در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
استفاده از 10 سرمربی آن هم در کمتر از یک دهه از آن اتفاقات کمسابقه است که تنها در ایران رخ میدهد. در کشورهای صاحب فوتبال آمار کاملا با ایران متفاوت است، در آلمان، انگلیس، فرانسه و ایتالیا در این مدت از 3 مربی و در اسپانیا از 4 مربی استفاده شده است و معدود تیمهای ملی را میتوان پیدا کرد که در این زمینه به پای ایران رسیده باشند.
البته ایران در این 9 سال چند مربی موقت مثل منصور ابراهیمزاده و اریش روته مولر هم داشته که اگر آنها را به فهرست سرمربیان اضافه کنیم به تغییرات بیشتری میرسیم. در بین 9 سرمربی گذشته تنها برانکو ایوانکوویچ آن هم در دوره دوم مربیگریاش حضوری بیش از 14 ماه را روی نیمکت ایران تجربه کرده است و عمر مربیگری سایر مربیان کمتر از 14 ماه بوده، در این میان محمد مایلیکهن تنها با 15 روز بر عهده داشتن سمت سرمربیگری تیم ملی رکورددار است. به هرترتیب این آمار نشان میدهد که عمر مربیگری در تیم ملی ایران بسیار کوتاه است و به هیچ وجه با استانداردهای بینالمللی سازگاری ندارد. در کشورهای اروپایی حداقل 4 سال به یک سرمربی فرصت داده میشود، مگر اینکه آن مربی در رقابتهای جام ملتها یا جام جهانی آنقدر بد نتیجه بگیرد که عمر مربیگریاش از 2 سال بیشتر ادامه پیدا نکند، مثل روبرتو دونادونی در ایتالیا و یا اینکه خود مربی تمایلی به ادامه کار نداشته باشد مانند یورگن کلینزمن در آلمان و در کل کمتر دیده میشود یک مربی با چند ماه کار برکنار شود.
در حالی که همه میدانند «ثبات» یکی از عوامل اصلی موفقیت هر تیم است چرا در تیم ملی ایران این اصل رعایت نمیشود؟ به نظر میرسد که یکی از دلایل اصلیاش این است که متولیان فوتبال ایران در ابتدا انتخاب مناسبی انجام نمیدهد و بعد از چندماه در پی نتایج ضعیف تیم ملی و فشار مردم و رسانهها مجبور میشوند که دست به تغییر بزنند. اگر از همان ابتدا یک مربی مناسب برگزیده شود و فرصت کافی هم در اختیار او قرار بگیرد دیگر نیازی به این همه رفت و آمد نمیشود. در بین مربیان تیم ملی ایران در دهه 2000 برانکو از بیشترین زمان برخوردار بود و اتفاقا بهترین عملکرد را از خود به جا گذاشت.
در مرحله اول سرمربیگری او در تیم ملی، ایران قهرمان بازیهای آسیایی شد و در مرحله دوم عملکرد مناسبی در جام ملتهای آسیا در سال 2004 داشت و بسادگی هم به جام جهانی 2006 صعود کرد. این نشان میدهد که انتخاب برانکو به درستی صورت گرفته بود و فرصت کافی هم در اختیارش قرار گرفت، البته نباید این نکته را هم نادیده گرفت که این مربی کرووات با کسب نتایج خوب این فرصت را برای خودش به وجود آورد، اما دیگر مربیان از چنین امتیازی محروم بودند.
در این میان تمدید قرارداد افشین قطبی حداقل این امیدواری را ایجاد میکند که او فرصتی بیشتر از گذشتگان خود داشته باشد و همین فرصت به او این اجازه را بدهد که تیم ملی را از شرایط نه چندان قابل قبول کنونی خارج کند. قرارداد قطبی به مدت 20 ماه دیگر تمدید شده و باتوجه به اینکه او از اردیبهشت مربی ایران بوده میتواند مدت حضورش در تیم ملی ایران را به 2 سال برساند که هیچکدام از 3 مربی سابق تیم ملی به این عدد نرسیدند. به نظر میرسد تیم ملی بعد از سالها ثبات را به خود میبیند و میتوان امیدوار بود این ثبات آرامش و موفقیت را به تیم ملی ایران برگرداند. آیا قطبی میتواند پایانی باشد به داستان بیوفایی نیمکت تیم ملی ایران؟
مهدی زعیمزاده

در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: