به گزارش مهر ، پیشنهاد دهندگان این مصوبه که خود را از منادیان آزادی بیان می دانند ، از رئیس جمهور آمریکا خواسته اند "کشورهایی" هم که از این کانالها و شبکه ها حمایت می کنند، در لیست "سازمانهای تروریستی" قرار بگیرند و تصمیمات لازم علیه آنها نیز اتحاذ شود!
" جس بیلیراکیس" عضو کنگره امریکا که روز پنجشنبه 26 ژوئن این مصوبه را ارائه داده بود شماری از رسانه هاى خبرى خاور میانه را به انتشار مکرر اخبار وبرنامه هاى تحریک آمیز وتبلیغ خشونت علیه آمریکا وامریکائیان متهم کرد. وى بطور مشخص از کانالهایى مانند الرافدین، الاقصى، المنار، الزوراء وکانال ایرانى عرب زبان "العالم " نام برد که برنامه هاى خود را از شبکه های تلویزیونى روی ماهواره های نایل سات وعرب ست پخش می کنند.
این مصوبه که با شماره 1308 درشوراى نمایندگان آمریکا به ثبت رسیده - و لابی صهیونیستی "ایپک" هم از مدافعان آن است- از کشورهای خاورمیانه ودولتهاى طرفدار آمریکا خواسته شده است تا با واکنش رسمى خود تبلیغات ضد امریکا وشهروندانش را محدود و مدیریت کنند.
این عضو کنگره آمریکا با بیان اینکه بیننده هاى این کانال رو به افزایش هستند واکنون در حدود 10 میلیون بیننده روزانه در سراسر جهان این کانال را تماشا می کنند،خواهان برخورد ویژه با شبکه عرب زبان "العالم" شد.
اولین برداشتی که می توان از این رفتار سیاسی-تبلیغاتی کنگره آمریکا داشت ، این است که امروز در هیئت حاکمه آمریکا " تئوری جنگ با تروریسم " فربه و فربه تر می شود و با وجود انتقادات بین المللی و مخالفت های داخلی، در نظریه جنگ پیش دستانه با تروریسم، علاوه بر سازمانهای تروریستی مشهور، "رسانه ها" -حتی رسانه های رسمی و شناسنامه دار وابسته به کشورها- هم ذیل مفهوم "تروریسم " تعریف و طبقه بندی می شوند.
دومین نکته که می توان در تحلیل این رفتار جدید کنگره آمریکا بدان پرداخت، حرکت همه جانبه و سریع "کنگره" به سمت "دیپلماسی سخت گیرانه" علیه ایران است، سیاستی که درکنار سیاست رادیکال نومحافظه کاران آمریکایی مورد تاکید طیف دموکرات کنگره آمریکا است و دموکرات ها برای اینکه اثبات کنند در حوزه مقولاتی چون امنیت ملی و حفظ اقتدار و هژمونی ایالات متحده، از رقیب جمهوری خواه چیزی کم ندارند، به طرزمحسوسی این رویکردها را در اردوگاه خویش تقویت کرده اند.
البته این مسئله نیز قابل توجه است که آمریکایی ها در مصاف با رسانه های مخالف به رویکردهای سخت افزاری چون محدودیت و برخورد روی آورده اند و تلویحا پذیرفته اند در تقابل رسانه ای و نرم با این شبکه های خبری و رسانه ای، نتوانسته اند موفق باشند. اما جنگ با مخاطبان فراگیر این شبکه های تلویزیونی-که طبق تخمین کنگره آمریکا روزانه حداقل بالغ از ده میلیون نفر می شوند- تقابل افکار عمومی خاورمیانه را با آمریکا چالش برانگیزتر خواهد کرد.
زاویه متفاوتی که در این میان می توان بدان پرداخت این است که آمریکایی ها به این نتیجه رسیده اند که تقابل نظامی و سخت با ایران، در کوتاه مدت چشم انداز روشنی برای تحقق ندارد و بدین وسیله خود را برای یک نبرد میان مدت و نرم با کشورهایی چون جمهوری اسلامی ایران آماده می کنند. به بیان دیگر با فرض عدم ایجاد تقابل نظامی بین ایران و آمریکا-اسرائیل، تداوم جنگ لفظی موجود که هرروز ابعاد گسترده تری به خود می گیرد، به حوزه رسانه ها "سرریز" خواهد شد.
بدین ترتیب و با تاکید بر فرض عدم ایجاد تقابل نظامی و سخت بین ایران و آمریکا، نشانه های ایجاد یک نبرد فراگیر و حداکثری رسانه ای بین ایران و آمریکا قابل رصد است.این موضوع از این جهت است که رسانه هایی مثل "پرس.تی.وی ، سحر، العالم و..." به زودی درهیبت یگان های حاضر در خطوط مقدم این جنگ رسانه ای قرار می گیرند. گو اینکه برخی خبرگزاری ها و رسانه های مهم و نوظهور کشورمان نیز با اقبال خوبی حداقل در حوزه کشورهای مسلمان روبرو شده اند و نیز با ارتباطات مداومی که با نخبگان و معتدلین آمریکایی دارند، در حقیقت یک لابی مجازی را به نفع جمهوری اسلامی استارت زده اند.
تاکید ویژه کنگره آمریکا بر شبکه العالم، می تواند نشانگر این موضوع باشد که آمریکایی ها قطع نفوذ معنوی-رسانه ای ایران بر عراق را نیز در دستور کار خود دارند.
از این رو کاملا قابل پیش بینی است که در تداوم این روند جدید، آمریکا با همراه کردن کشورهای غربی و با ایجاد محدودیت در تاسیس دفتر و تداوم فعالیت شبکه های ایرانی در سراسر جهان به جنگ آنان خواهد رفت .البته بسیار محتمل خواهد بود که این نبرد دیجیتالی-مجازی به عرصه اینترنت هم کشیده شود و کاربران ایرانی بیشتر ازگذشته با محدودیت از سوی سرویس دهنگان جهانی مواجه شوند یا پایگاههای خبری ایرانی با کارشکنی میزبانان غربی، با بحران « هاست » و سامانه های پشتیبانی روبرو شوند. برای این عرصه جدید رویارویی نیز باید به برنامه ریزی سنجیده ، پیشگیرانه و هوشمندانه پرداخت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم