در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
صرفنظر از تعریف واژه مداحی و موافق یا مخالف بودن با آن و بدون اشاره به دیدگاه برخی از بزرگان دین و حکمت که نسبت به این واژه چه واکنشی از خود نشان دادهاند، امروزه میتوان با نگاهی اجتماعی و واقعبینانه به عملکرد این خادمان اهلبیت (ع) نگریست و از بعد هنری آثار آنها را ارزیابی کرد.
اگر بپذیریم که مداحان به عنوان قشر و گروهی که با کلام آهنگین به ذکر مصیبت و انتقال پارهای از پیام و به نوعی بیان تاریخ عاشورا میپردازند، قطعا باید ارتباط مستقیم آنها با شعر و موسیقی را نیز بپذیریم و در این زمینه بهتر است به چند نکته اشاره کنیم.
نخست اینکه دو مقوله شعر و موسیقی، با دامنه گسترده و با پیچیدگیهای خاص خود دو رشته مجزا ولی با پیوندها و نزدیکیهایی به هم هستند که هر یک در مراکز و موسسات آموزش عالی تدریس میشود ولی از آنجا که این دو ریشه در هنر و موهبتهای آن دارد، باز هر فارغالتحصیلی را هم نمیتوان شاعر یا آهنگساز و نوازنده هنرمند دانست؛ با این مقدمه ساده میتوان به اهمیت بسیار بالای ساخت آثار با کلام بیش از پیش پی برد و حال آنکه کار مداحی که همانا ارائه اثر موسیقایی باکلام است به سبب بعد اعتقادی مسلمانان و شیعیان، اهمیت و حساسیت بیشتری پیدا میکند. معنامحوری و عمیق شدن مداحان در این بخش اهمیت بسیاری دارد زیرا در سالهای اخیر سطحیگرایی و پرداختن به مسائل صوری و ظاهری و تحریفات آزاردهنده بر سخیف و سبک بودن کلام و ملودی پیشی گرفته است. با توجه به این نکات و این ملاحظات، سوال بعدی اینجا مطرح میشود که برای رسیدگی به این امور و تولید آثاری فاخر و درخور فرهنگ منیع عاشورا چه برنامهریزی و چه اقدامات زیربنایی و اساسی صورت گرفته است.
در این باره هوشنگ جاوید، پژوهشگر موسیقی نواحی میگوید: نوحهگری (مداحی) همواره به عنوان یک هنر شیعی و ملی در جامعه ایران مطرح بوده و هست، اما آنچه در زمان ما ارزش دارد، ژرفابخشی به این هنر و برنامهریزی در جهت حرکت نو برای آینده است. نوحهگری و مرثیهخوانی را جامعه دیروز ایران به عنوان یک رسانه مذهبی میشناخت، اما این هنر امروزه برای ایران با توجه به گوناگونی و رشد رسانههای گروهی از حالت رسانهای درآمده و بیشتر به عنوان یک برنامه تامینی عملکرد دارد.
حمیدرضا نوربخش، خواننده و مدرس موسیقی سنتی با اشاره به اینکه یک مداح یا مرثیهخوان یا هر فردی که میخواهد مضمون و مفهومی را با صدای بلند بخواند، باید فن و فنون خوانندگی را بداند، میگوید: برخلاف اینکه میگویند هر فردی تارهای صوتی سالمی دارد میتواند بخواند، خواندن کار هر کسی نیست؛ حتی خیلیها کلاس میروند و آموزش خوانندگی میبینند، اما نمیتوانند خواننده باشند و لذا خوانندگی یک تخصص و یک فن است و بعد از آن شناخت شعر و داشتن ریتم قوی برای استفاده در آواز است و در نتیجه باید به این دو ظرافت اشراف داشت تا کار به جان و دل شنونده بنشیند، ولی متاسفانه بیشتر افراد میخواهند بدون درک و دریافت این آموزشها در مجالس بخوانند و در نتیجه همین میشود که شاهد هستیم. مگر چند درصد مداحان ردیف موسیقی آوازی را میدانند؟
آموزش موسیقی مذهبی
واقعا متولی آموزش موسیقی مذهبی و به تبع آن مسوولیت آموزش مداح و مداحی با کیست؟ با یک حساب سرانگشتی میتوان به این نکته رسید که هر ساله و در ایام سوگواری میلیونها نفر به طور مستقیم شنونده خوراک و تولیدات مداحی از تریبونهای مختلف هستند و این تعداد ورای تولیداتی است که از رسانه ملی پخش میشود؛ اما به واقع چه تعداد از این افراد آموزش دیده و فارغالتحصیل مراکز آموزش عالی هستند؟
اساسا آموزش موسیقی مذهبی و در این مورد خاص مداحی و مرثیهسرایی و نوحهخوانی تابع چه نوع آموزشی باید باشد؟ آیا دانشگاهها و کنسرواتوارهای موسیقی باید محل آموزش این نوع موسیقی باشند یا آموزش سنتی و شاگرد استادی در مکتبخانهها در تربیت مداحان با نفوذ موثرترند؟
سید احمد وکیلیان، پژوهشگر فرهنگ ملی ایران در این باره ضمن هشدار به متولیان میگوید: بسیاری از کسانی که در امور فرهنگی و مذهبی میانسال و صاحب تجربه بودند به دلیل افزایش سن یا علل دیگر از گردونه خارج شدند و این در حالی است که در فرهنگ ما مرام استاد و شاگردی همواره وجود داشته است و به گونهای بوده که هر جوانی در کنار پیری تعلیم میدید، اما آموزش استاد و شاگردی با افزایش جمعیت در یکی دو دهه اخیر از میان رفته است و به سبب تغییر و تحولات اجتماعی و تغییراتی که در نحوه آموزش و هجوم رسانهها و وسایل ارتباط جمعی پیش آمده، تواضعی که بین جوانان نسبت به استادان خود بود نیز رفتهرفته رخت بربسته و ارتباط معنایی بین استاد و شاگرد کمرنگ شده و متاسفانه مساله نوحهخوانی و مرثیهسرایی نیز از این گسست بینصیب نبوده است.
اما هوشنگ جاوید که نام ستایشگر را برای مداح به کار میبرد نیز در این باره میگوید: ارتقای سطح بینش، دانش، معلومات و مخاطبشناسی باید به صورت آموزشی و به طور کلی در یک فضای آموزش عالی برای ستایشگران صورت پذیرد. اما در هیچ یک از دانشگاههای کشور نه این موضوع مهم اندیشه شده و نه به تدریس آن توجه شده است و این از عجایب یک دولت دینی و اسلامی است. آنچه امروز بدان بسنده شده، صدای خوب و جذب مردم به صورت کاذب است که گاه به عرصه خودنمایی یک یا چند ستایشگر ناآشنا به کنه مساله تبدیل میشود. در حالی که ستایشگری فقط به خوش صدایی، خوش تکنیکی، خوش آهنگی و بازیگری نیست. ارکان ستایشگری را باید آموزش داد، اما در کجا، مشخص نیست!
براستی چه باید کرد؟ هم اینک در کشورهای توسعه یافته در همان مراکز تدریس موسیقی با همه تنوعی که در رشتههای مختلف وجود دارد دروسی نیز تحت عنوان موسیقیهای مذهبی و موسیقی کلیسا تدریس میشود و حتی در واتیکان نیز دورههایی برای آموزش موسیقی مذهبی وجود دارد؛ از آنجا که بیس و پایه موسیقی در ژانرهای مختلف یکی است، طبیعتا آموزش آنها تا مقطعی مشترک و یکسان است و در مقاطع بالاتر این تخصص منفک میشود.
نظارت بر آثار عاشورایی
گذشته از بحث آموزش که خود مبحث بسیار مهم و قابل توجهی است، نحوه برخورد با تولیدات فعلی و فعل و انفعالات کنونی در حیطه تولید و پخش آثار عاشورایی چه در قالب نوحه و اجرای زنده در مجالس سوگواری و چه در قالب تصنیف و ترانه به صورت سیدی و نوار چگونه باید باشد و این وظیفه خطیر به عهده کیست؟ طبیعتا تکلیف نظارت و صدور مجوز آثار صوتی به صورت سیدی و آلبوم مشخص است و وزارت ارشاد با استفاده از کارشناسان خود این وظیفه را به انجام میرساند؛ اما آیا نظارتی بر کار مداحان وجود دارد یا نه؟
حجتالاسلام یعقوب دیلمقانی، مدیرکل تشکلهای دینی و مراکز فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی با اشاره به اینکه فعالیت مداحان باید با نظارت انجام شود، بتازگی از تشکیل کانون مداحان، زیر نظر سازمان تبلیغات اسلامی خبر داد و در نشست اخیر خبرگزاری مهر در زمینه آسیبشناسی موسیقی مذهبی گفت: کانون مداحان تاکنون در مرحله شهرستانی و استانی تشکیل شده و مرحله کشوری نیز بزودی تشکیل میشود.
این خبر خوشی است که کار مداحان با نظارت کانونی (که انشاءالله متشکل از کارشناسان شعر و موسیقی است) مورد ارزیابی و نظارت قرار گیرد.
هوشنگ جاوید در این باره میگوید: یک مرجع و نهاد فرهنگی رسمی کشور باید کار ستایشگران جامعه را ارزیابی و تایید کند چرا که صرف وجود چیزی به نام کانون یا انجمن نمیتواند واجبات اصلی را برآورده ساخته و نیازها و مسائل را برطرف نماید.
آلات موسیقی نغمههای عاشورایی
یکی از بزرگترین معضلات و مشکلاتی که در سالهای اخیر در زمینه انحراف در ارائه نغمهها و ملودیهای سوگواری بروز یافته، استفاده از آلات غیر متعارف در تولید موسیقی عاشورایی است؛ جدای از اشعار سخیف و ملودیهایی که بیشتر کپیبرداری از موسیقیهای پاپ و سبک بوده استفاده از این آلات و ابزار الکترونیکی (سینتی سایزر) و سازهای مشابه مورد اعتراض صاحبنظران قرار گرفته است. در این باره مدیرکل تشکلهای دینی سازمان تبلیغات اسلامی با اشاره به اینکه نظر فنی و تخصصی را به اهل فن واگذار کرده است، میگوید: بسیاری از آلات موسیقی حرام نیستند، اما همینها در مساله مداحی و عزاداری به طبل و سنج خلاصه میشوند. فقیه میفرماید که از سایر آلات موسیقی نمیتوان استفاده کرد.
ترانههای سوگ
حرکت با زمانه و همسو شدن با تغییر و تحولات اجتماعی و استفاده از فناوریهای پیشرفته نکته منفی یا انحراف از ارزشها محسوب نمیشود، اما این حرکت باید آگاهانه و مبتنی بر آراء و نظرات کارشناسانه باشد و بر اساس تایید اهل فن صورت بگیرد؛ طبیعی است که قشر عظیمی از نوجوانان به خاطر عشق به مولایشان و با شیفتگی به فرهنگ عاشورا برای شرکت در مراسم سوگواری نیاز به ملودیهایی از نوع دیگر و متناسب با ذوق و سلیقه خود دارند و اساسا همین احساس نیاز در چند سال اخیر بوده که برخی مداحان را به استفاده از ملودیهای پاپ سوق داده است، اما اگر این احساس نیاز با برنامهریزی بهتر و استفاده از نظر آهنگسازان و ترانهسرایان و جلب همکاری آنها انجام میگرفت، قطعا نتایج بهتری هم به بار میآورد.
در پایان باید این نتیجه را گرفت که افزایش جمعیت بویژه رشد طبقه جوان و گسترش وسایل ارتباطی و تنوع و تکثر موجود در حوزه موسیقی و کلام موجب شده است تا در حوزه موسیقی مذهبی و برگزاری مراسم سوگ نیازهای جدید و نویی ایجاد شود و در این شرایط فقط عزم و همت مسوولان و متولیان فرهنگی کشور و سرعت عمل آنها میتواند این نیاز را به نحو مطلوب و شایستهای پاسخ بدهد وگرنه سپردن اوضاع به دست فرصتطلبان بیدانش، فاجعهای را سبب میشود.
حمیدرضا عاطفی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: