در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این مساله به روشنی، اهمیت نگارش در تلویزیون را گوشزد میکند. نگارش برای سیما از 2 بخش قابل بررسی است. نخست ایده و سپس زبان. اینگونه نیست که هر تصویرنامه تلویزیونی نیازمند زبان ادیبانه و هنری باشد و از آن طرف هم هر ایده خوبی به تنهایی ارزش یک تصویرنامه خوب را تضمین کند. عوامل متعددی در تعیین اهمیت هر یک از این 2 مهم موثرند.
نوع برنامه، مخاطب آن، نویسنده، کارگردانی که مسوول اجرای متن است، بایدهای زبانی جامعه، اقتضائات پخش و... که شرح هر یک تفصیل جداگانهای میطلبد. برای نمونه نگارش برای برنامه اخبار به هیچروی قابل مقایسه با نگارش برای گفتار روی تصویر یک برنامه مستند یا نگارش متن سریالهای تلویزیونی نیست.
زبان اخبار میبایست کاملا علمی، روشن، بدون پیچیدگیهای مجازگونه، عاری از ایهام، مطابق با دستور زبان فارسی و مصوبات فرهنگستان زبان و ادب فارسی (تا آن اندازه که بهسادگی و فهم آسان مضمون صدمه نزند) و همخوان با زبان رسمی معیار باشد. پس اینکه گاه دیده میشود مجریان اخبار به زبان عامیانه حرف میزنند نمیتواند با بهانه لزوم ارتباط بیشتر برقرار کردن با مخاطب توجیه شود. مگر آنکه برنامهای در کلیت خود رویکردی متفاوت داشته باشد که به عنوان نمونه در ایران اخبار 30/20 را میتوان از این جهت موجه دانست. این در حالی است که متن گفتار یک برنامه مستند ممکن است کاملا شاعرانه با عناصر خیال همچون استعاره، ایهام و همه انواع و اقسام مجازها باشد. چنانچه نمیتوان شخصیتهای یک سریال تلویزیونی را واداشت به زبان رسمی حرف بزنند یا واژگان بیگانه و غیرفارسی در گفتار خود به کار نبرند تا تلویزیون بتواند به تلاش خود برای فرهنگسازی و نهادینه کردن زبان صحیح فارسی ببالد! هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد. این درخصوص زبان، اما بحث اصلی ایده است چنانچه به عنوان مثال در برنامه اخبار 30/20 که پیشتر ذکر آن رفت، این «ایده» است که موجب میشود تخطی از یک قاعده مسلم را عیب ندانیم و حتی حسن برنامه هم محسوبش کنیم.
ایدهها هم قبل از هر چیز میبایست در متنهای نگاشته شده قابل جستجو باشند. پس نویسنده و پژوهشگر نقش غیرقابل اغماضی در ارتقا و بهبود کیفی برنامههای تلویزیون خواهند داشت. تلویزیون مثل آن نوع خاص از سینمای روشنفکری نیست که تجربههای آوانگارد در آن قابل اعتنا باشد.
مثل نقاشی مدرن هم نیست که مخاطب خاص داشته باشد و بتوان بازی با فرم و تفسیرپذیری گسترده را سرپوشی برای فقدان محتوایش قرار داد. مثل موسیقی هم نیست که از مبنا انتزاعی و بیشکل و صورت باشد.
تلویزیون تلویزیون است. وابسته به نیاز مخاطب است و بیننده است که قبل از هر چیز سمت و سویش را تعیین میکند. دستاندرکاران سیما اگر خیلی هوشمند و مسلط بر مدیوم تلویزیون باشند خواهند توانست در نیازهای مردم تغییر ایجاد کنند و خواست آنها را عوض کنند و الا ماهیت تلویزیون اجازه حرکت برخلاف پسند و سلیقه مخاطب را نمیدهد.
این نکته قابل ذکر است که سلیقه عام هم، آن طور که در نگاه ظاهربینانه تصور میشود سطحی و نازل نیست. اشکال از هنرمند است نه از مخاطب. مگر حافظ و سعدی که آثارشان مورد پسند عامه مردم بوده، نازل میاندیشیده و شعر میسراییدهاند؟ بگذریم که قالب بیانی آنها شعر بوده که به هر حال محدودیت مخاطب دارد نه تلویزیون با این گستردگی عجیب و غریبش که به هیچ وجه ناچار به گزینش مخاطب نیست. با این حال نفوذ کلام این دو بزرگوار محدود به مخاطب بیواسطه اشعارشان نیست و از محدوده مخاطبین اصلی خود هم فراتر رفته و در قالب ضربالمثل به گنجینه تاریخی زبان عامیانه مردم ایران پیوسته است.
تکبعدی بودن و بیلایه بودن اثر هنری است که آن را سطحی میکند نه موافقتش با پسند سلیقه عامه. اثر خوب را هم عوام میپسندند هم خواص چون لایهلایه است، عمق دارد. پیچیده است اما لباس سادگی به تن دارد نه اینکه ساده باشد و لباس اغماض پوشیده باشد. نگارش در تلویزیون مستلزم شناخت از جامعه و مردمی است که نه فقط تماشاگر که مخاطب برنامههای سیما هستند و نباید و نمیتوان به نیازشان بیاعتنا بود.
نیاز مخاطب ابتذال نیست و سادهنگری را نباید با سادهگویی اشتباه گرفت. کلام سعدی نه فقط قالبی مناسب برای شعر او که سازنده سادگی و روانی کنونی ادبیات کلامی امروز ایران بوده است. به عنوان مثال این بیت از غزل سعدی که: همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی / که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی، در یک نگاه ظاهربینانه ناقص نحوه نگارش صحیح فارسی است چراکه حرف ربط «که» در مصرع دوم ، دوبار تکرار شده و حال آن که میتوانست به گونه دیگری باشد. آیا این سهو از ناحیه سعدی است و باید به او اشکال گرفت؟ یا به خاطر تنگی قافیه بر او خرده نگرفت و با تساهل و تسامح از آن گذشت؟ نه، شأن سعدی اجل از این نقصها و اشکالات واضح است. او عامدانه در دستور اولیه زبان فارسی دست میبرد تا به سادگی پوسته برسد و میبینیم که این ادبیات کلامی به زبان امروز فارسی نزدیکتر است تا زبان ادبیات کهن زمان خودش. سعدی زبانسازی نموده و به مقبولات شایع زمان خودش اکتفا ننموده است.
آنچه از نگارش در تلویزیون انتظار میرود کاری شبیه همان است که سعدی پیشگام آن در زبان و ادب فارسی بوده است. توجه به نیاز مخاطب و تغییر ذائقه او به صورت توامان که البته نیازمند ریزبینی و هوشمندی زیادی است تا مرز میان این وظیفه و کجفهمیهای ناشی از آن مشخص گردد. بدفهمیهایی که منشأ آن عدم توجه به لزوم توامان بودن این دو و نسبت اهمیت هر یک در موقعیتهای مختلف بر دیگری است. نه باید تسلیم ذائقه مخاطب شد و نه بیاعتنا به آن، در پی تغییر و تبدیل به بهانه رسالت فرهنگی بود.
آزاد جعفری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: