قویدل با ساخت ترن نشان داد که فیلمساز قابلی است، تصویر را میشناسد و میداند قصه خود را چگونه در سینما بیان کند تا مخاطب با او همراه شود، از دیدن فیلم لذت ببرد و مهمتر اینکه تحت تاثیر قصه فیلم قرار گیرد.
البته قویدل پیش از کارگردانی ترن فیلمهای خونبارش، برنج خونین و سردارجنگل را هم کارگردانی کرد که هر کدام از این فیلمها، آثاری ارزشمند هستند که توانستند سینمای پس از پیروزی انقلاب را سرو سامان بخشند و پایههای آن را محکم سازند.
قویدل در سال 66 با ساخت فیلم ترن نام خود را در سینما تثبیت کرد و توقع مخاطبی که با سبک و نوع سینمای او آشنا شده بود را بالا برد. بعد از این فیلم بود که نام قویدل برابر شد با نام ترن. قویدل بعد از ساخت ترن در سالهای 68 و 69 فیلمهای دلنمک و گالان را ساخت که آثار قابل تاملی در سینمای ایران هستند و در سال 71 فیلم بندر مهآلود را کارگردانی کرد تا نشان دهد که میتواند نظرات خود درباره سینما را به روز کند و با نفس مخاطب پیش آید. اما دهه 70 دهه خوبی برای قویدل نبود.
او تا پایان این دهه فیلمی نساخت و شاید همین دوری از سینما بود که او را در عرصه تلویزیون فعال کرد. قویدل زمانی سریالسازی در تلویزیون را شروع کرد که اعتبار خوبی در بین مردم داشت و میتوانست این اعتبار را در تلویزیون تداوم بخشد. اما سوال این است چرا چنین نشد؟
برخی معتقدند کار کردن در تلویزیون راحتتر از سینماست چون آنها هرچه بر سفره مخاطب بگذارند او آنها را مصرف میکند و به کیفیت آنچه میبیند زیاد فکر نمیکند. اما استادان ارتباطات و جامعهشناسان با بررسیهای خود نشان دادهاند که این تفکر کاملا اشتباه است و اگر چنین نگرشی در تلویزیون راه یابد باعث میشود این رسانه مخاطبان اندیشمند خود را از دست بدهد و سطح سلیقه و مطالبات عموم مردم کاهش یابد و این یعنی نابودی تلویزیون و اهدافی که به عهده آن گذارده شده است.
تلویزیون کشور ما در سالهای اخیر نشان داده است که به تولیدات خود اهمیت میدهد و تمایل دارد تمام اقشار مردم را با تلویزیون و برنامههای آن همراه کند که در این زمینه توفیقات خوبی هم داشته و تولید و پخش سریالهایی چون میوه ممنوعه ، اغما، ساعت شنی، مدار صفردرجه و... نشاندهنده این هدف رسانه ملی است.
اما با همه اینها برخی از کارگردانان گویا هنوز هم بر سر همان قول قدیمی هستند و مخاطب تلویزیون را زیاد جدی نمیگیرند و اگر در تلویزیون حضور پیدا میکنند دلایل خاصی دارد که مهمترین آنها میتواند ادامه روند حرفهای باشد.
چون یک کارگردان که از ابتدای جوانی از طریق فیلمسازی امرار معاش کرده و زندگی خود را گذرانده است و کار دیگری جز کارگردانی نمیشناسد، باید برای تداوم زندگی این حرفه را ادامه دهد. این دسته از کارگردانان هرچند کار خود را میشناسند اما معمولا با بیحوصلگی خود نمیتوانند کنار بیایند و بیننده هم میتواند براحتی این بیحوصلگی را در آثار آنها ببیند.
با این مقدمه برمیگردیم به نوع کار کارگردانی چون امیر قویدل که با صبر و حوصله بینظیری فیلمی چون ترن را در سالهایی که سینمای ایران امکانات چندانی برای ساخت فیلمی پرحرکت و ویژهای را نداشت، کارگردانی کرد و از خواستههای خود برای ساخت یک اثرماندگار کوتاه نیامد.
اما همین کارگردان وقتی به تلویزیون میآید وسواسهای خود را کنار میگذارد و با پیروی از همان قانون نانوشته که میگوید کار تلویزیون فقط پر کردن آنتن است سریالهایی را میسازد که به سختی میتوان باور کرد کارگردان آنها همان فیلمسازی است که روزی روزگاری فیلمی به نام ترن ساخته است.
سریال سرزمین من به کارگردانی امیر قویدل چند شبی است که از شبکه یک سیما پخش میشود. موضوع این سریال در عراق میگذرد و بازیگران آن همگی عرب هستند. گویا در این سریال که به سفارش شبکه برونمرزی سیما تولید شده است قرار است نابسامانیهای عراق و مبارزات مردم آن با بعثیها به تصویر کشیده شود.
اما واقعیت این است که سرزمین من یکی از ضعیفترین سریالهایی است که در چند سال گذشته در تلویزیون تولید شده است. نام قویدل هنوز هم برای برخی از مردم نامی معتبر است هرچند مخاطبانی که با این کارگردان با سریالهایی چون روح مهربان و ستاره سهیل آشنا شدند، نمیتوانند زیاد از واژه کارگردان معتبر که ما از آن برای قویدل استفاده میکنیم سر در بیاورند.
آنها قویدل را با سریالهایی میشناسند که نه تنها در جذب مخاطب فرهیخته ناتوان عمل کرده بلکه عموم مخاطبان را هم سادهانگار به شمار آورده و هیچ تلاشی نکرده است تا با اثر خود به مخاطب احترام بگذارد و سطح آگاهیهای او را بالا ببرد.
معمولا مرسوم است که کارگردانانی چون قویدل از نوشتن اینگونه نقدها به شدت ناراحت میشوند و با دلخوری از نگارنده آن، عنوان میکنند که مگر خود تو چقدر سواد و آگاهی در این زمینه داری، کنار گود ایستادهای و بدون در نظر گرفتن شرایط و امکانات ساخت تند و تند نقد میکنی، اگر خیلی بلدی بیا و خودت یک فیلم کوتاه کارگردانی کن تا حساب کار دستت بیاید.
اما با همه اینها مخاطبی که قویدل را میشناسد و به او احترام میگذارد نمیتواند قبول کند این کارگردان شعور او را نادیده گرفته است و سریالی ساخته که نه داستان گیرایی دارد نه نقشآفرینی که حتی بتوان نام بازیگر روی او گذاشت و نه یک ذره در کارگردانی، تصویربرداری و دیگر امور فنی آن دقت شده است و باز هم جای تعجب دارد که این سریال چگونه توانسته است سه شب در هفته مجوز پخش بگیرد.
سرزمین من شنبه ها ، دوشنبه ها و چهار شنبه ها ساعت 22 از شبکه یک سیما پخش و روز بعد ساعت 10/15 تکرار می شود.