در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قسمت های اولیه سریال با حضور آن بدمن دست شکسته که ماموریت حذف یکی از عوامل گروهشان را به عهده گرفته است ، یادآور سری نه چندان باارزش «آینه عبرت » است.
مخصوصا با آن شوی آبکی که این بدمن در هنگام کشتن آن عامل تقریبا خیانتکار جلوی پنجره و مقابل نیروهای پلیس که آنها را زیر نظر دارند، اجرا می کند اما سریال که جلو می رود، در قسمت های بعدی کم کم می توانیم از رای خود صرف نظر کنیم ، چرا که «خواب و بیدار» در حین روند شکل گیری داستان مشخص می کند که می تواند حرفی تازه برای گفتن داشته باشد.
مثال قابل توجه آن نمایش زندگی خانوادگی دو سروان پلیس است که یکی همسر پلیس دارد، اما دیگری همسری ترسو که به دلیل شغل نامتعارف شوهرش احساس ناامنی می کند و این تضاد جالبی است که این پلیس به عنوان حافظ امنیت در جامعه با آن روبه روست ؛ چرا که همسر این پلیس نیز با همان برداشت های عام اجتماعی درباره این نیروی حافظ امنیت با او ازدواج کرده و اینک حریم امن خصوصی خود را در مسیر مخالف با آن دیدگاه های عام می یابد.
این چالش آنجا حضور خود را به صورت طنزآمیزی دوچندان می کند که وقتی یک بار افراد محله ای که سروان در آنجا زندگی می کند یک دزد را دستگیر می کنند، او را با ضرب و شتم به در خانه او می آورند و حریم خصوصی او را می شکنند؛ این پیش فرض غلط که هر جا او حضور داشته باشد، همان جا کلانتری است ! از دیگر جذابیت های «خواب و بیدار» دیالوگ های خوبی است که در نقاط عطف ماجراهای مختلف آن میان کاراکترها رد و بدل می شود.
مثل آن دیالوگ های جالب میان «عبدالله پلنگ» و «ناتاشا» در اولین برخوردهای میان آنها، هنگامی که ناتاشا می خواهد در محل پیتزافروشی عبدالله او را دوباره به سمت کارهای خلاف جلب کند. همچنین بازی های عالی رویا نونهالی و خود فخیم زاده که به سریال حس و حالی پویا داده است.
به نظر می رسد که فخیم زاده در بعضی جاهای مجموعه ، تحت تاثیر بعضی از فیلمهای گنگستری هالیوودی همچون «رفقای خوب» (مارتین اسکورسیزی ،1990) یا «مخمصه» (مایکل مان ،1995) قرار داشته است و کلیدهایی هم در فیلم بر مبنای این شباهت های ظاهری و سطحی وجود دارد. مثلا این که عبدالله پلنگ از فروش پیتزا و زندگی بی هیجان و روزمره که از این طریق گذرانده می شود، دچار احساس درونی انزجار است ، همان طور که ناتاشا این گونه شده است.
این ویژگی در این کاراکترها شاید از انگیزه های اصلی شخصیت های دو فیلم مذکور وام گرفته شده باشد. همچنین است در مورد ماجرای «سرقت از بانک» و استفاده از میخ برای توقف خودروهای پلیس که از دیدگاه و جو ساختاری شبحی ضعیف از «مخمصه» را به ذهن متبادر می سازند.
در ماهیت تاثیرپذیری از آثار دیگر حرفی نیست ؛ اما این تاثیرپذیری باید منطبق با اصول فرهنگی سرزمینی باشد که هنرمند تاثیرپذیر، در آن سرزمین اثر خود را می آفریند. تقریبا تمام تاثیرپذیری فوق چه در وجوه محتوایی و چه در وجوه ساختاری چیزهایی نیستند که با واقعیت های فرهنگی حاکم بر کشور ما همخوانی داشته باشند و تغییری اساسی هم برای این انطباق صورت نپذیرفته و بنابراین این تاثیرپذیری را باید یک نقطه ضعف بزرگ سریال به حساب آورد.
علاوه بر این که در مورد جزییات دستبردها با نواقص متعددی طرف هستیم. مثلا در دزدی از ماشین حمل پول با آن شیوه ، اگر قرار بود تمام جماعتی که اطراف تصادف ساختگی جمع شده اند از ماجرای سرقت مطلع شوند، اصلا نیازی به نمایش اغراق آمیز نبود و ناتاشا و گروهش براحتی می توانستند با تهدید اسلحه ، خودرو را وادار به توقف کنند یا در دزدی از بانک که اساسا در این وسعت بیشتر زاده خیال است تا واقعیت ، عبدالله پلنگ حضور نداشتن تنها مامور بانک در محل را هنگام سرقت نادیده می گیرد که این از یک دزد حرفه ای بعید است.
هرچند این توجه نداشتن غیرحرفه ای بهانه ای شده است برای تعقیب و گریز بعدی آنها با پلیس ، همچنین است درباره غیرواقعی بودن وجود دوربین های مدار بسته در ساختمان بانک . «خواب و بیدار»، به هر حال یک سریال پلیسی تاثیرگذار است که به علت کلیشه شکنی ها، ساختار نسبتا قوی و بخصوص بازی های خوب ، هر تماشاگری را به دنبال کردن قسمتهای بعدی آن ترغیب می کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: