علیاکبر محلوجیان، نویسنده سریال مثل هیچ کس با اعلام این مطلب در پاسخ به این پرسش، که چگونه میتوان سنتهای قدیمی و فرهنگ ایرانی را با مسائل جاری و روزمره جامعه فعلی پیوند زد که برای نسل جوان و بعضا مخاطبان نیز جذاب تر باشد؟ ، گفت: این تفاوت را این گونه نمیبینم؛ برای من دردناک است که مردم فکر میکنند این موضوعات به حال تعلق ندارد و تنها روزگار گذشته اینگونه بوده است.
این در حالی است که در همین دوران نیز چنین موضوعاتی وجود دارد. برای مثال آقای اسلامی میگفت در همان لوکیشین بازار که تصویربرداری «مثل هیچ کس» انجام شد، مشکل ارث و میراث بین اعضای خانواده وجود داشت.
عبدالحسن برزیده، کارگردان این سریال هم در پاسخ به پرسش ایسنا درباره تلفیق سنتهای قدیمی با مسائل جاری و روزمره جامعه فعلی ایران، گفت: اولین بار که فیلمنامه را خواندم، آنچه مرا جذب کرد، همین دیالوگهایی بود که بوی کهنگی میداد؛ البته از همان زمان نگران بودیم که همه بینندهها مثل ما فکر نمیکنند و ما شاید حداقل طیف گستردهای از مخاطبان جوان را از دست بدهیم.
این مساله برای ما به نوعی یک ریسک بود، برای همین ما تا حدودی دیالوگها را تغییر دادیم. با این حال من این دیالوگها را دوست و تاکید داشتم که بسیاری از این دیالوگها بیان شود که اغلب با مخالفتهای بازیگران هم مواجه و در مواردی حتی قانع میشدیم.
کارگردان «مثل هیچ کس» در عین حال خاطرنشان کرد: برخلاف آنچه ما نگرانش بودیم، بسیاری از جوانان مخاطب این سریال بودند و حتی بعضیها دیالوگها را حفظ کرده بودند و تکرار میکردند؛ بنابراین از اینکه این دیالوگها باردیگر توسط آقای محلوجیان مرور شد و من افتخار به تصویر کشیدن آنها را داشتم، خوشحالم.
همچنین اصغر همت، بازیگر این سریال هم درباره لزوم به تصویر کشیدن برخی سنتها و آداب و رسوم ایرانی و اسلامی در سریالها گفت: جامعه خاصی که ما داریم، نمیتواند بدون وابستگی به یک سری از سنتها به سلامت خود ادامه دهد. همه سنتها تنها بهخاطر این که از آنها زمانی گذشته، بد نیستند. اصلا سستی جامعهمان به خاطر از دست دادن همین سنتها ست و احیای این سنتها به عهده هنرمند است.
محمد علی اسلامی نیز در بخش دیگری از این نشست در مقام تهیهکننده در پاسخ به این پرسش که چه انگیزه هایی باعث شد که به ساخت چنین سریالهای پردردسری تن دهید؟ به بحث اهمیت در نظر گرفتن سنتها در آثار هنری پرداخت و اظهار کرد: این بحث که چه شده در تکنولوژی امروزی باورها و سنتهای قدیمی در حال از بین رفتن است، هیچ منافاتی با زندگی در آپارتمان ندارد. ما میتوانیم در آپارتمان زندگی کنیم، اما با هم باشیم و همدیگر را بشناسیم و با هم ارتباط داشته باشیم. مشکل ما آپارتمان و خانه بیحوض نیست؛ دغدغه ما این است که آن با همبودنها و حفظ حرمتها چه شده و چرا از بین رفته است؟