در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گرچه فیلمهای هالیوودی نقشی اساسی در تربیت تروریستها داشتند، اما همه هم به اندازه رابرت آلتمن آنقدر بیپرده و صریح نبودند که بگویند: سینما زمینه را برای تروریستها فراهم کرد و آنها دقیقا از روی فیلمها کپی کردند.
هیچ کس حتی فکر انجام چنین عمل وحشیانهای را هم نمیکند مگر اینکه آن صحنه را در فیلمی دیده باشد... من معتقدم ما خودمان فضا را مساعد کرده و به آنها آموختهایم چگونه این کار را بکنند.
با اینکه به نظر میرسید هالیوود به واسطه دخالت هر چند غیرمستقیم در حادثه تروریستی 11 سپتامبر تنبیه شده باشد، در عوض به فاصله چند روز از این حادثه انیستیتو فناوریهای خلاقانه دانشگاه کالیفرنیای جنوبی با حضور جوزف زیتو (کارگردان دلتا فورس یک و گمشده در عملیات)، دیوید فینچر، اسپایک جونز و مری لمبرت تشکیل جلسه داد.
موضوع جلسات هم، که به سرپرستی ژنرال کنت برگویست برگزار میشد، درباره ارائه فکری بکر برای فیلمنامهای تروریستی و سپس دادن راهحل بود. (چرا که نه؟ آمریکا کشوری است که در آن از استیون اسپیلبرگ میخواهند دیدگاه خود را درباره جرم و جنایت در جامعه به نمایندگان کنگره ارائه بدهد و تام کلنسی نویسنده هم در شبکه خبری CNN به عنوان کارشناس تروریسم حضور پیدا میکند).
در مطلبی که میخوانید چند فیلم مهم ساخته شده درباره واقعه 11 سپتامبر وتبعات آن مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است.
مرکز تجارت جهانی؛ الیور استون
مرکز تجارت جهانی بیشک مهمترین و برجستهترین فیلمی است که درباره حادثه 11 سپتامبر ساخته شده است.
فیلم از اولین ساعت روز یازدهم سپتامبر 2001، زمانی که سرجوخه جان مک لاگلین از اعضای پلیس نیویورک برای رفتن سر کار بیدار میشود آغاز میشود، چند ساعت بعد اولین هواپیما به برج شمالی اصابت میکند، سرجوخه به همراه 4 داوطلب دیگر برای کمک به تخلیه مردم از برج وارد مرکز تجارت جهانی میشوند در حالی که نمیدانستند برج جنوبی هم مورد اصابت هواپیمای دیگری قرار گرفته است.
با فروپاشیدن برج همه آنها زیر آوار دفن میشوند و تنها جان مک لاگلین و ویلیام جمینو زنده میمانند، آنها 12 ساعت در انتظار رسیدن کمک میمانند تا سرانجام نجات پیدا می کنند.
الیور استون درباره فیلمش گفته است: فکر میکنم اتفاقی که در 11 سپتامبر سال 2001 افتاد آنقدر بزرگ و غریب است که هیچ کارگردان و فیلمنامهنویسی نمیتواند آن را تصویر کند. حتی اگر این اتفاق بیفتد، باید سوال کنیم که دیدن آن منظره هولناک چه فایدهای دارد مگر آن تصویرهایی را که از تلویزیونها بارها و بارها پخش شد ندیدهایم.
چیزی که از آن غفلت کردیم و دربارهاش حرف نزدیم، مردمی بودند که در خیابانها میدویدند و میخواستند هرطور شده به مجروحانی که زیر آوار مانده بودند کمک کنند. من این وجه داستان 11 سپتامبر را بیشتر میپسندم.
موفقیت بسیار این فیلم جایگاه استون را در هالیوود تثبیت کرد و 3 جایزه اسکار به همراه تعداد زیادی جوایز دیگر از جمله انجمن منتقدان و انجمن کارگردانان آمریکا را دریافت کرد.
بخش عمدهای از جذابیت فیلم مرکز تجارت جهانی به این برمیگردد که شخصیتهای اصلیاش، دو پلیس هستند که فرق چندانی با آدمهای کوچه و خیابان ندارند و همین باعث شده که بعضی از طرفدارهای فیلم، آن را روایتی واقعی از یک روز سخت بدانند.
فارنهایت 11/9، مایکل مور
مایکل مور با سفید کردن پرده سینما و همزمان پخش صدای هراسآور برخورد هواپیمای مسافربری به برجهای دوقلو و صدای فریاد مردم در خیابانهای اطراف به حوادث 11 سپتامبر میپردازد.
فارنهایت 11/9 فیلم مستند جنجالبرانگیز مایکل مور از همان نخستین روز اکران با تحسین رسانهها همراه شد. روزنامه یواسایتودی با بررسی اعتراضات مطرح شده در فیلم برضد تهاجم آمریکا به عراق، فیلم فارنهایت 11/9 را حاوی اطلاعات مفید، محرک، ترسناک و بیش از همه سرگرم کننده خواند. روزنامه نشنال دیلی نیز نوشت فارنهایت 11/9 پربینندهترین فیلم سال خواهد بود. لسآنجلس تایمز نیز آن را فیلمی مهم در تاریخ فیلمسازی آمریکا خواند و گفت باید حتما به تماشای آن رفت.
مایکل مور در این فیلم مستند با بررسی اهداف رئیسجمهور آمریکا در حمله نظامی به عراق، از رابطه خانواده بوش و بنلادن سخن میگوید که از دهه 1970 تاکنون تداوم یافته است.
هدف مور از ساخت این فیلم آگاه کردن مردم آمریکاست که به گفته او ابلهی چون بوش را به ریاست جمهوری برگزیدهاند.
فیلم با موضوع انتخابات ریاست جمهوری سال 2000 آمریکا آغاز میشود و بر این نکته تاکید دارد که انتخابی که بوش به لطف 537 رای اضافی نسبت به ال گور در فلوریدا در آن به پیروزی رسید، چندان آزادانه یا عادلانه نبوده است.
نخستین حلقه آمیخته به توطئه زمانی مطرح میشود که مایکل مور یکی از کارمندان شبکه خبری فاکس را معرفی میکند که تصمیم گرفت جورج بوش را برنده انتخابات فلوریدا بخواند، در حالی که تمامی کانالهای خبری ال گور را در ایالت فلوریدا برنده اعلام کرده بودند.
مایکل مور در فیلم میگوید این کارمند پسرعموی آقای بوش است. فیلم به دسیسهای خانوادگی برای ربودن انتخابات اشاره دارد.
فیلم پس از این آغاز نفسگیر و گیرا به سراغ آقای بوش میرود و او را در حالی که 10 دقیقه قبل از برخورد هواپیمای دوم به برجها باخبر شده و در یک کلاس درس نشسته و همچنان در حال خواندن کتابی کودکانه برای دانشآموزان است، نشان میدهد. در صحنه بعد یکی از اتهامات عمدهای که فیلم مطرح میکند این است که در حالی که تمامی پروازها لغو و هواپیماهای مسافربری زمینگیر شده بودند، بوش اجازه میدهد 24 نفر از اعضای خانواده بنلادن با هواپیما از آمریکا خارج شوند.
مور برای اثبات ادعای خود سندی را که ظاهرا از این افراد نام میبرد نشان میدهد. او این فهرست را مبنای کشف روابط میان خانواده بوش و دودمان بنلادن میداند.
مور معتقد است این روابط به روزگار خدمت جورج بوش در ارتش بازمیگردد و اسنادی نظامی را علنی میکند که مدعی است رئیسجمهور آینده در گارد ملی هوایی تگزاس در کنار مردی که بعدا به فروش هواپیما به یکی از برادران بنلادن پرداخت، خدمت میکرده است.
زمانی که جورج بوش میکوشد به غول نفتی تگزاس بدل شود همین مرد از سوی خانواده بنلادن برای سرمایهگذاری در تگزاس استخدام شد و به گفته فیلم او نیز در شرکت نفتی بوش سرمایهگذاری کرده است.
به اعتقاد مور چهرههای برجسته خاندان سعودی در شرکتهای بیرونق بوش سرمایهگذاری کردند تا به پدر او که آن زمان رئیسجمهور بود دسترسی یابند. فیلم نتیجهگیری میکند آن دسته از شرکتهای نفتی و اسلحهسازی که سعودیها در آن سرمایهگذاری کردهاند و خانواده بوش و محفل داخلی آن دارای منافعی هستند، از وقایع بعد از 11 سپتامبر بهره بسیار بردهاند.
مور برخلاف آثار قبلیاش در این فیلم کمتر ظاهر میشود و بخش اصلی فیلم را به گفتگو با سیاستمداران، سربازان و مردم میسپارد، با سخنانی چنان دردناک و صحنههایی چنان تکاندهنده که بر مخاطبان سراسر جهان تاثیرگذار است.
درباره مایکل مور و فیلم فارنهایت 11/9 از هنگام نمایش در جشنواره کن تا نمایش عمومی آن در سینماهای آمریکا، نویسندگان و منتقدان حرف و سخنهای بسیار گفته اند و آن را بحث انگیزترین فیلم سال خواندهاند.
مجله تایمز درباره فارنهایت 11/9 مینویسد: سالها پیش مایکل مور وقتی با جورج دبلیو بوش که آن موقع هنوز رئیسجمهور نبود سخن میگفت، بوش حرف جالبی به او زد و گفت برو یک کار واقعی پیدا کن پس از آن بود که مور با ایجاد دردسر برای چند آدم سرشناس در مستندهایش به چهره مقتدری در رسانههای خبری آمریکا بدل شد.
او که داشت به نصیحت بوش عمل میکرد حالا یک کار واقعی پیدا کرده بود و آخرین کار واقعی اش انگار همین فیلم فارنهایت 11/9 است که ضد بوش ترین فیلمی است که تا به حال ساخته شده است. این فیلم که نامش را از کتاب فارنهایت 451 ری برادبری که فیلمش را هم فرانسوا تروفو ساخته است، گرفته، سیاستهای خاورمیانهای بوش را مورد انتقاد قرار میدهد.
منتقد گاردین نیز درباره فارنهایت 11/9 مینویسد: این فیلم را میتوان مصائب مایکل مور نامید. مل گیبسن با استفاده از احساسات مذهبی مردم فیلمش را تبدیل به یکی از پرفروش ترین فیلمهای تاریخ سینما کرده و مایکل مور هم با استفاده از احساسات ضد بوش این کار را انجام میدهد. فیلم آکنده از سکانسهای هولناک است و این دریک فیلم مستند حسن بزرگی به شمار میآید. مایکل مور در جشنواره کن بارها به سوالهای مردم و منتقدان درباره فیلمش پاسخ داد.
مور درباره نام فیلم میگوید: اسم فیلم از فارنهایت 451 فرانسوا تروفو گرفته شده است. در جامعه ضد آرمانی فیلم تروفو، کتابها در این دما میسوزند. فارنهایت 11/9 هم در مورد دمایی است که در آن آزادی میسوزد.
«خدا، ساختن، تخریب»، سمیرا مخملباف
بعد از روز 11 سپتامبر آوارگان افغان که در ایران زندگی میکنند نگران حمله آمریکا به افغانستان هستند. معلمی کودکان افغان را جمع میکند و میکوشد علیرغم نگرانی خودش از حمله آمریکا، کودکان افغان را به خاطر کشته شدگان 11 سپتامبر به یک دقیقه سکوت وا دارد اما خردسالان افغان از درک اتفاقی که در روز 11 سپتامبر افتاده، عاجزند.
سرانجام معلم آنها را به زیر کوره آجر پزی میبرد و به آنها میگوید برج نیویورک چیزی شبیه این کوره آجر پزی است و از بچهها میخواهد که یک دقیقه زیر دودکش بلندی که دود میکند برای کشته شدگان برج نیویورک سکوت کنند. این فیلم توسط سمیرا مخملباف کارگردانی شده است.
11 سپتامبر از دید سعودیها
این فیلم محصول سال 2002 و حاوی مصاحبههایی با خانواده و دوستان ربایندگان هواپیماها، نمایندگان رسانههای عرب، تحلیلگران سیاسی و نظامی، یک روانشناس و دیگران است که هر یک نظرات خود را درباره وقایع و مسائل مربوط به 11 سپتامبر اظهار داشتهاند.
این فیلم ویدئویی که اولین فیلمی است که به بررسی 11 سپتامبر از دید سعودیها میپردازد، تبدیل به جزیی از مطالعات اجتماعی مجموعه ویدیوهای آموزشی کمبریج شده است که آن را به عنوان یکی از مؤثرترین ابزار یادگیری برای دانشجویان علوم سیاسی، خاورمیانه و اسلام توصیف کردهاند. این فیلم ساخته بدرین هرسی است.
چند روز در سپتامبر به کارگردانی سانتیا آمیگورنا
«چند روز در سپتامبر» با برداشتی روان از زندگی یک مامور قدیمی سازمان سیا که سالها در عربستان سعودی و عراق ماموریت داشته است، به این سوالها میپردازد.
یکم سپتامبر 2001 الیوت (نیک نولت) مامور سازمان سیا که حامل اطلاعاتی سری درباره آینده جهان است، ناپدید میشود. تنها هدف او ملاقات با دخترش اورلاندو (سارا فارستیر) است که 10 سال پیش مجبور به ترکش شده است.
آیرین (ژولیت بینوش) مامور مخفی فرانسوی که با الیوت همکاری داشته است و دیوید (تام رایلی)، پسر خوانده الیوت، تلاش میکنند علیرغم نفرت اورلاندو از پدرش این ملاقات صورت بگیرد. الیوت اطلاعاتی در اختیار یک شرکت چند میلیارد دلاری سعودی قرار داده است. آنها باید بلافاصله تمام سرمایه خود را از آمریکا خارج کنند.
سقوط 25 درصدی در بازار بورس آمریکا قابل پیشبینی است ، سقوطی که شاید تنها به قتل رسیدن رئیسجمهور آمریکا یا شروع یک جنگ جدید بتواند عامل آن شود. اثبات موضوع نیاز به مدرک دارد و الیوت قرار ملاقات با سران شرکت سعودی را در ونیز میگذارد، جایی که قرار است آیرین دو فرزند الیوت را بیاورد. تعقیب و گریز از پاریس تا ونیز ادامه دارد.
شاید یکی از موفقیتهای بارز کارگردان فیلم دست یافتن به تعادل در تلفیق ژانر اکشن جاسوسی با کمدی و همچنین رسیدن به نگاهی عمیق و شاعرانه است.
تقابل روز به روز شخصیتها از 5 سپتامبر 2001 تا 11 سپتامبر فیلمی با لایههای مختلف از ارتباط انسانی افراد، فساد در دستگاههای جاسوسی و در نهایت ارتباط پول و سیاست ارائه میکند.
مهری توکلیان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: