در این سالها فیلمنامه نویسان زیادی سعی کرده اند از زبان گوشنواز نوشته های حاتمی در آثارشان استفاده کنند
کد خبر: ۱۸۰۴۰
و یکی از آنها حسن مشگلاتی ، نویسنده فیلمنامه «نسیم رویا» است که قبل از این نیز سریال معروف «کت جادویی» را با چنین سبک و سیاقی نوشته بود. در اصل این تقلید حرفی نیست ، اما مشکلاتی نتوانسته است در «نسیم رویا»، به آن نظریه حاتمی و تحقق عملی آن نزدیکی حاصل کند. به این معنی که اگر از این سریال دیالوگ هایش را بگیریم ، شاید دیگر حرف چندانی برای گفتن باقی نماند، آن هم در رسانه ای که اساسا دیداری است . شخصیت های بی شمار «نسیم رویا» در پیش زمینه دکور محدود یک خانه سنتی که با مظاهر نوین آمیخته شده اند؛ می آیند و می روند، بدون این که جز حرفهای شاعرانه ای که با هم رد و بدل می کنند، کار دیگری انجام دهند. روند استحاله برادر و خواهرها و دوستی دوباره آنها با هم که اساسا بر دیالوگ استوار شده است ، روند چندان باورپذیری نیست و افرادی که در منزل رفت و آمد می کنند، چه شخصیت منفی آن ، مرادخانی و چه شخصیت های مثبت یعنی حاج مرتضی و همه فرزندان و عروس و دامادهایش با یک زبان شاعرانه ثابت حرف می زنند که هیچیک با دیگری تفاوت خاصی را القائ نمی کنند. این است که وقتی ،پسرخوانده آداب دان دکتر تدین با فرشید لمپن مآب با آن نثر مسجع مانندی که فیلمنامه برایش تدارک دیده ، صحبت می کند و فرشید تنها به دلیل این طور حرف زدن او به خاطر بدگمانی های قبلی اش معذرت خواهی می کند، پیشرفت دراماتیکی در داستان سریال حاصل می آید که چندان باورپذیر نیست . با همان دستاویز دیالوگ های پر آب و رنگ است که روایت تمام ماجراهایی که خارج از این دکور بسته می گذرد، تنها از زبان این شاعران بالفطره به گوش مخاطب می رسد و دریغ از این که حتی یکی از این ماجراها به دیده او راه یابد تا بتواند آن را همچون مجموعه ای تلویزیونی و نه نمایشنامه ای رادیویی بپندارد. غیر از اینها بعضی داستان های فرعی مجموعه به بدنه داستان اصلی نمی چسبد و همچون وصله ای ناجور عمل می کند که تنها به کار تعدد قسمتهای مجموعه می آید. مثل آن دکتر ادیب مالیخولیایی که به طور ناگهانی در این خانه حضور می یابد و اهالی خانه گرچه ابتدا از حضور او تعجب می کنند و عکس العمل نشان می دهند، اما در ادامه خیلی زود او را به عنوان یکی از اعضای خانه می پذیرند و حتی او را درگیر مسائل و مشکلات شخصی بین خود می کنند که علاوه بر نداشتن کارکرد دراماتیک ، از منظر منطقی غیرقابل قبول می نماید. با توجه به این مشکلات اساسی ، تقریبا می توان از نقایص ریزتر سریال فوق گذشت مثلا این که اصولا خوردن آش برای سحر ماه مبارک رمضان در بین خانواده های سنتی ایرانی تقریبا مرسوم نیست و بیشتر برای افطار تدارک دیده می شود!