وقتی خانه ناامن می‌شود

کد خبر: ۲۶۹۲۰۰

اما نکته قابل ملاحظه اینجاست که طبق آمارهای رسمی، در بسیاری از کشورها تعداد پسران فراری به مراتب بیش از دختران است.

آمارهای جهانی به نقل از سایت سازمان ملل نشان می‌دهد سالانه بین 6/1تا 8/2 میلیون جوان از خانه فرار می‌کنند که بیش از نیمی‌از آنها را پسران تشکیل می‌دهند.

والدین گرامی‌توجه داشته باشند که سنین 13 تا 18 سال بحرانی‌ترین سن برای آسیب‌پذیری نوجوانان است و باید در این سنین توجه ویژه‌ای به آنها داشته باشند.

بعضی اوقات پسرها معتقدند که دختران بیشتر مورد حمایت اطرافیان و خانواده قرار می‌گیرند، اما این پسرها هستند که علاوه بر تحمل ناکامی‌های خود از آنها انتظار می‌رود در آینده از خانواده‌شان نیز حمایت کنند و نگران آینده و چگونگی اداره زندگی نیز باشند.

به عبارت دیگر، حمایت‌های عاطفی ــ خانوادگی و حتی مالی برای دختران به مراتب بیشتر از پسران است و این مسائل آنها را بیشتر تحت‌تاثیر قرار می‌دهد.

در اکثر مواردی که پسران از خانه فرار می‌کنند، احساس تنهایی به چشم می‌خورد.

به جرات می‌توان گفت در تمامی‌مواردی که پسران از خانه فرار کرده‌اند، مشکلات خانوادگی و نه تنها مشکلات مالی و یا... به چشم می‌خورد.

در 47 درصد از افرادی که از خانه فرار کرده‌اند، مشکل مشاجره با والدین به عنوان مشکل اصلی وجود دارد.

50 درصد از پسران فراری ادعا می‌کنند یکی از والدین به آنها گفته‌اند که اگر از شرایط خانه راضی نیستی، آن را ترک کن. اما به این فکر نکرده‌اند که اگر فرزندشان خانه را ترک کند، بدون پناه و حامی‌و شغل چگونه زندگی خواهد کرد.

باید توجه داشت که در 34 درصد از پسران فراری روابط نامشروع جنسی و حتی سوء‌استفاده‌های جسمی‌و جنسی به چشم می‌خورد.

ــ بیش از 7 درصد از آنها به قاچاق و معاملات نامشروع روی می‌آورند.

ــ سال 2002 تخمین زده شد بیش از 70 درصد از پسران فراری جانشان در خطر است و 17 درصد واقعا جان خود را از دست می‌دهند.

ــ 12 درصد از آنها دست‌کم یک شب را در خیابان و بدون سرپناه گذرانده‌اند.

ــ 50 درصد از پسران فراری 16 سال به بالا ترک تحصیل می‌کنند و به کارهای پست روی می‌آورند.

این جوانان خانواده‌شان را محیطی بی‌قانون، با عملکردی نامناسب، نامطلوب، کم‌محبت یا بی‌محبت و حتی در مواردی، خطرناک توصیف می‌کنند.

گاهی اوقات محیط خانواده نه‌تنها خالی از محبت و صمیمیت می‌شود بلکه فضای بی‌اهمیتی و بی‌اعتنایی به یکدیگر و حتی سوءاستفاده‌های مالی و جسمی‌نیز در آن مشاهده می‌شود.

به بیان دیگر، اعضای خانواده با هم زندگی نمی‌کنند، فقط در کنار هم زندگی می‌کنند و هریک به فکر منافع فردی و خصوصی خودشان هستند و برای تامین این منافع حاضرند از حقوق مالی و فردی دیگران هم بگذرند.

مشاجرات و درگیری‌های دائمی‌میان والدین از اصلی‌ترین نیروهای دافعه فرزندان بویژه جوانان و نوجوانان است.

چنین والدینی به دلیل نداشتن رضایت در زندگی بیشتر تحت استرس هستند و با فرزندان نیز مشاجره و بحث‌های بی‌نتیجه دارند.

لجبازی از اصلی‌ترین مشخصه‌ها در این گونه خانواده‌هاست.

منشأ بسیاری از کجروی‌ها و جرایم مانند مصرف موادمخدر و... نیز ریشه در تغییرات مداوم در ساختار خانواده و حتی طلاق یا مرگ یکی از والدین دارد.

تحقیقات انجام شده در سال گذشته نشان می‌دهد که اصلی‌ترین علت فرار پسران از خانه در ارتباطات منطقی و عاطفی اعضای خانواده است، وگرنه در صورتی که اعضای خانواده با همدلی و محبت با مشکلات اجتماعی و اقتصادی و حتی شغلی مواجه شوند، موفق خواهند بود و کار به فرار نمی‌‌کشد.

سحر کمالی‌نفر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها