در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با شادی شان خوش حال میشویم و با غمشان، غمگین و هر شب ناخودآگاه منتظریم ببینیم سرنوشت این آدمهای جورواجور به کجا میرسد. اما شاید کم تر به این فکر میکنیم که گروه تولید این سریالها برای خلق این لحظههای خوش برای ما با چه مشکلاتی دست و پنجه نرم میکنند. آن هم با توجه به این که سه گروه از آنها هم زمان یا با فاصله کمی از پخش، شبانه روز مشغول کارند.
در این گزارش فارغ از اما واگرها و نگاه انتقادی همیشگی رفته ایم سراغ آنها تا ببینیم الان چه کار میکنند، در چه حالی هستند و سحر این روزهای سخت و بلند را چطور به افطار میرسانند؛ یک جور خسته نباشید و دست مریزاد ساده که لااقل کمی از خستگی و فشردگی کار برایشان کم بشود.
گروه تولید «روز حسرت» یادمون میره افطاری بخوریم
مهران رسام هفت هشت سال بعد از «دریایی ها» دوباره در «روز حسرت» به عنوان تهیهکننده با سیروس مقدم کار میکند. او که بعد از «گم گشته» و «آخرین گناه»، در حال تولید سومین کار مناسبتی رمضانی است، همه چیز را عالی توصیف میکند و میگوید: کلا توی ماه رمضان همه چیز خوب است و هیچ مشکلی نیست. حتی خوشبختانه با این که بعضی وقتها کارمان به خاطر کار کامپیوتری تا دقیقه 90 طول میکشد، ولی بیش تر وقتها 3 - 4 قسمت جلوییم.
با این حال در همین فرصت کوتاه بازبینی انجام شده و بعد هم کلی بهشان سفارش کردهاند دیگر کار را این قدر دیر نرسانند. برای این که این اتفاق نیفتد بچههای گروه از هیچ کاری دریغ نمیکنند. همه شان «در اختیار» هستند و تا هروقت متن باشد، کار میکنند.
آنجور که از حرفهای رسام برمیآید، امسال هم مشکل اصلی گروه مقدم که اتفاقا کارگردان تندکاری هم هست، درست مثل سریال رمضانی پارسالش «اغما»، دیر رسیدن متن است. ضمن این که کم کم رسیدن متنها آنها را مجبور میکند قسمت به قسمت بگیرند، امکان رج زدن نداشته باشند و روزی حداقل 2 3 بار لوکیشن را تغییر بدهند.
والا مطمئن باشید «روز حسرت» به خاطر پرواز معنوی تک تک عواملش تا قسمت هفتم و هشتم هم نمیرسید، چه رسد به حالا که رسیده ایم به نیمه ماه مبارک: «از بس مشغول کاریم، نمیفهمیم کی افطار میشود. بچهها هم معمولا با یکی دوساعت تاخیر افطار میکنند، دیگر به این وضع عادت کردهاند! شبها هم نای سحری خوردن ندارند. بی سحری روزه میگیرند که بتوانند بیش تر بخوابند. خیلی هاشان همین جا میخوابند و هر دو سه روز میروند خانه که دوش بگیرند.»
افطار گروه، آش یا حلیم است و نان و پنیر و سبزی:«کله پاچه خور نیستند، والا کله پاچه هم میدادم.»
غیر از افطار، گروه یک بار دیگر حتما موقع پخش سریال خودشان دور هم جمع میشوند.
ولی بقیه سریالها را اصلا. وقت تنگ است و باید زود جنبید.
گروه تولید «مثل هیچ کس» این آرامش دوست داشتنی
کم دغدغه ترین شبکه رمضان امسال، شبکه 2 است و کم دغدغه ترین تهیهکننده، محمدعلی اسلامی. تصویربرداری «مثل هیچ کس» فعلی و «داداشی» سابق فروردین شروع شده و 5 شهریور هم تمام شده: «حدود دو سال و نیم بود که داشتیم روی فیلم نامه کار میکردیم و اصلا قرار نبود برای ماه رمضان تولید بشود. ولی آقای فرجی از همان زمان پخش «میوه ممنوعه» به فکر الان بود. میگفت چشم بر هم بزنی از راه میرسد. نتیجه اش این شد که کارمان را در آرامش و با برنامه ریزی کامل انجام دادیم و در عوض حالا نه استرس و فشارغیر قابل پیش بینی داریم و نه دلهره آنتن.»
خلاصه این که الان به قول معروف دیگ این سریال تمام شده و از ته دیگش هم خبری نیست. فقط بابک رضاخانی با نظارت اسلامی و عبدالحسن برزیده، کارگردان، مشغول روتوش تدوین و صداگذاری و میکس و موسیقی است. این آرامش البته یک بدی دارد و آن هم این است که گروه تولید لحظات پرشور و حال افطار و سحر را کنار هم نمیگذرانند: «معمولا موقع افطار خانه هستیم. بعدش تا 3-2 صبح باکس تدوینم یا با احسان خواجه امیری صحبت میکنیم که کدام سکانس موسیقی میخواهد یا نمیخواهد و جنس موسیقی اش باید چه جوری باشد.» تهیهکننده «مثل هیچ کس» هر دفعه معمولا 5 -4 قسمت کار را آماده میکند و برای بازبینی میفرستد: «خوشبختانه چون خود مدیر شبکه کار را بازبینی میکند و تا حالا اصلا برگشتی نداشتهایم.»
به هرحال توفیق «زیر تیغ» که در کنار همه عوامل، باعث شد علی اکبر محلوجیان به عنوان نویسنده کار بیش از همه شناخته بشود و «مثل هیچ کس» هم با حفظ مشترکاتی مثل تهیهکننده، بعضی بازیگران و مهم تر از همه نویسنده - که برای اولین بار اسمش با تاکید و در آغاز تیتراژ میآید- کم و بیش همان فضا را برای مخاطب زنده میکند: «تجربه زیر تیغ نشان داد که مردم خیلی به فرهنگ ایرانی و سنتی خودشان و چیزهایی که با آنها درگیرند، علاقه دارند. برای این کار هم بیش تر از دو سال و نیم با آقای محلوجیان تبادل نظر میکردیم تا قصهای طراحی کنیم که از دل زندگی دربیاید و حرفهای عمیقی را مطرح کند. در عین حال چون شعار نمیدهیم و واقعیتهای ملموس زندگی را مطرح میکنیم، سریال متین و فاخر و سنگینی از آب در میآید و ازش استقبال میشود.»
صابر که از پشت بام افتاد، قصه تازه شروع شد
مهران مهام یکی از تهیهکنندگان «بزنگاه» همان اول کار با تاکید بر این که ترجیح میدهد سر فرصت درباره حاشیههای کار حرف بزند، فضای پشت صحنه اش را این طور توصیف میکند: «ساعت کار بستگی دارد به متن و برنامهریزی. اگر حجم سکانسهای شب بیشتر باشد، حدودا از 8 شب تا 8 صبح کار میکنیم و بر عکس. کلا سعی میکنیم هر روز هم سکانس شب بگیریم و هم سکانس روز که بتوانیم از زمان بهتر استفاده کنیم. گروه ساکت و آرام و زحمتکش و بیدردسری داریم. آن قدر با انرژی و فعالند که خودشان همه کارها را پیگیری میکنند.»
مهام میگوید که این اولین باری است که در ماه رمضان تصویربرداری هم دارند. بقیه سالها فقط درگیر کارهای فنی مثل مونتا ژ و میکس و موسیقی بوده اند: «ولی این جوری هم حال و هوای خاص خودش را دارد. نزدیک اذان همه دور هم جمع میشوند و وقتی ربنای شجریان در فضای پشت صحنه میپیچد، حس و حال روحانی خاصی به بچهها حاکم میشود.
اگر مشغول گرفتن صحنههای داخلی باشیم، بچهها روی میز و صندلی مینشینند و دور تلویزیون جمع میشوند. ولی حتی شده که مشغول خارجیها بودهایم و تلویزیون نبوده و روی زمین افطار کرده اند و به رادیو هم قناعت کردهاند.»
افطار بزنگاهیها با افطار مرسوم خیلی فرق ندارد. نان و پنیر و چای و خرما و زولبیا بامیه است، به اضافه حلیم یا آش رشته یا آش دوغ که آن جور که مهام میگوید بچهها خیلی دوست دارند. شام را هم با فاصله میخورند.
اگر کار تا سحر طول بکشد که آن را هم نوش جان میکنند.
این گروه شانس آورده اند که کارشان با فاصله کمی بعد از افطار پخش میشود. میشود حدس زد واکنش بر و بچههای صحنه به کار خودشان که از هر لحظه اش خاطرهای دارند، باید دیدنی باشد. ضمن این که دور هم دیدن کار، برای این که چه جوری آن را ادامه بدهند، خیلی موثر است و بازخوردهای کار باعث میشود که حتی نویسندهها هم ادامه قصه شان را کم و زیاد کنند. برای همین این جور وقتها حتی اگر تلویزیون هم دم دست نباشد، چندتا چندتا دور آنهایی که موبایلشان تلویزیون دارد جمع میشوند.
مهام ادامه میدهد: وقتی تولید یک کار هم تمام شد، تا همان لحظهای که روی آنتن نرفته، هنوز در مرحله آماده سازی است و این طور نیست که وقتی تصویربرداری و تولید تمام شد، یعنی همه چیز تمام شده.
مثلا در «نرگس» و «متهم گریخت» هم با وجود این که تولیدشان تمام شده بود، هر قسمت را همان شب آماده میکردیم تا بتوانیم با توجه به سیاست گذاریها و همین طور نظر مردم تا آخرین لحظه هم که شده، کار را اصلاح کنیم. حالا هم هیچ عجله و استرس و اضطرابی وجود ندارد. الان قسمتهای فردا و پس فردا را در دست بازبینی داریم. اصلاحیهها هم زیاد نیست و بیش تر موارد حق با آنهاست.»
این تهیهکننده درباره تفاوت این کار عطاران با سریالهای قبلیاش «متهم گریخت» ، «خانه به دوش» و «ترش و شیرین» میگوید که احساس کردهاند موضوع تقابل فقر و غنا دیگر تکراری و خسته کننده شده و برای همین سراغ موضوع دیگری رفته اند که موقعیت تلخ و گزندهای را روایت میکند: خنداندن تماشاگر و ایجاد جذابیت کاری ندارد. ولی نادر معتاد است و این مشکل هست که شیرینی شخصیت اصلی باعث مثبت بودن و تاثیرگذاری او هم بشود که خیلی خطرناک است.
وقتی از مهام میپرسم استقبال از کار چطور بوده، کمبود ترافیک در زمان پخش سریال را به عنوان شاخصه یک تحقیق میدانی در نظر میگیرد و بازخوردها را خیلی خوب ارزیابی میکند.
ولی برای تخمین رتبه اش بین سریالهای دیگر طفره میرود:« بگذار دیگران بگویند. ضمن این که تازه از وقتی صابر (حمید لولایی) از پشت بام افتاده، قصه اصلی ما شروع شده.»
ماه خوب امدادهای غیبی
«مامور بدرقه» بعد از «رسم عاشقی» و «میوه ممنوعه»، سومین کار ماه رمضانی است که علیزاده به عنوان مدیر تولید در آن فعالیت میکند. برای همین خیلی راحت میتواند فضای کارهای مناسبتی این ماه را برایمان توصیف کند:«با این که کمی استرس هست ولی کار روال خودش را طی میکند و انگار یک قدرت ناشناخته ازمان حمایت میکند که به مشکل برنخوریم. شاید برای این که هدفمان شادکردن مردم است و کار خیر هم خیلی راحت به سرانجام میرسد. پیش آمده که چیزی مثلا صدای یک صحنه خراب باشد و وقتی هم برای رسیدن به پخش نیست. این برای همه مان مخصوصا تهیهکننده و کارگردان استرس زیادی دارد ولی موقعیتهای طنز خاص خودش را هم دارد.»
حالا هم فضایی را که از پشت صحنه توصیف میکند، چیزی در این مایههاست: نزدیک 85درصد از تصویربرداری «مامور بدرقه» تمام شده و حدود 70درصدش یعنی تا قسمت 18 هم تدوین شده.
الان گروه 4 - 3 قسمت جلوتر از پخش هستند. ضمن این که تا قسمت 21 هم تصویربرداری شده و هرقسمت فقط یکی دو سکانس کم دارد. با در نظر گرفتن این که سریال حدودا 5 شب - شبهای قدر و عید فطر- پخش نمیشود، گروه باید هرچه سریع تر 4 قسمت بقیه را هم جلوی دوربین ببرند. امیرعباس پیام هم مشغول نوشتن آخرین قسمت است.
در باکس تدوین 3 نفر مشغول کارند؛ یکی رافکات میزند، خود محمود یارمحمدلو مونتور کار فاین کات کار را انجام میدهد و نفر بعد هم مسوول صداگذاری و میکس است. هم زمان با آنها سعید انصاری هم در استودیوی خودش برای صحنههایی که لازم است، آهنگ میسازد و سی دی اش را به آنها میرساند.
علیزاده درباره مرحله شیرین اصلاح و بازبینی میگوید: هر قسمت را روز قبلش میفرستیم برای بازبینی. عصر روز بعد هم با اعمال اصلاحات، دوباره با پیک موتوری میفرستیم پخش. بیش تر اصلاحیها درباره دیالوگهایی است که گاهی از دستمان در میرود. فقط بعضی وقتها اگر ببینیم به کار لطمه میخورد ، سعی میکنیم با دلیل و منطق قانعشان کنیم. به هرحال سفارش دهنده تلویزیون است و ما مجری سیاستهای آنها هستیم.
ساعت کار این گروه هم معمولا از 2 بعداز ظهر است تا 2 نصف شب. افطار، یک در میان آش یا حلیم است با نان و پنیر و خرما و زولبیا بامیه. شام را هم ساعت 12 شب میدهند که یک جورهایی سحری هم حساب میشود.
علیزاده موقع گفتن نظر شخصی اش درباره رتبه کار تلویحا میگوید که بر اساس اعلام غیر رسمی مرکز تحقیقات صدا و سیما، تا این جای کار «مامور بدرقه» بر سکوی دوم ایستاده: «با این که ساعت پخش خوبی نداریم، دیروقت است و خیلیها برای این که سحر بیدار بشوند و صبح هم به کارشان برسند، مجبورند بخوابند. با این حال استقبال بد نبوده، مخصوصا در شهرستانها.»
جابر تواضعی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: