مرد آهنی تمام آن چیزهایی را به تماشاچی میداد که او میخواست و مثل همیشه جلوههای ویژه نقش مهمی در پیشبرد قصه فیلم داشت. شاید اطلاع از علاقه و اشتیاق فراوان بینندگان سینما به قصههای کمیکاستریپی بود که شرکت انتشاراتی مارول را به این فکر انداخت که در تولید نسخههای سینمایی که از روی کتابهایش ساخته میشود مشارکت کند.
این شرکت حدود یک سال و نیم قبل در کنار انتشار کتابهای کمیکاستریپی خود، واحد فیلمسازیاش را نیز به راه انداخت. مسوولان مارول در بیانیهای رسمی گفتند از این پس هیچ یک از کاراکترهای ابرقهرمان قصههای مصور این شرکت، بدون همکاری و مشارکت مارولیها جلوی دوربین نخواهد رفت. مرد آهنی اولین فیلم در دوران جدید است که واحد سینمایی مارول با همکاری کمپانی پارامونت تهیه کرده است.
دومین محصول سینمایی شرکت به نام «هالک باور نکردنی» هم با همکاری کمپانی یونیورسال تولید شده که تا چند هفته دیگر اکران عمومی خواهد شد. موفقیت خوب مالی مرد آهنی در سراسر جهان، مسوولان شرکت مارول را مطمئن کرده است که احداث واحد جدید سینمایی، اقدامی درست بوده است.
به اعتقاد مسوولان این شرکت، وقتی قصههای مصور آنها میتواند تا این اندازه جریانساز و پولساز باشد، چرا آنها نباید سهمی در این رابطه داشته باشند؟ استن لی نویسنده و قصهپرداز معروف که حالا 85 سال دارد خالق کاراکترهای اصلی کمیکاستریپهای شرکت مارول است.
شخصیتهایی مثل بتمن، سوپرمن، اسپایدرمن، هالک، مردان ایکس و مرد آهنی، همه و همه زاده و پرداخته ذهن خلاق و کارتونی او هستند. وی چندی پیش اعلام کرد در حال نگارش قصههای مصور تازهای است که در آنها کاراکترهای ابرقهرمان جدیدی معرفی خواهند شد.
صنعت سینما در کنار شخصیتهای ابرقهرمانی که تا به حال ارائه کرده، به زودی دو کاراکتر تازه دیگر را هم به دوستداران سینما معرفی میکند. اولی مرد گرگنماست که البته تماشاگران سینما با او قبلا در مجموعه فیلم مردان ایکس آشنا شدهاند. ولی حالا او را به صورت یک شخصیت مستقل در فیلم «مرد گرگنما» خواهند دید.
نقش او را دوباره هیو جکمن بازی میکند. دومی هم فیلم آونجرز است که در آن یک مامور زبده پلیس با همکاری دستیار باهوش خود به مقابله با یک سری کاراکتر منفی میرود.
صنعت سینما که دردهه 50 به سمت ساخت فیلمهای کمیکاستریپی گرایش پیدا کرد ، در دهه 60 و 70 این ژانر را به دست فراموشی سپرد. با شروع دهه 80 ، تهیهکنندگان سینما دوباره به سراغ این ژانر رفتند و سوپرمن را دوبارهسازی کردند.
این مجموعه فیلم تا 4 فیلم ادامه یافت، اما مصدومیت شدید بازیگر نقش سوپرمن باعث شد تا تولید قسمت جدیدی از فیلم برای سالها به تعویق بیفتد (قسمت پنجم فیلم سال قبل با بازی کریستین بل ساخته شد و موفقیت خوبی کسب کرد) اواسط دهه 80 نوبت بتمن بودکه شانس خود را آزمایش کند.
دو قسمت این مجموعه فیلم با بازی مایکل کیتن ساخته شد و تیم برتن کارگردان آن بود. اواسط دهه90 صنعت سینما که در زمینه جلوههای ویژه گسترش و رشد خیرهکنندهای یافته بود، به مدد فناوری دیجیتالی و رایانهای توانایی آن را پیداکرد که صحنههای عجیب و غریب و باور نکردنی قصههای مصور را به صورتی طبیعی، روی پرده سینما خلق و زنده کند.
در حقیقت، بدون دستاوردهای فناوری دیجیتالی، خلق شخصیتها و صحنههای فیلمهایی مثل اسپایدرمن و مردان ایکس غیرممکن بود. این روزها اکثر کارگردانان سینما مشتاق کار در پروژههایی هستند که براساس قصههای کمیکاستریپی ساخته میشوند. این فیلمها حکم معدن طلایی را دارند که میتوانند با مجموعه فیلمهایی همچون ایندیانا جونزها، هریپاترها و جیمز باندها رقابت کنند.
موفقیت این نوع فیلم آنقدر زیاد است که حتی استن لی هم خواهان کسب درصدی از سود حاصل از افزایش این فیلمهاست. وی که در عموم این فیلمهای کمیکاستریپی مثل آلفرد هیچکاک در صحنه کوتاهی ظاهر میشود، میگوید برای خلق این کاراکترهای جذاب و دوستداشتنی زحمت زیادی کشیده و میکشد.
به گفته او: «تماشاگران و خوانندگان قصه کمیکاستریپی خیلی راحت با کاراکتری آشنا میشوند که هویتی دوگانه دارد و میتواند کارهای خارقالعادهای انجام دهد، اما این کاراکترها خیلی هم راحت خلق نشدهاند. من برای ساخت هر یک از آنها زحمت و سختی خیلی زیادی کشیدهام. به همین دلیل نمیتوانم نسبت به سرنوشت آنها روی پرده سینما بیتفاوت بمانم».