، تصویری به دور از بزرگنمایی پدیده ها و حوادث امروز ارائه کند. «کارآگاه فراست » که خود به تنهایی کلید راهیابی فیلمنامه به قله پرپیچ وخم و گاهی صعب العبور کشف معماهای شکل گرفته در دل داستان است ، توانسته وزنه قابل اطمینانی بر کفه تعدیل فیلمنامه باشد. مخاطب این گونه ژانرها در اصل پرهیجان بخوبی با قالب ساختاری داستان های پلیسی آشناست و هم اوست که می داند نیاز این گونه ساختارهای پلیسی وجود یک دانای موقعیت با فراست و هوش بالاست . فیلمنامه «کارآگاه فراست » در سالهایی به تولید و ساخت رسیده است که تماشاگر مشکل پسند سینمای پلیسی به شکل گیری حوادث امروز و حل آن کاملا آگاه است ؛ در عصری که هر ثانیه اش آبستن خلق یک پدیده و یا درام اجتماعی است ، خود می تواند داستانی واقعی و باورپذیر برای ذهن و چشم مردم هر جامعه باشد. سهل الوصل ترین راه رسیدن به مخاطب آشنا، این است که شخصیتی خلق کنیم تا بتواند دارای جمیع عناصر مثبت از جمله توانایی بالای درک مسائل ، سرعت عمل در تصمیم گیری های آنی و دیگر شاخصه های برتر آن شخصیت باشد؛ اما این گونه آفرینش باید با دانش و بضاعت مخاطب شناسی همراه باشد. این که ما مغز متفکری تصویر کنیم که مبرا از اشتباه باشد و تازه در کشف و شهود معماهای داستانی به هیچ گونه تعقیب و گریز و یا جذابیت های دیگر تصویری متوسل نشود، نمی توانیم داعیه مقبولیت نزد اثرپذیر را داشته باشیم . هر حادثه ای که در قسمتهای مختلف «کارآگاه فراست » شکل می گیرد، برای ما ساکنان دورتر از جامعه به تصویر کشیده شده ، هیچ گونه مابه ازای قابل درکی ندارد. علاوه بر بحث فرهنگی و اعتقادی ، مجموعه «کارآگاه فراست » نمی تواند با پارامترهای پرتاثیر بر ذهنیت خام و اولیه بینندگانش اثر کند. سکانس های پردیالوگ ، حرکتهای بی وزن و بنیه دوربین و همین طور جذاب نبودن گره های داستانی ، موارد ایرادی است که با یک نگاه آسان و سطحی می توان از مجموعه برشمرد. گره های اصلی هر قسمت از مجموعه «کارآگاه فراست » از استحکام و پایداری آن چنانی برخوردار نیست . حس تعلیق که ، ذات این گونه داستان های پلیسی است ، بسیار کمرنگ و بی تاثیر است . «کارآگاه فراست » محصول فیلمنامه نویسانی است که گویی چشم واقع نگری خود را در دل و وجود خود بسته اند و در عصری که صحنه های اکشن و پر زد و خورد با تلفیقی مناسب از حس باور در تماشاگر به همراه دیالوگ های پرمغز و گیرای وطنی می تواند راه هموار خود را در جذب مخاطبان این گونه ژانرها بیابد، دیگر چه نیاز به خرید و صرف بودجه کلان برای تهیه و به دست آوردن این گونه مجموعه هاست که با فیلمنامه های سرد، مذاق مخاطبان را می خشکاند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم