در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دیگر از تابش مهربان نور آفتاب از پشت شیشههای رنگارنگ ارسیها خبری نیست. در یک کلام، ساحت زندگی ما بدجوری تغییر کرده است، همان ساحتی که تمامش نظم و زیبایی و سکوت بود و هنرمند خوشنویس، در آن ساحت با ایمانی تردیدناپذیر به خلق آثارش میپرداخت. اما آیا به سر رسیدن دوره آن فضا و ساحت باید به معنای فراموشی آن باشد؟ مگر در غرب که نوای ناقوس کلیساها در میان انبوه آسمانخراشها گم شده است، دیگر موسیقی کلیسایی اجرا نمیشود و مگر این همه بازسازی و اجراهای چندباره از آثار سمفونیک و ارکسترال قدیمی صورت نمیگیرد؟
حالا هم که در اینجا و البته همه جای دنیا تایپوگرافی و کالیگرافی به مدد فناوری، تکثیر و انتشار خلقالساعه هر سفارشی را در دستور کار خود گذاشتهاند و هنرمند سنتی را به حاشیه راندهاند، چه رسالتی بر دوش ماست؟ آیا میتوانیم به یکدستسازی و سرعت فناوری دل خوش کنیم و گذشته را به فراموشی مطلق بسپاریم؟ بله، این کار شدنی است؛ اما نتیجهاش میشود همان به نمایش درآمدن سرمایههای معنوی کشور در سرزمینهای بیگانه و افتخار آنها به میراثی که متعلق به ماست؛ میراثی گرانبها و ارجمند که همه اندیشه، رفتار و باور ایرانیان در آن به بهترین شکل متجلی و متبلور شده است.
بله، میتوانیم گذشته و سنت را فراموش کنیم و بعد به چشم خود ببینیم که مردمانی از سرزمینهایی دیگر ادعای تصاحب و از آن خود کردن اندیشمندان و آثار ما را دارند.
اصلا به نیت مقاومت در برابر همین تفکر بود که نمایشگاه استادان بزرگ نستعلیق شکل گرفت تا ابتدا به خیل آنها که سنت ما را نادیده و کمارزش میانگارند یادآوری کند که در عرصه هنر خوشنویسی و بخصوص خط نستعلیق که گل سرسبد خطوط اسلامی است گذشتهای اینچنین درخشنده و پربار داشتهایم؛ اما این یادآوری نمیتوانست یا نباید تنها وظیفه نمایشگاه باشد. حالا باید گفته میشد که جنبه هنری خوشنویسی همچنان زنده و بالنده است و به راهش ادامه میدهد، حتی اگر دیگر چون گذشته کاربرد نداشته باشد.
به همین علت بود که میزگردهایی بر متن نمایشگاه و نه در حاشیه آن شکل گرفت تا بزرگان و پژوهشگران هنر خطاطی از زوایا و مناظر گوناگون به این موضوع بپردازند که همین امروز، خوشنویسی کجای زندگی ما جای میگیرد و چه رسالتی به عهده دارد.
از سویی در نمایش آثار قدمای عرصه نستعلیق و شکسته نستعلیق بجز یادآوری برای آنها که چشم بر سنتهای نجیب ایرانی و اسلامی بستهاند چند سودمندی دیگر نیز نهفته بود. یکی این که با چنین کاری از عاشقان و سینهچاکان پرشور این هنر که عمری را در مسیر دشوار آن قدم و قلم زده بودهاند، قدردانی و تجلیل میشد. این سپاسگزاری از آن روی اهمیت و اولویت داشت که در دل خود به معنای حرمت نهادن به این سنت دیرینه بود و این نکته را یادآور میشد که هنرمند، فراسوی زمان و مکان حرکت میکند و کارش اگر اصیل و ماندگار باشد در گفتمانی دوباره بازخوانی و نقادی میشود.
سودمندی دیگر این بود که نمایش آثار بینظیر و منحصر بهفرد از قدمای هنر خوشنویسی تنها به همت مجموعهداران بخش خصوصی امکانپذیر شده بود، پس به این ترتیب از آنها هم قدردانی میشد که در کنار متولیان هنر، بیهیچ مزد و منتی، گنجینههای هنر خوشنویسی ایران را با خون دل جمع آوردند و از گزند باد و باران و نگاههای طمعآلوده بیگانگان محفوظ داشتهاند.
شاید تاکنون ارج و اهمیت کار آنها چندان نمایان نبود تا اینکه بخشی از مجموعههایشان در نمایشگاه استادان بزرگ نستعلیق برای بار نخست به نمایش درآمد و خیلیها پی بردند که قلههای هنر خوشنویسی چنین آثاری هم داشتهاند و اگر این آثار تا امروز ماندگار شده از همت بلند همین مجموعهداران بوده است.
اما به اشاره، از تغییر ساعت زندگی گفتیم و اینکه چگونه فناوری و مدرنیته، شیوه تفکر و زیست ما را دستخوش دگرگونی کرده است ولی به این موضوع اشاره نکردیم که همه ما همچنان نیازمند آرامش و فضای متعالی از دست رفتهایم. حالا آنها که به تماشای آثار قدما و معاصران خوشنویسی ایران در عرصه نستعلیق و شکسته نستعلیق میآیند، این فرصت مغتنم را دارند که دستکم دمی در سایهسار این آثار بیبدیل بیارامند و گرمای تحملناپذیر هوا و ترافیک کلافهکننده و آلودگیهای غمانگیز صوتی و تصویری را فراموش کنند.
امیر عبدالحسینی
دبیر نمایشگاه بزرگان نستعلیق
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: