در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آن قصه مورد توجه قرار گرفت، چون مخاطب امروزی منتظر است تا هر چه زودتر پایان ماجرا را ببیند. این بار «زمانی برای پشیمانی» دومین تجربه تلویزیون در کنار تولید فراوان سریالسازی است که به نویسندگی ایرج محمدی و سعید جلالی و کارگردانی اسماعیل فلاحپور ساخته شده است.
باید دید این کار میتواند خلاء پخش سریالهای هر شب ماه رمضان را پر کند یا نه؟ فکر میکنم تا اینجای کار باید یک امتیاز به گروه زمانی برای پشیمانی داد تا ببینیم چه حرفی برای گفتن دارند.
معیار درجهبندی سریالها چیست؟
3 خانواده ارتباط نزدیکی با هم دارند. میان این سه خانواده به دلیل یک چک برگشتی اختلافی به وجود میآید که نهتنها میان آنان شکرآب میشود، بلکه ارتباط دوستی میان فرزندان آنان نیز کمرنگ و کمرنگتر میشود. حامد کلاهداری، کامران تفتی، آرام جعفری و ... فرزندان این سه خانواده هستند.
بیمارستان یکی از لوکیشنهای بیشمار این سریال است که با هماهنگی برنامهریز کار، فرزاد رحمانی، امکان تهیه گزارش از آن برای ما فراهم میشود. به گفته سعید مهران (تهیهکننده) قرار است زندان قزل حصار دیگر لوکشین این سریال باشد و استفاده بهینه از یک لوکیشن برای چند مکان و قیمت بالای لوکیشنها باعث شده، از این لوکیشن به عنوان کلانتری نیز در سریال استفاده شود.
در هر حال آنچه مورد توجه قرار گرفته این که سریال قرار است گذشت، فداکاری و ... را به نوعی دیگر یادآوری کند یا دستاندرکارانش تلاش میکنند چنین شود؛ چون سریال 5 بار توسط محمدی و جلالی بازنویسی شده است، مهران درباره این سریال میگوید: «قصه پتانسیل این را داشت که 13 یا 25 قسمت باشد، اما این به آن معنا نیست که از خیلی چیزهای قصه گذشتیم و اگر از 90 دقیقه به 150 دقیقه رسیده است قصه ایجاب میکرده، چون داستان مقطع 60 50 روزه زندگی 3 خانواده را نشان میدهد. این طول زمان میتوانست قبل و بعدی داشته باشد تا زمان آن طولانیتر شود، اما این کار را نکردیم تا این که به کیفیت سریال لطمه نخورد.»
گفتههای مهران که تمام میشود درباره رقابت سریالهای ماه رمضان فکر میکنم. الان که سریالها در حال پخش هستند نمیدانم تا چه حد این رقابت در چنین ماهی جدای از ماههای دیگر جواب میدهد.
مهران میگوید: «به نظرم رقابت منصفانه نیست، چون سریالی که در ماه رمضان ممکن است درجه 3 باشد در زمان دیگری درجه بهتری بگیرد و...» و من نمیدانم درجهبندی سریالها بر چه اساس است؟ مخاطب؟ جذابیت؟ اندازه مخاطب؟ یا اندازه جذابیت؟!
جمع بازیگران تئاتری
زمانی وارد داستان این سه خانواده میشوم که زمان زایمان یکی از دخترهای این سه خانواده است. نقش مادر با سهیلا رضوی و نقش پدر دکتر محمود عزیزی (مصطفی عابدی) است. بیمار روی تخت دراز کشیده است. پدر و مادر او و دوست مشترک خانوادگیشان (مهوش وقاری و حبیب دهقان نسب) هم روی صندلی بیمارستان نشستهاند. فضا آنقدر با حضور هنرورها شلوغ است که نمیتوان حضور کارگردان را حس کرد.
دستیار و برنامهریز او کنار مانیتور همراه او هستند و خودش آنطور که گفت: «دوست ندارد حضورش را به عنوان کارگردان درون صحنه بنمایاند...» چندین بار با حضور هنرورها، تخت به حرکت در میآید. چند پسر و دختر جوان هم روی صندلی نشستهاند تا نوبت آنها برسد، پس از حرکت تخت بیمارستان، پشت صحنه تصویر از این طرف راهرو به آن طرف بروند. وقاری و رضوی کنار هم نشستهاند و به هنرورها نگاه میکنند که انگار دنیا را به آنها دادند.
حرف میزنند و میخندند و شیطنت میکنند! یکی از آنها از من پرسید: خبرنگارید؟ گفتم: بله... با بیتفاوتی گفت: آره من هم یک مدت خبرنگار بودم. گفتم: این روزها مد شده همه میگن ما هم خبرنگار بودیم! گفت: نه، راست میگم...
ازش پرسیدم: دوست داری، بازیگر بشی؟ گفت: بله، بازیگر هستم! من تئاتر کارکردهام. حتی کارگردانی هم کردهام. پرسیدم. چه تئاتری؟ چه زمانی؟ گفت:برای جشنوارهای که فکر کنم منظورش جشنواره دانشجویی بود. اما میگفت: مجدد قرار است یک تئاتر دیگر را هم کارگردانی کند.
دختر و پسری که کنار او بودند به هم نگاه میکردند و میخندیدند. تخت بیمارستان که شروع به حرکت میکند کنار سهیلا رضوی مینشینم. بازیگری گزیده کار است و کمتر در کارهای امروزی بازی میکند.
او درباره ویژگی این سریال در ماه رمضان گفت: «اگر به همه سریالهای تلویزیون با دید معنوی نگاه کنیم میتوانیم به نکاتی آموزنده هم برسیم و اگر این نکته مورد توجه قرار گیرد قطعا تاثیرگذاری خود را خواهد داشت.»
چند لحظه بعد باید کنار تخت دخترش باشد تا او را تا اتاق عمل همراهی کند. شکمبند بزرگی روی شکم بیمار گذاشته شده تا مانند یک زنباردار به نظر برسد و سرنگ را روی دست چپ او با چسب چسباندهاند. او نگاهی به اطرافیانش میکند و میخندد. وقتی 3 2 1 گفته میشود ناله و زاری را سر میدهد...
دکتر عزیزی با خوشرویی میان بازیگران تئاتر و همکار خود حضور دارد و خاطره تعریف میکند، اما تعریفش درباره این کار به شکل خلاصه چنین است: «قصه حساسیت انسانها نسبت به گذشت و شجاعت را نشان میدهد و کل قصه آرایش روابط میان آدمهاست تا بتواند این حساسیتها را بر ملا کند.
او اضافه میکند: «تلاش کرده عابدی شخصیتی جدای از شخصیتهای دیگر باشد که تاکنون بازی کرده یا زمانی که قصه در حالتهای دراماتیکی متفاوتی قرار میگیرد، او نیز متفاوت تظاهر شود.» این صحنه که گرفته میشود مهوش وقاری مشغول صحبت با تلفن است.
همزمان در فیلم احمد امینی هم بازی دارد و میگوید: «فضای این دو کار بسیار متفاوت است و در این سریال نقش زینت را دارد که شخصیت آرام، مثبت، همراه و دلسوز اطرافیانش است.» او در دومین تجربه بازیش با فلاحپور فضای این کار را متفاوتتر از تجربه قبلی خود با وی یعنی تله فیلم «پاپوش» میداند.
صدای گریه بچهها در توانبخشی مانع تصویربرداری است
در طول رفت و آمد بچههای پشت صحنه برای تعویض مکان به راهروی دیگر بیمارستان، صدای گریه بچههایی که به توانبخشی نیاز دارند بیشتر و بیشتر میشود. آرام جعفری نیز به بازیگران اضافه شده است. نقش دختر حبیب دهقاننسب را دارد. زمان تصویربرداری صحنهها به اصطلاح رج زده میشود تا در همان لوکیشن آنها منتظر زایمان باشند.
آرام جعفری نقش مریم را دارد. لنز عسلی رنگی به چشم دارد که پیشنهاد پروین نویدی گریمور این کار است. او درباره رابطه دوستی این سه خانواده میگوید و این که سعی کرد، نقش متفاوتتری را از میان تله فیلمهای بیشماری که پیشنهاد داشته انتخاب کند، ولی آنچه برایش اهمیت بیشتری داشته حس و حال شبهای احیا بوده است.
نور پروژکتور که روشن میشود بانگرانی از راه میرسد. چادر بر سر دارد و به طرف پدرش میرود و میگوید: پدر... پدرش استکان چای را هورت میکشد و کمی با هم در گوشی صحبت میکنند،طوری که مصطفی متوجه نشود و کات داده میشود و این صحنه چند بار گرفته میشود.
بازگشت به خود؛ تم اصلی سریال
رسول رسولی که نقش آن را حبیب دهقاننسب بازی میکند،بدون هیچگونه مخالفتی تقاضای ما را میپذیرد و با این که سر صحنه است و هنوز پروژکتورها روشنایی دارند با او صحبت میکنم.
او میگوید: «یکی از سه رفیقی هستم که 40 سال با هم بودند و موضوعی باعث میشود مقابل همدیگر قرار بگیرند و آنچه نقطه اتکای داستان این کار است بازگشت به خود است.
از او میپرسم: «جمع این 3 دوست با همسرانشان در این سریال جمع تئاتری را شکل دادند. آیا عمدی در انتخاب آنها بوده»، او میگوید: «فکر میکنم نظر کارگردان بوده، به این خاطر که شخصیتها، دچار افت و خیزها و چالشهای زیادی میشوند.» از او درباره نام سریال و تناسب آن با فیلمنامه میپرسم.
او میگوید: «فیلمنامه در چند ورسیون نوشته شده است و به نظر میآید این نام، نام مناسبی برای رسیدن اولیه آن نبود، اما با توجه به تغییرات انجام شده بر فیلمنامه باز هم بیمسمی نیست. دهقاننسب سریال خونمردگی و زخمهای رویا و همین طور مختارنامه را (البته تازه تصویربرداریاش تمام شده) آماده پخش دارد.
قصهای تلخ، درام و تراژیک
اسماعیل فلاحپور، تلهفیلم «بلند گریه کن» را در کارنامه تلویزیونی خود دارد که به گفته خودش 97 درصد بیننده داشته و به عنوان یکی از سریالهای الگوی سازمان معرفی شده است. آخرین سریال او 2 هفته پیش تولید داشته و چیزی حدود یک ماه تصویربرداری آن به طول انجامیده است.
او درباره زمانی برای پشیمانی میگوید: «همیشه طرحهای مخصوص ماه رمضان یا شبهای احیا، طرحهای کلیشهای هستند، اما این کار یک کار مدرن و به روز است با یک تم مذهبی، چون بحث اصلی داستان بخشش است.»
او ادامه داد: «داستان 3 دوست که یکی وفای به عهد نمیکند و به خاطر یک چک برگشتی، تراژدیای را در داستان دامن میزند؛ البته این آدم به خاطر اشتباهی که میکند خودش هم گرفتار میشود، چون توقع این اشتباه را نداشته است».
این طور که مشخص است قصه زمانی برای پشیمانی، قصهای درام، تلخ و تراژیک است که با حاکمیت نویسندگی ایرج محمدی، نهایت به یک سوگ منتهی میشود؛ اما فلاحپور در پاسخ به این پرسش که چرا از بازیگران تئاتری استفاده کردید، گفت: «برخی شخصیتهای سریال پیچیدگیهایی دارند که تنها توسط بازیگران تئاتر به مرحله اجرا درمیآید.» میپرسم، مگر کار جنبه نمایشی دارد؟
او میگوید: «نه، ولی استفاده از فیزیک در جای مناسب خود، میمیک و تونالیته صدا برای میزانسنهایی که من برای این کار استفاده کردم، اگرچه همه کار رئال است، ولی شخصیتپردازی سنگینتری لازم دارد که از عهده این بازیگران برمیآمد.»
فلاحپور در پایان معتقد است میتوان سریال را در قسمتهای متفاوت داشت به شرطی که قصه کشش لازم را داشته باشد.
چون معمولا در این نوع کارها در اواسط سریال با بیداستانی مواجه میشویم. او برای آخرین سریالش فرم جدیدی در میزانسن و دکوپاژ استفاده کرده است.
صدای گریه کودکان، توانبخشی فضای بیمارستان را پر کرده است. هنوز هنرورها در حال بگو و بخند با همدیگر هستند، بدون این که به تذکرهای برنامهریز و دستیار کارگردان توجه کنند و نمیدانیم قرار است شاهد چه نوع تراژدی تلخ و غمگینی در 5 قسمت سریال زمانی برای پشیمانی باشیم!
مریم درستانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: