دنیای پرهیاهو و ژانر پلیسی در تلویزیون

کارگردان مجموعه خواب و بیدار که در مجموعه تلویزیونی (تنهاترین سردار و ولایت عشق) بر توانایی های نوشتاری و تصویری خود صحه گذاشته بود، این بار
کد خبر: ۱۸۰۳۸

با سمت وسویی که به قلم و ذهن خود می دهد، به دنیای پرهیاهو و معماگونه ژانر پلیسی گام می نهد. بارزترین ویژگی روانشناختی فخیم زاده ، نوع نگاه ساده او به اطرافش است و همانطور که می دانیم آنچه به جان قصه روح دوباره می بخشد، گفتمان دقیق و بی پیرایه ای است که نویسنده می تواند با آن ، شخصیت های فیلم یا اثرش را معرفی کند و این اصل برجسته ، توانسته جزو لاینفک وجودی هنر فخیم زاده باشد. و این نوع دیگر، نگریستن به اندیشه نیک پسند مخاطب است . آنجا که پلیس رمبووار در صحنه های اکشن ، ظاهری همیشه موفق نداشته باشد و ضمن این که بپذیریم همین پلیس هم از پوست و خون همین جامعه است و در اصل قهرمان سازی هنر نیست و باید ماهیت یک قهرمان شناسایی شود تا ارزش دادن این عنوان به او مشخص گردد. فیلمنامه «خواب و بیدار» در سایه تحقیقات گسترده و همکاری نیروی انتظامی ، شکل گرفته است و شخصیتی مثل «ناتاشا» هم از دل همین واقعیت های گفتاری موجود در پرونده ها خلق شده است و بدین ترتیب است که ظهور و خلق شخصیت های فرعی به مثابه شاخه های یک درخت تنومند بر لبه دیوار قصه سرک می کشند و هر از گاهی با توجه به محوریت شخصیت ناتاشا مجال عرض اندام می یابند. آنچه در فیلمنامه «خواب و بیدار» لحاظ شده ، درک این اصل است که برای نگارش یک فیلمنامه تلویزیونی ضمن رعایت کردن چارچوب اصول قصه اعم از شروع ، نقطه برخورد، وسعت قصه ، نقطه ضعف و اوج و پایان ، باید جذابیت خاصی در هر هفته و یا هر قسمت به سلیقه مخاطب ارائه شود و این مهم در خواب و بیدار ضمن ربط صحیح حوادث امروز علل و معلولی بخوبی صورت گرفته است که بدین ترتیب ، گاهی بیننده از رویکردهای قصه جلو می افتد و گاهی از اوج و فرودهای هر موضوع ، عقب نگه داشته می شود. این تمهید می تواند یک حس همذات پنداری معقولی را به تماشاگر القا کند. محوریت فیلمنامه خواب و بیدار با ورود شخصیت اصلی ناتاشا (رویا نونهالی) آغاز می شود و بعد از ایجاد یک نقطه برخورد و طی کردن آن به سرآغاز وسعت و گسترش شخصیت های دیگر می رسد. شخصیت ها از لحاظ فیلمنامه با توجه به این که هر کدام مابه ازای خود را در سطح جامعه دارند، بخوبی توانسته اند با ریتم و ضرباهنگ این گونه ژانرها هماهنگ باشند. در پاره ای از بحث محتوایی مجموعه خواب و بیدار می توان اشاره ای به حضور زن در سطوح مختلف جامعه داشت که این حضور گاهی مثبت بودن خود را به رخ می کشد و رویکردی بکر و دیدنی را خلق می کند که این بار برخلاف شخصیت های به نمایش در آمده ، زن نه در حصار محدودیت فیزیکی و ناتوانی جسمی که در راس هرم آگاهی و قابلیت های اجتماعی تصویر می شود. او که بیشتر شغلی والاتر از چای آوردن به اتاق پذیرایی را نداشته ، حالا به زعم فیلمساز و قانون توانسته قدرت پنهانی خود را که حق مسلمش است ، عیان سازد و بدین ترتیب ریاست کلانتری را به عهده بگیرد. «ناتاشا» از نوع اغراق شده شخصیت های منفی فیلمهای پلیسی نیست که همیشه این گونه کاراکترها را انسان هایی با بلاهت فراوان ، دست و پا چلفتی و نا آگاه می بینیم که چه بسا برحسب ذات قصه و شخصیت شناسی او تا عمق کاشانه آشنایی او پیش می رویم و این مهم آن گاه جلوه می کند که به زعم هوشمندی فیلمساز، چند روایت را به طور موازی با تعادل وزنی بار مفهومی هر موضوع به پیش می برد و بدین ترتیب ناتاشا را زنی باهوش ، زیرک و با تدبیر می یابیم . تدوین مجموعه خواب و بیدار آنقدر یکدست و عالی انجام شده که گاهی حس درگیر شدن تماشاگر با حوادث امروز قصه را به دنبال دارد و همین امر یعنی تدوین مناسب با فضای قصه ، باعث به جریان افتادن ریتم و ضرباهنگ منطقی آن شده است و این محاسن با فیلمنامه پروتو دیک به حال و هوای قصه ، توانسته برخی از اشکالات مجموعه را کمرنگ تر کند. کاستی های خواب و بیدار نیز در نقاطی آزار دهنده است . در وهله اول انتخاب بازیگران این مجموعه که گویی با کمی شتابزدگی همراه بود، پر نقیصه می نماید و یا این که ممکن است در بازی گرفتن از آنها کمی مسامحه صورت گرفته باشد، چرا که ما به غیر از ناتاشا (رویا نونهالی) که شخصیتی منفی و بازی حسی و درونی تری را می طلبد، از هیچکدام از کاراکترها بازی خوبی نمی بینیم . به عنوان مثال در قسمتهای پخش شده بازیهای سطحی سروان جلالی و سروان حسینی هرگز راضی کننده نیستند.همچنین مواردی که در فیلمنامه نظم و ترتیبی خاص دارد، گویی در به تصویر کشیدن آن کمی از قوت و انسجام آن گرفته شده است . به عنوان مثال سکانسی که سروان جلالی و سروان حسینی در تعقیب کیف ربایان هستند از سروان جلالی (دانیال حکیمی) این گونه دیالوگ ها را می شنویم : (... آی موتوری بزن بغل ، بیاکنار، با توام ...) که این دیالوگ ها با بازی نه چندان دلچسب حس درگیر شدن با فضا را در تماشاگر ایجاد نمی کند. و یا شوخیهای سروان جلالی و سروان حسینی که در بیشتر سکانس ها ادامه دارد و به علت همان سردی بازیها، جذابیت آنی و یا جاری (به زعم نویسنده فیلمنامه) در سکانس های یاد شده به وجود نمی آورد و نکته آخر و حایز اهمیت این که همسر سروان جلالی از موقعیت و شغل او راضی نیست و بدین ترتیب مشکل عمده و احساسی او دستمایه شوخی و سرگرمی سروان حسینی قرار گرفته که به علت تداوم این شوخیها، اثرپذیری را بر بیننده کمرنگ ساخته است که البته این ضعف شاید از آنجا ناشی می شود که ما در مجموعه های پلیسی دیگر، شاهد دیالوگ های عصا قورت داده ای هستیم که باورمان را بیمار می کند که البته اگر این مهم در توجیه مطلب بالا باشد باید داروی دیگری برای آن بیماری بیابیم . در نهایت مجموعه پلیسی جنایی «خواب و بیدار» به علت فقر نگارش این گونه ژانرها، در این وسعت ، یک کیمیاست و هدف به وجود آورندگان این مجموعه هر چه باشد در پهنه تصویر، قابل ستایش است .

امیر ماهرو
 
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها