تحت این انتقاد قرار گرفت که چرا بیشتر به فکر جذب ستارهها بوده و آنها را بر بازیکنان زحمتکشتر و بخصوص مدافعان ارجح شمرده و به چه سبب تیم را پر از خارجیها کرده و فقط یک بازیکن زبده اسپانیایی خریده است. او این بار قدری متفاوت عمل کرده و بعد از جذب البیول، اربلوا و آلونسو و با احتساب این که از قبل کاسیاس و سرخیو راموس در برنابئو بودند، 5 تن از اعضای تیم فاتح یورو 2008 را در باشگاهش در خدمت دارد؛ اما آیا کافی است؟ اگر پاسخ این سوال اینک مشخص نیست و فقط در پایان فصل جدید روشن میشود، این مساله مشخص است که پرز مثل دوره اول حضورش در رئال و حتی بیش از آن دوران تحت این انتقاد قرار دارد که با پرداخت ارقام کلان مورد بحث اصل رقابت جوانمردانه و منصفانه و پایاپای را زیر سوال برده؛ زیرا دیگران چنین پولهایی برای جذب ستارهها ندارند و به تبع آن زیر سرمایههای کلان پرز محو و ناپدید میشوند و به تیم وی میبازند و عناوین و جامها را به رئال و امثال آن میسپرند.
منبع : Soccernet
آگوست 2009
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: