در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شخصی که اکنون ردای پاپی بر تن دارد، بنا به برداشت بسیاری از متفکران وناظران بیش از بسیاری از اسلاف خود از فلسفه و سیاست و فرهنگ و تاریخ مطلع است. بنابرایِن نباید سخنی را که اظهار میکند ساده انگاشت و اگر باعث واکنشی منفی در ملت و مردمانی شد آن را به حساب خطایی معمولی گذاشت. آنچه مسلم است، پاپ مبلغ و حافظ مرزهای مسیحیت است و سابقه وی نشان می دهد که وی ازاین حیث بیش از اسلاف خود حمیت و تعصب دارد و قطعا در موضع گیری های مربوط به سایر ادیان به نحوه دفاع از مسیحیت و حفظ شان و مقام مسیحیت در عالم امروز می اندیشد. یکی از دغدغه های بزرگ مسیحیت آینده اروپا است. طبق آمار رسمی در اروپای سال 2040 چهل درصد اروپاییان مسلمان خواهند بود. تنها همین یک نکته در ذهن هر مسیحی متدینیاین دغدغه را ایجاد میکند که آیا به راستی دیگر از اروپای مسیحی خبری نیست. با این اشاره به وجه دیگری از قضیه که نحوه واکنش مسلمانان نسبت به سخنان پاپ و چشم اندازی ازآینده چنین ماجراهایی میپردازیم.
نحوه برخورد با پاپ بسیار متفاوت و متنوع بوده است؛ از تهدید القاعده به حمله به واتیکان و آتش کشیدن تندیس پاپ در هند تا انتقادهای آرام برخی از جماعات اسلامیاروپا. تفاوت بسیار شدید نحوه برخورد بااین ماجرا نشان دهنده آن است که در حال حاضر با جهانی متکثر به نام جهان اسلام روبرو هستیم. جهان اسلام واحد با رهبری واحد و یا سازمانی که جهت دهنده آن باشد واقعیتی خارجی نیست. این تفاوت بسیار فراتر از تقسیم بندی جهان اسلام به اهل تسنن و تشیع است.
اعتراض به پاپ به دو نکته باز میگردد: عدم خشونت طلبی اسلام، عقلانیت اسلام. از قضااین دو نکته چنان اساسی است که در مورد هر رفتار و برخوردی از فردی یا جماعتی میتوان پرسید کهآیا روش او عقلانی و دور از خشونت طلبی نبود؟ کسی که مدعی عقلانیت و روش معتدل و محبت آمیز است باید رفتار و نحوه برخوردش شاهد ادعایش باشد. چنانکه گفتهاند دعوت به معروف خود باید معروف باشد. پاپ در محفل دانشگاهی و در سخنرانی خود اشتباه کرده و استنباط نادرستی از اسلام داشته است.این استنباط نادرست باید تصحیح شود. کسی که میخواهد نشان دهد که سخنان پاپ ناروا بوده نباید به روشی برخورد کند که خود روش او موید سخن پاپ باشد. اولین برخورد مورد انتظار از سوی اولیای طراز اول مسلمان آن است که وی را به گفتگو دعوت کنند و آن را فرصتی برای گشودن باب گفتگوی جدی با مسیحیت تلقی کنند. نمایندگان دو دین به بحث تاریخی و استدلالی بپردازند و میزان عقلانی بودن هر یک را از دو دین به بحث گذارند. اگر غیر از این صورت گیردآیا ادعا پاپ ثابت نشده و چه بسا امر مورد انتظار تحقق نیافته است.
کسانی که به دعوت پاپ به گفتگو و اعتراض آرام اکتفا نکردند، اغلب در پس سخن خود نحوهای رفتار سیاسی هماهنگ با سایر جهت گیری های سیاسی در مخالفت با جهان اسلام استنباط میکردند. از قرار دادن پاپ در کنار بوش تا احساس این که وی به تشکیل جبههای مسیحی - صهیونیستی در مقابل جهان اسلام تمایل دارد. این یک واقعیت غیر قابل چشم پوشی است که در عالم امروز هیچ اتفاق مهمیبدون نسبت با سیاست رخ نمیدهد. ورود به محتوای سخن پاپ و نسبت آن با سیاست مستلزم مجالی بیشتر و اظهار نظر اهل سیاست است ولی آنچه که دراین کوتاه گفتنی است نحوه اظهارات اهل سیاستی است که نمایندگی جهان اسلام میکنند. سخن پاپ و هر رهبر دینی دیگر هر چند جنبه سیاسی داشته باشد وقتی کسی که در مقابل وی سخن میگوید باید در نظر داشته باشد کهاین سخن چگونه تاثیری بر مخاطبان دارد.
بحران معنویت و مشکلات فرهنگی و فکری در جهان مدرن بحران و مشکل پنهانی نیست. مهم داشتن متاعی برای عرضه است. در موقعیتهایی مثل آنچه در مناقشه اخیر پدید آمد توجه ها بیشتر به جهان اسلام جلب میشود. وقتی دهها رسانه غربی در همه کشورها اولین صحنه که نشان میدهند صحنه به آتش کشیدن تندیس پاپ و پرچم آلمان و سپس خبر تهدید القاعده برای حمله به واتیکان است،آیا اولین چیزی که به ذهن هر رشد یافته در فرهنگ غربی میرسد،این نیست که گسترش اسلام به معنای شیوع خشونت طلبی، آزادی اندیشه و اظهارنظر و از دست رفتن اندیشه تسامح و تساهل است. در حال حاضر هر چند برای هر مسلمانی واقعیتی گزنده است، ولی در ذهن اکثریت مردم کشورهای غربیاین نکته القاء شده است که دشمن امنیت آرامش و نظم دنیای معاصر افراطیون مسلمان هستند. اهل سیاست علی رغم همهاین واقعیتها باید روشی برای سخن گفتن و مواجهه بااین وضع اتخاذ کنند کهاین ذهنیت را تشدید نکند. متاسفانه بسیاری از اظهارات اولیای دینی و رهبران سیاسی با فرض مخاطبی مسلمان صورت میگیرد. در حالی که حساسیت شرایط کنونی مقتضی تغییر در نحوه سخن گفتن است. پس به فرض وجود وجوه سیاسی در سخن پاپ باید بهاین اندیشید که بالاخره علی رغم همین واقعیت نحوه سخن گفتن و برخورد نمایندگان جهان اسلام، تاثیر نهایی خود را در مخاطبی میگذارد که در شرایط متفاوتی زندگی میکند.
حفظ تقدسات و حریم هر دین از لوازم دینداری است و طبیعی است که متدینان به هر دین در صورت تعرض به مقدسات و اصولشان از خود واکنش نشان میدهند. در فرهنگ معاصر نیز این اصل به رسمیت شناخته شده است. واکنشهای مسلمانان در موارد مختلف نیز این حساسیت را بیشتر کرده است. نکته مهم نحوه نشان دادن واکنش و حفظ حریم تقدسات است. گروهها و گرایشهای مختلف در جهان اسلام روشهای مختلف و با شدتهای متفاوت را تجویز میکنند. آنچه که امروز بسیار مهم است این که کدام یک از جماعات و گرایشها به تدریج نقش رهبری و جهت دهی دنیای اسلام را پیدا میکند. خطر در این ماجرا این است که به تدریج جریانهای افراطی نقش هدایت اکثریت مسلمانان را پیدا میکنند. متاسفانه بسیاری از جریانهای اسلامیدرک عمیقی از فرهنگ مدرن و شرایط جهان معاصر ندارند و تنها به برخورد خشن و تهاجمی در مقابل غرب میاندیشند واین گروه ها متاسفانه مبشرآیندهای بهتر برای جهان اسلام نیستند. چارهای جز تفکیک جریانهای عقلانی، معتدل در جهان اسلام از جریانهای غیر عقلانی و خشن نیست. اهمیت این نکته درآینده بهتر خواهد شد. کوشش برای احراز نقش نمایندگی جهان اسلام به وسیله متفکران و شخصیتهای معتدل، فهیم، آشنا به تاریخ و سایر فرهنگها از ضروریات دنیای امروز است.
رفتن جهان به سمتی که در آن ادیان در مقابل یکدیگر قرار گرفته باشند آینده مطلوبی نیست. تاریخ نشان داده که نزاع ادیان راه به جایی نمیبرد. سیره انبیاء بزرگ و حکم عقل مقتضی کوشش برایایجاد جهانی است که در آن انسانها برای اندیشیدن وایمان داشتن آزاد باشند. بالاترین وظیفه انبیاء ابلاغ دریافتی بوده است که از سوی خداوند بدانها رسیده بوده است توجه به تجارب تاریخی و آنچه به خصوص در دوران جدید رخ داده و امروز میراث دار آنیم را نباید اندک انگاشت. آنچه به عنوان فرهنگ و تمدن جدید از قرن هیجدهم به بعد پدید آمده و در سراسر جهان گسترش یافته تنها مربوط به اروپا و امریکا نیست. تمدنی که به نام تمدن مدرن و غرب بدان اشاره میشود، مهمترین واقعیت جهان معاصر است.
بر متفکران است که با مسائل پدید آمده درجهان معاصر همدلانه و از درون بیندیشند. آنچه که از برخی دولتهای غربی ظاهر میشود و برخی پدیده های متعارض با فرهنگهای دینی تمام واقعیت فرهنگ جدید نیست. مناسباتی که اکنون بین ملتها و بین ادیان برقرار است نتیجهاین فرهنگ است. اگر مسلمانان به نظم و مناسبات دیگری میاندیشند باید اصول و لوازم و نتایج آنها را نیز بسنجند. شواهد بسیاری وجود دارد که دراینده نیز ماجراهایی مانند سخنان پاپ در پیش است.
نحوه واکنش مسلمانان نه تنها تاثیر بر وضع ملتهای مسلمان، بلکه تاثیری قاطع در نظام و مناسبات جهانی به طور کلی دارد. این وضع مقتضی اندیشیدن به مصالح مسلمین و مصالح جهانی توامان است.
دکتر علی اصغر مصلح
مدیر گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: