در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از یک تریلر ویرانگر تایک کمدی سیاه؛ آخرین ساخته برادران کوئن
دربهدر به دنبال مک گافین
جایزه اسکار وقتی با تمام حاشیههایش به کارگردانی میرسد، اولین حرف و حدیثها درباره کارگردان فیلم سر زبانها میافتد و اینکه او دیگر اشباع شده و حداقل یکی دو کار بعدیاش آثاری تجاری خواهند بود و از این قبیل حرفها...
اما برای برادران کوئن داستان سینما چیز دیگری است. این دو حالا در میانه 50 سالگی به بلوغی رسیدهاند که حالا حالاها جا دارد. کوئنها که بزرگ شده میناپولیس هستند (و چقدر خوب که آنها در کالیفرنیا بزرگ نشدهاند) با «بعد از خواندن بسوزان» همه نگرش خود را به سینما اثبات کردند.
آنها پس از «خون ساده» به این طرف و حتی بعد از «فارگو» بصراحت تمام اعلام کردند که شیفته ذات سینما هستند و نه آنچه در هالیوود به نام سینما شناخته شده است. برای همین اگر چه اسکار را قبول میکنند و دریافتش را افتخار میدانند ولی هرگز خود را گرفتار سیستم و پروسه تولیدی فیلم در هالیوود نمیکنند.
از این رو ممکن است «جایی برای پیرمردها نیست» در کل هفتههای ابتدایی اکران سراسریاش بیش از 30 میلیون دلار بفروشد، اما هرچه به روزهای پایانی اکران نزدیک شویم فروش فیلم (دقیقا عکس روال کاری بازار فروش فیلم!) بیشتر شود. جایی برای پیرمردها نیست در نهایت در آمریکا 75 میلیون دلار فروخت و فروش جهانیاش 165 میلیون دلار شد و تمام این رقمها وقتی به دست آمد که خلقالله از این و آن شنیدند که فیلم آنها داستانش چیست و تفاوتهای آشکار فیلم باعث جلب تماشاگر به سالن سینما و دیدن فیلم شد. روزی که برای عمده آثار آنها میتواند مصداق داشته باشد. آنها کار خود را میکنند و اصلا منتظر جشنوارهای نمیمانند.
پس از خواندن بسوزان نیز به لحاظ نوع کاری کمابیش شبیه به آثار دیگر آنهاست با یک چیز اضافه و آن آیتم جدید شلوغی و هرج و مرج و گیجی داستانش است. روندی که به طور عمد با چاشنی طنزهتاک و گزنده در طی روایت فیلم و روند شکلگیری آن گنجانده شده است. در کدام فیلم موضوع جاسوسی و لو رفتن اسناد و مدارک یک آنالیروز راستکی سازمان سیا به صورت یک «کوری سیاه» تصویر میشود و لازمه باور کردن همین کمدی سیاه، همان هرج و مرج و گیجی و منگی قهرمانان داستان است که با ظرافت روی داستان مینشیند و فیلم را بسیار متفاوت از ساختههای جاسوسی کمدی میکند.
لحن شیطانی فیلم در بیان بعضی از دیالوگها و حتی در فیزیک حرکتی بعضی از بازیگران بویژه براد پیت و جورج کلونی و در مواقعی مک دورماند محصول همین شلوغیهاست که خیلی به دل مینشیند.
ضمن اینکه آنها در این کمدی سیاه شیطانی، یک مک گافین فوقالعاده راستی (فایلهای آزبورن کاکس، همان آنالیزور کله خراب سیا) هم ارائه میکنند که باعث میشود این هرج و مرجها در کمال ناباوری، منطقی هم جلوه کند.
بعد از خواندن بسوزان هر پیامی که داشته باشد احتمالا یک پیام فراگیر دارد که شاید مهمترین هم باشد و آن این که برادران کوئن قرار نیست بازنشسته شوند، قرار نیست از این پس به قواعد ژانر پایبند باشند و قرار نیست در سیستم تولید فیلم و پروسههای هالیوودی درگیر شوند.
آنها سینماگرانی هستند که پس از ساخت تریلر ویرانگر جایی برای پیرمردها نیست، کوری سیاه و ماجراجویی پس از خواندن بسوزان را میسازند و همه را سرمست از کیفیت کارشان میکنند. این یعنی با بودن کوئنها هنوز هم ذات سینما دیدن است و آیا این مهم چیز کمی است؟
فریبا نیکنژاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: