در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خوشایند است که ببینیم شبکهای به جای تلاش برای رقابت در زمینههای متنوع با دیگر شبکهها، برمسوولیت و وظیفه خودش متمرکز شده بهطوری که پخش همه برنامههای دیگرش تحتالشعاع این زمان مشخص قرار گرفته است. فوتبال مقوله مهمی در زمانهماست.
شاید در اصل ورزش باشد، اما محبوبیتش به خاطر ورزش بودنش نیست. فوتبال ارتباط زیادی با ملیت، سیاست، هنر و رویکردهای جامعهشناسانه دارد و از همه مهمتر اقبال تماشاگر است که به آن قدرت فراگیری بخشیده است.
فوتبال بدون تماشاگر، ورزش چندان قابل توجهی نیست. مهم نیست فوتبال چه ارزشهایی دارد و تماشای آن چه فایدههایی میتواند داشته باشد. مهم این است که پدیدهای بسیار فراگیر و تاثیرگذار است و از این مهم نباید غافل شد. اقبال تماشاگر به چیزی ارزش نمیدهد، اما عدم اقبالش میتواند بالاترین ارزشها را هم بی اثر کند.
پس صرف مقبولیت عام، مسالهای قابل تامل است. تصور کنید یک بازی فوتبال را که هیچکس برای تماشایش به ورزشگاه نیامده است، بی هیجان و مرده است هر چند که بازی پرگل و جذابی هم باشد. در واقع این تماشاگران هستند که به فوتبال چنین قدر و ارزشی دادهاند، چنانچه سینما هم این گونه است.
مردم برای سینما و فوتبال ستاره میسازند و ستارهها برای سینما و فوتبال، هوادار و بهترین هواداران و ستارهها عموما جوانند. شبکه 3 بخوبی دریافته که وظیفه اصلیاش ایجاد شرایطی است که پیش از اثرگذار بودن، مقبول نسل جوان باشد.
پخش کامل مسابقات جام ملتهای اروپا به صورت زنده اقدامی براین اساس است که علاوه بر جذب مخاطب، همسو با مسوولیت فرهنگی رسانه نیز هست. همین که جوان، تلویزیون داخلی را انتخاب کند و تماشای فوتبال را بر بسیاری مشغولیتهای غیر مفید دیگر ترجیح دهد، خود، موفقیتی بزرگ است به شرطی که بلندنظر و دوراندیش باشیم.
علاوه بر این مسابقه فوتبال پدیدهای دراماتیک هم است که جذابیت خود را مدیون هیجان تماشاگر میداند. اگر تاثیرگذاری را قله موفقیت هنر بدانیم، کدام اثر هنری است که دست کم تا این حد اثرگذار باشد؟ مخاطبی که میداند در صورت باخت تیم مورد علاقهاش ناراحتی بیش از اندازهای را متحمل خواهد شد، باز مینشیند و به امید شادی بیشتر عنان احساس خود را به دست بازیکنان غریبهای میدهد که فقط قرار است 90 دقیقه برای تصاحب پیروزی بدوند که اگر گل شود به نظر میرسد عالم کن فیکون خواهد شد!
قضیه به همین سادگی است، اما این همه تاثیربرانگیز است. نفس هزاران نفر تماشاگر با برخورد یک توپ به تیر دروازه در سینه حبس میشود و با ورود آن به دروازه دنیایی بر سرشان فرو خواهد ریخت و یا برایشان گلستان خواهد شد. فوتبال مثل سینما هم نیست که شرایط ویژهای برای اثرگذاری همچون سالن تاریک و آمادگی ذهنی و... بطلبد.
در تاکسی، مغازه، پارک و در هر شرایط نامناسب دیگر هم همین تاثیر را برای دوستدارانش دارد. حال عامل مهم دیگری که میتواند بر این فرآیند احساسی تاثیر بسزایی داشته باشد، نحوه گزارش است.
گزارشگر فوتبال با لحن بیانش، با تاکیدها و بیاعتناییهایش به جزئیات بازی، میتواند تماشاگر را جایی که نباید درگیر کند و آنجا که باید، بیتفاوت نگاه دارد، از این رو گزارشگر فوتبال نقش روایتگر یک داستان دراماتیک را به عهده دارد که میتواند به آن وفادار باشد و در جهت نیازش قدم بردارد یا اینکه تاثیرش را از بین ببرد و به لاشهای بیروح تبدیلش کند. نیاز یک گزارشگر فوتبال تنها به تسلط یک مجری تلویزیونی محدود نمیشود، بلکه با خلاقیت هنرمندانه و استعداد ذاتی نیز در ارتباط است.
آزاد جعفری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: