گزارش پشت صحنه فیلم امام محمد غزالی

آنچه در پی می آید گزارشی است از پشت صحنه فیلم امام محمد غزالی که نویسنده ، کارگردان و بازیگر آن یک مسلمان امریکایی است
کد خبر: ۱۹۳۶۶
که هر بار جایش را (با سیاست جادویی روایت) با امام محمد غزالی ایرانی عوض می کند. او سفر درونی و سیر تکاملی روحش (سلوک) را با سلوک اندیشگی ، روحانی غزالی ، همگن و یک کاسه کرده و غزالی را به مدد روایت تصویری محمود کلاری در آیینه های جهان معاصر منعکس کرده و بازنشانده است . در این گزارش می توان نقشی ازخویشتن یابی و خودشناسی یک مسلمان را حس کرد. این گزارش را با هم بخوانیم :اعتبار صریح و بی چون و چند فیلمبردار این فیلم نه یک پای اثر یا بخشی از کار که گویا همه فیلم بود. کلاری که قلمرو کارش را از «مرزهای مقایسه» فراتر نشانده ، به ما می گفت : از فیلمبرداری این اثر لذت برده است. - بی وقفه - به یاد سخن متن - پژوهانی افتادیم که بارها تاکید کرده اند: متنی که با لذت نوشته و آفریده شده باشد، با لذت نیز خوانده می شود... اینجاست که می توان طعم فیلمی را در رویاها و احساس چشید؛ طعمی که تا به حال ، آن تجربه وجود نداشته است . کلاری در سخنرانی اش (به همین مناسبت برای دانشجویان اصفهانی) درباره کارگردان فیلم ابراز عقیده کرد که : او بیشتر با قلبش فیلم می سازد تا با مغزش . سالازار هم در این جلسه سخنرانی می گفت : اگر حتی بتوانم با این فیلم ، یک نفر را، یک جوان امریکایی را مسلمان کنم (سخنم بر دلش بنشیند) مسلما به هدفم رسیده ام . از عهد سلجوقی چندان آثاری که بتوان به آنها استناد کرد یا پناه برد یا در سایه شان خیمه زد تا بلکه شکل و فرم و حال و هوای آن دوران را بشود که از نو ساز کرد، چندان در دست نیست . ملک جهان خزاعی به مینیاتورهای عهد سلجوقی (لباسها) دقت کرده تا بتواند مقدورات آن زمان را به بیننده القائ کند؛ اگر چه در ساخت و ایجاد صحنه ها از بناهای آن عهد بهره برده شد و درفضا و امکانات ، کمترین تغییری ایجاد نشده حتی مواد ، ابزار و مصالح مورد استفاده - سعی شده - از جنس همان زمانه (سلاجقه) باشد مثل آلت قتاله نظام الملک ، چراغها ، پیه سوزها و غیره و غیره ...کلاری درباره امکانات و آنچه فعلا موجود است ، می گفت : «در مساجد (اینجا لوکیشن مسجد جامع اصفهان بود) همیشه آن زوایا و امکاناتی هست که یک شخص با وجودی که در جمع و با همه نشسته با خودش تنها شود و در گوشه ای جایی (کمی آن طرف تر از همه) خلوت گزیند و... من می خواستم وقتی که غزالی در مسجد و در جمع می خواهد به خودش و به تنهایی اش برگردد، این حرکت را نشان بدهم ، همچنان که در ستونها و نوع چینش و قراردادنشان مستتر هست وجود دارد تا بیننده در حرکت (ظاهری) فیزیکی غزالی از گوشه ای به دیگر مسجد، این سیر درونی و استحاله او را نیز درک کنند و با آن احساس نزدیکی کنند». سالازار [به عنوان پی جوینده غزالی] تقریبا در آخرین مرحله از سفرش در تاریکی وهم آلود اتاقش در هتل عباسی به روایت داستان نمادین مثنوی مولوی (فیل در تاریکی) پرداخت : رو به دوربین کلاری ، موها آشفته ، نگاه ژرف کاو، حرکات صریح دست و حالتهای او گویای این واقعیت بود که رد روایتش از امام غزالی به همان جایی رسیده که مولوی در داستان معروفش روایت می نماید، این که : هر کس برداشت خودش را از «حقیقت»، اصل و ملاک و سنجه قرار داده / می دهد در حالی که حقیقت بواقع چیزی جز آن است . کاشان ، نطنز، ابیانه ، بیابان هایی که این شهرها را در برگرفته اند اصفهان و سر آخر خراسان (تربت به خاک نشسته غزالی) در این فیلم تلویزیونی ، دوباره خاطره هایشان را از غزالی تازه کرده مرور می کنند. غزالی ، زمانی که به شک بزرگ رسید و از افقهایش به آرائ فلاسفه هجوم برد. (به قول استاد دینانی) روایات و قرآن را برای رد آراء اهل فلسفه ، کافی و جامع ندید؛ بنابراین به منطقارسطویی روی آورد و با این توجیه که این منطق جزو علوم وحیانی (و نه عقل انسانی) است ، آثاری چون منقذ من الظلال و تهافت الفلاسفه ... را تحریر کرد. گویا این فیلم می خواهد دریافت هایی غزالی وار از جهان امروز داشته باشد. آیا می خواهد به شک های بزرگ معاصرانه ما از کدام پنجره ای و با چه نگره ای نوری بتاباند که از خورشید اقبال غزالی طالع است؛! سفری به آفتابی های همیشه خوزستان ، ما را مثل کسی که آینه ها به دنبالش باشند، به حیرت افکنده بود... محمود کلاری درباره سالازار و اینکه او به عنوان یک مسلمان امریکایی چه اندیشه ای برای کارهای بزرگتر دارد، گفت : عبداللطیف سالازار که اوایل دهه سوم عمرش با مطالعه آثار غزالی به اسلام گرویده و حالا به همراه همسر و پسرش (یاسین) با تهیه کننده ای انگلیسی (غیردولتی) به ایران آمده تا در زمانه ما به دنبال ردپای (اندیشگی ، فرهنگی) غزالی بگردد. کلاری در سخنرانی اش می گفت : از تهیه کننده فیلم ، چیزها می توان آموخت ، «ببج» حتی در جابه جایی وسایل فیلمبرداری هم کمک می دهد. مدیر اجرایی ایرانی این فیلم ، سید صدرزاده مرا به لحظه ای ناب میهمان کرد؛ لحظه ای که به روایت سید، «همه ما پیدا و پنهان اشک می ریختیم»... و اما آن لحظه: سالازار، کار را که بی وقفه شروع شده بود ، نگه داشت . همه را به سکوت و آرامش دعوت کرد و... اولین صحنه ، زمانی کلید خورد که او با توجه خاصی به تلاوت سوره فاتحه الکتاب پرداخت ، سپس همگی صلوات فرستادند ؛ عطر معنویتی که فوران می کرد ،...

علی مظاهری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها