ارائه خط قرمزهای موجود در جامعه مروری بر سریال «دوران سرکشی»

نگاه به آسیب های اجتماعی از گسترده ترین رسانه جمعی و نقد و بررسی آن از زوایای مختلف و عامیانه کردن این گونه
کد خبر: ۱۷۸۲۹
مسائل جذاب و ارزشمند است. فراخوانی مخاطب عام در همراهی با چنین مسائلی فراتر از نگاه آموزشی و احساس همدردی ، چرایی بروز بحرانهای اجتماعی را به بحث می گذارد. سریال «دوران سرکشی» به کارگردانی کمال تبریزی از شبکه استانی تهران ، هر چند دایره مخاطبان خود را محدود به منطقه جغرافیایی خاصی می کند، اما پرداختن به همین مقدار نیز در خور توجه است . دوران سرکشی سعی دارد خط قرمزهای موجود در جامعه را به تصویر بکشد و در پی ریزی و طرح این مساله در ابتدا با احتیاط گام برداشته است . دست اندرکاران این سریال با تمام تلاش خود نگاهی بیرونی به قضیه دختران فراری و... دارند که مشکلات معنایی فراسوی آنها را در تهیه و تولید اثر نشان می دهد. متفاوت بودن سوژه ها در این سریال بیننده را درگیر موقعیت ها و چالشهای مرتبط با زیرساخت داستان می کند و وجود این حس همراهی به دلیل متفاوت بودن نگاه ها و نگرشهای موجود این سریال است . سبک بیانی فیلم با وجود عامیانه بودن ، در مواقعی قابل توجه است ، هر چند در مواردی تعدادی از کاراکترها غیرفعال و خاموش جلوه گر می شوند. باتوجه به ویژگی های سریال در نشان دادن بحران های کنونی جامعه در روند شکل گیری داستان جا داشت ریتم تند و با سرعتی در روایت قصه لحاظ شود که این مهم نیز در قسمت های زیادی انجام گرفته است . هر چند سیر داستانی اثر در بعضی مواقع پرجنب و جوش باشد. سیر داستانی اثر در بعضی مواقع نامفهوم به نظر می رسد، اما با گذر از کوچه پس کوچه های بن بست مخاطبان را برای یافتن پاسخ ترغیب می کند. دوران سرکشی می کوشد با این تمهیدات پندارها و تصویرهای بیمارگونه دخترک فراری قصه را به بیننده منتقل کند و در این گذر نگاهی واقعی به بحران ها و آسیبهای اجتماعی لازم و ضروری است ، مقوله ای که گاهی نویسنده داستان در آن ناکام است . او کوشیده است با پیچیده تر کردن قصه با بینندگان ارتباط ذهنی برقرار کند. از این رو جوهر داستان که برقرار کردن ارتباط با دیگران است ، تباه می شود و آنچه باقی می ماند ظاهری بکر و عالی است . چراجویی شخصیت زن مدیر مرکز حمایت از دختران فراری ، مرکزی بدون نام و نشان ، برای یافتن هویت دختر بیمار تبهکار فراتر از کشمکشهای احساسی موجود است . بی شک در این جستجو مایه ها و دغدغه هایی اصیل و سرشار از حس مسوولیت در قبال جامعه به چشم می خورد. بی هویتی بیمار روانی ، یک تمثیل مثال زدنی در این فیلم است . هویت به عنوان شخصیت جمعی یک انسان در حیات اجتماعی همواره به عنوان همبستگی اجتماعی و احساس «ما» ی جمعی شناسایی شده است که می تواند ابهام ، توهم و چالشهای فرا روی فرد را از میان ببرد. دختران فراری سریال دوران سرکشی تمثیل زیبای بی نشانی و نفی اجتماعی این قشر جامعه هستند. آدمهایی که از همه سو طرد شده اند و به نوعی در یک هاله سیاه به سر می برند. آدمهایی که سرپناهی ندارند و اسیر درگیری های ذهنی و روحی هستند و در نهایت آدمهایی با هویت چهل تکه و گنگ . شاید مهمترین نکته پرداخته شده در این سریال همین باشد. اشاره به مساله دختران با نگاهی چند سویه ، باعث شده است که دوران سرکشی فیلمی متفاوت از کار درآید ؛ اما لایه های گوناگون روایت داستانی در مواردی بر هم منطبق نیستند هر چند در نهایت و تا اینجای کار نقد چالشهای اجتماعی در فراز و نشیب داستان روایتی عینی به خود گرفته است .
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها