در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این رقابتها از 9 دی دوباره شروع شد و تا 14 دی دور دوم از رقابتها (هفتههای بیستم و بیست و یکم لیگ) برگزار میشود، اما جالب است بدانید در آن تاریخ لیگ دوباره تعطیل میشود؛ زیرا تیم ملی ایران 20 دی با چین یک دیدار تدارکاتی در تهران دارد و چند روز بعد از آن باید با سنگاپور در دور مقدماتی جام ملتهای آسیا 2011 نیز بازی کند. حتی آوردن این روزها و تاریخها میتواند شما را به این نتیجه روشن و مشخص برساند که تیمهای باشگاهی در وضعیتی برزخوار به سر میبرند و در اوج سرمای زمستان نمیدانند چه بکنند و چه زمانی خود را مهیا نمایند و هنوز گرم نشده، به دلیل فرمان تعطیلی بعدی مثل برف این روزهای کشور، سرد و یخ میشوند.
در این شرایط باید این حرف امیر قلعهنویی را پذیرفت که تعطیلی جاری و سپس تعطیلی فرارو را برای تیمش نوعی سم میانگارد. او بر این باور است حالا که استقلال هم اوج گرفته و هم خوب بازی کرده، نباید در سد تعطیلیهای لیگ متوقف میشد. این سکونها باعث میشود تیمش از ریتم خوب خارج شود و همانی نباشد که قبل از تعطیلات بود و بعید است آنچه او میگوید، واقعا تحقق نیابد.
چرا در سرما؟
آبیها خود از تیمهایی بودهاند که در تدارک سفر خارجی و برپایی یک اردوی تمرینی در دیگر کشورها به سر میبردهاند؛ اما این بسیار عجیب مینماید که در سرمای شدید زمستانی به جای گزینش کشورهایی گرمسیری مثل امارات، ترکیه را برای این منظور برگزیدند که اگر سردتر از تهران نباشد، قطعا گرمتر هم نیست. پیکان نیز از اواسط هفته پیش به ترکیه رفت و شماری از تیمهای دیگر لیگ نیز اینجا و آنجا اردو زدهاند. با این حال، مشکل آنها و دلیل و مایه بلاتکلیفیشان این است که اندک مدتی پس از بازگشت تیم ملی از اسپانیا باید تعطیلی بعدی را که احتمالا 10 روزه خواهد بود، بپذیرند و این یک فرض کاملا محتمل و باورپذیر است که از اواخر دی تا اواسط بهمن نیز برخی مسابقات لیگ به دلیل شرایط نامساعد جوی و زمینهای یخزده به تعویق بیفتد و بازی 23 بهمن با کرهجنوبی در بازگشایی دور مقدماتی جام جهانی 2010 هم قاعدتا تاخیری حداقل یک هفتهای را در لیگ برتر ایجاد خواهد کرد.
بدتر از قطع و وصلهای مکرر مسابقات لیگ که تیمها را دائما سرد و گرم میکند، برگزاری فشرده بازیها به قصد جبران وقفههای مذکور است. در هیچ جای دنیا نمیبینید که یک لیگ را در طول فصل حداقل 76 بار و هر مرتبه برای 10 تا 15 روز تعطیل کنند و سپس از تیمها بخواهند به جای عرف معمول، هفتهای 2 بار به میدان آیند و به طور متوسط 3، 4 روز یک بار مسابقه بدهند. امروز حرف بیشتر مربیان تیمهای لیگی، خستگی مفرط نفراتشان بر اثر سیاست و روند فوق است و در این سیستم در واقع وقتی برای ریکاوری تیمها نمیماند. زیرا در دو، سه روزی که بین هرمسابقه فاصله وجود دارد، فقط میتوان به ترمیمهای مقطعی و مرور فن پرداخت و امکان استراحت اساسی و بازیابی نشاط و طراحی مجدد و وسیع نوع بازی تیمها وجود ندارد. در نتیجه روحها و جسمها همیشه فرسوده میماند و با ذهنی که خسته و کوفته است، نمیتوان کاری اساسی را صورت داد.
اگر دیگر کشورها هم اینگونه رفتار میکردند و لیگشان را این چنین به جریان میگذاشتند، جای بحثی باقی نمیماند؛ اما حقیقت آن است که فقط سیستم عجیب و ناموزون فوتبال ماست که باشگاههای خود را به این سمت و سو میکشاند و به همگان لطمه میزند و یکی از شاخصهها و پدیدههای فوق میتواند با توجه به امتیازاتی که از تیمها میگیرد و یا ارزانی میدارد، در سرنوشت لیگ و ترسیم سیمای قهرمان و یا سقوط کنندهها به دستهای پایینتر سهم داشته باشد و حیف است که چنین شود؛ زیرا فوتبال باید میدان قدرتها یا ضعفها باشد اما با روالی که برشمردیم، نوع و مدل برگزاری مسابقات سهمی وسیعتر در ترسیم سرنوشت یافته و این، اسباب تاسف است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: