در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
میراث فرهنگی ملت مهمترین نشانه هویت تاریخی و افتخارآمیزترین دلیل سربلندی و غرور آن ملت است. چرا که همه باورهای دینی، معنوی، تمدنی و فرهنگی در اجزای پیدا و پنهان آثار به جا مانده از دورترهای تاریخ همچون چراغی نور و روشنی میتاباند و حقیقت هویت آن ملت را از پشت پردههای ابهام و تیرگی به بیرون کشیده و درخشان میسازد.
آنچه در این گفتگو آمده است تاکید بر پاسداشت و حفاظت از میراث فرهنگی است و بیان نکاتی در حول و حوش آن. با خانم دکتر شهناز توکلی که خود از پژوهشگران و استادان بنام رشته هنر هستند در دیدار در مجالی فراختر و فرصتی گستردهتر به بررسی پایههای هنر اسلامی و پندارهای مسلط بر نمادها و قالبهای آن به گفتگو خواهیم نشست.
میراث فرهنگی یک ملت، سرمایه بیبدیلی است که گرچه در طول تاریخی طولانی به دست میآید، اما به چشم برهمزدنی هم میتواند از دست برود، به نظر جنابعالی توجه و گرامیداشت میراث فرهنگی از چه جنبهها و جوانبی اهمیت و ارزش یابد؟
برای کشف و شکوفائیدن قریحه خلاق ملتمان باید آفریدههای ذوق و اندیشه ایرانی را از دیرباز تاکنون بشناسیم و پاس بداریم. از این دیدگاه توجه به میراث فرهنگی معنایی خاص مییابد. پژوهش علمی وسیع درباره عناصر میراث فرهنگی ایران شامل زبان، ادب، اندیشه، فرهنگ عامه، هنرهای سنتی، مجموعه آثار مکتوب، اشیاء، بناها و مکانهای تاریخی و نیز کوشش در حفظ میراث ارزنده فرهنگی ایران و به دنبال آن زنده نگه داشتن توجه همگان به این میراث علاوه بر آن که برای شناخته و شناساندن اصالت فرهنگی ضرورت دارد و عهدهدار نقش عمده در تحکیم و تقویت مبانی وحدت و همبستگی ملی است.
نوعی آموزش عمومی و معرفی و اشاعه فرهنگ ملی نیز هست که خود زمینه مطلوبی برای بروز و کشف استعدادها فراهم میآورد. زیرا برای شناخت استعدادها، نخست باید عامه مردم را در نفس فعالیتهای فرهنگی شرکت داد و به اعتباری فرهنگپذیر کرد و برانگیخت و میراث فرهنگی تکیهگاهی استوار برای اجرای این اصل از سیاست فرهنگی ایران است.
از شکوفا کردن استعداد و ذوق انسانها سخن گفتید، آیا توجه به میراثهای ملی خودمان برای شکفتن و تعمیق هنر و خلاقیت ما کافی است؟
نه، راه دیگر کشف استعدادها، عرضه مظاهر فرهنگهای دیگر است و نیز جلوههای فرهنگ و هنر جهان امروز، همچنین فراهم آوردن زمینه مساعد برای تجلی استعدادها از طریق برگزاری جشنوارهها، مسابقهها ، نمایشگاهها و... انجام دادن این مهم یعنی شناخت و به کار گرفتن همه وسایل و اسبابی که تشخیص استعدادهای هنری را آسان میکنند نیز از وظایف سازمانهای فرهنگی و هنری است.
دولت به عنوان مقتدرترین نهاد ملی چه وظیفه و رسالتی را در این راستا بر عهده دارد؟
رسالت و نقش هنردوستان توانگر و فرهنگپرور در حمایت از این مقوله که به خاطر عظمت مسوولیت وظیفه دولت در این زمینه بسیار اهمیت دارد گویی فراموش شده یا کمتر مورد توجه است. حال آن که این لغت فرخنده را باید احیا کرد، تجدیدنظر در نظام مالیاتی و وضع معافیتهای مالیاتی در صورت کمک به آفرینش نیز ضروری است. در فرانسه یکهزارم درآمد شرکتها و یا نیمهزارم درآمد شخصی به نفع سازمانهای هنری عامالمنفعه و یا آموزشی و علمی کسر میشود و نیز 2 هزارم درآمد شرکتها به سازمانهایی که به تایید و تصدیق وزارت اقتصاد و دارایی فرانسه تحقیقات علمی و فنی میکنند اختصاص دارد و معادل همین مبلغ از میزان مالیات شرکتها و یا اشخاص کسر میشود. البته میتوان همین معافیت و بخشودگی مالیاتی را در زمینه فرهنگ و در مورد تحقیقات هنری معمول داشت.
شرایط و ویژگیهای آثار معماری و باستانی ایرانی، کشور ما را در چه مرتبه و موقعیتی قرار میدهد؟
ایران با سابقه طولانی و درخشان در زمینه هنرهای گوناگون، سهم بزرگی در توسعه و تکامل معماری جهان دارد. بناهای تاریخی و آثار باستانی که در سراسر این کشور باستانی پراکنده است و آنچه در درازای زمان به علل گوناگون از میان رفته نتیجه قرون متمادی کار و کوشش نیاکان ماست که در ادوار گوناگون مسوولیت ایجاد و نگهداری آنها را بر عهده داشتند و در این مورد از هیچ گونه کوششی دریغ ننمودند.
این آثار ارزشمند معماری که در واقع معرف فرهنگ و تمدن ایران است دستاورد تلاش متمادی هنرمندانی است که با اعتقاد و ایمان و ابتکار در تکامل و توسعه هر چه بیشتر هنر معماری بویژه در دوران اسلامی مشتاقانه و با علاقه کوشیدهاند.
به گفته استاد پیرنیا معماری ایرانی بر اصولی چون مردمواری و درونگرایی نهاده شده است. وجود تکیهای در بزرگترین میدان و گذرگاه یک شهر همه بیانگر این واقعیت است که معماران و هنرمندان و استادکاران موارد و خصوصیت معماری ایرانی را مدنظر داشتهاند. از طرف دیگر معماری آمیخته و فرآیندی است از علم و هنر، ذوق و سلیقه، اعتقاد و ایمان و مهارتهای خاص که در راستای تمدن و فرهنگ و در رهگذر تاریخ، زبان گویای زمانه خویش است. لیکن ابتدا به ساکن نبوده بر محور پیشمایهها و به اتکای تجارب پیشینیان به وجود میآید.
درباره اهمیت آثار باستانی در کتابها و مقالات سخن بسیاری رانده شده و بالطبع راه حفاظت از این آثار باستانی و هنری مورد بررسی و کندوکاو قرار گرفته است اما مهم فرهنگ مردم، باورها و دانستههای مردم نسبت به آثار باستانی است.
معمولا محققان و پژوهشگران برای ارزیابی یک اثر باستانی یا تاریخی چه نکاتی را موردنظر قرار میدهند؟
نخست آن دسته از خصیصههای منحصر به فردی که هر یک از موجودات را از سایرین جدا و متمایز میکند و بدانها هویت خاص میبخشد و دوم وجوه عام و مشترکی که ورای هویتها و تشخصات فردی، هر دسته از موجودات را دارای حقیقت و ماهیتی مشترک مینماید. وجوه عام و مشترک مردمان یک شهر در آثار باستانی و هنری همان شهر قابل بررسی است.
گذشته از ماهیت مشترک و هویتهای متمایز فرهنگ و تمدن شهرهای ایران این نکته میبایستی توجه داده شود که هر یک از شهرهای ایران دورههای تاریخی مختلفی از تحول را گذرانیدهاند حتی مرگ و تولدهای متجددی داشتهاند. بدون التفات تام بدین حقیقت، هرگز مقام و موقع کنونی و از آن مهمتر، آینده فرهنگ و تمدن هیچ یک از شهرهای ایران قابل تحقیق نیست.
هماکنون بخش قابل توجهی از آثار این سرزمین کهنسال که میراث گرانقدر نیاکان ما بوده است زینتبخش گنجینهها و موزههای کشورهای خارجی است. بناهای تاریخی، آثار باستانی، نفایس هنری و آنچه مجموعا میراث ملی نامیده میشود با جهل همراه با تعصب ما ستم دیده و مورد بیمهری و بیتوجهی قرار گرفته است.
این غفلت و بیتوجهی چه تبعاتی را میتواند در پی داشته باشد؟
آثار به جامانده از گذشتگان ما نشان از زنده بودن تمام اصول و قوانین و تفکرات گذشتگان ما دارد و ما برای از بین نرفتن ارتباط بین خود و آنها، باید این حلقههای اتصال را با چشم دل و جان نگهداری کنیم و بدانیم که سهلانگاری در حفاظت و نگهداری از آنها منجر به قطع ارتباط ما با گذشته خواهد شد و بالطبع این قطع رابطه ما را از تفکرات آنها جدا میسازد و این جدایی موجب بیریشگی و بیاصالتی ما خواهد شد. جامعه بدون هویت هم چون ریشه در جایی ندارد شاخ و برگ پربار و با طراواتی نخواهد داشت و به زودی در سراشیب سقوط قرار میگیرد. اگر جامعه آثار باستانی و اهمیت آن را نشناسد نخواهد توانست راه پیشرفت درست و سریع را دریابد و به تنگناها و مشکلات فراوانی در خواهد افتاد و راه خروج از آنها را میبایستی در شناخت آثار باستانی خویش بیابد.
قصهها و افسانهها و حتی صورتهای ادبعامه نیز لبریز از حضور میراث باستانی است. آیا این خود به ماندگاری بیشتر نمیانجامد؟
تاثیر این قصهها در شناخت و اهمیت آنها بسیار قابل توجه است و میباید از آنها به عنوان اندوختهای پرارزش در جهت شناسایی آثار استفاده کرد، تکیهها، مساجد، مدارس، زیارتگاهها و حرمها همانند کتابهای قدیمی در برگیرنده اطلاعات گذشتگان ماست. برج و باروها و کاخها و پلها هر یک به عظمت یک کتابخانه بزرگ و قدیمی ارزشمند هستند. این کتابخانههای زنده را بشناسیم و برای حفظ آنها ارتباط روحی و معنوی برقرار کنیم. پس از آنکه فهمیدیم اهمیت آثار باستانی ما در چیست آن وقت همگی در حفظ این میراث گرانبها کوشا خواهیم بود. آن وقت ما میتوانیم با افتخار از جهانگردان بخواهیم به کشورمان بیایند و از آثاری که خراش بر دیوار ندارند و مردم چون گوش و چشم خود از آنها مراقبت میکنند دیدن کنند تا خدای نکرده سهلانگاری ما در حفاظت و عرضه صحیح آنها جهانگردان را به این خیال نیندازد که آنها صلاحیت بیشتری نسبت به خود ما در حفاظت از میراث معنوی و تمدنیمان دارند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: