در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جنسیت در ارتکاب به جرم چه نقشی دارد؟
رابطه جنسیت با بزهکاری یا آسیبهای اجتماعی در واقع بحثی است که باید از ابعاد مختلف به آن توجه شود و شاید نتوان قاعده کلی را برای آن ترسیم کرد، اما قطعا با توجه به فرهنگ حاکم بر جامعه به طور کلی و سنتهایی که در جوامع شهری و روستایی وجود دارد، زنان کمتر در معرض آسیبزایی هستند که این امر در شرایط خاص فرهنگی جامعه ما بسیار کمتر از مردان است و در واقع سرقت، قتل و جنایت، آدمربایی، قاچاق مواد مخدر و حتی اعتیاد، که در مردان بیشتر مشهود است تا زنان.
دلایل ملموستر این مساله چیست؟
شاید یکی از علتهای مهم آن «محدودیت»هایی است که برای زنان مطرح است و مساله دیگر بحث نانآوری مردان خانواده است که گاهی پیش میآید مردان برای جلوگیری از شرمساریشان در خانواده دست به برخی از جرائم میزنند. در نهایت در جواب این سوال که آیا جنسیت با ارتکاب جرم رابطه دارد یا خیر؟ باید گفت بله، این رابطه وجود دارد و عوامل مختلفی در این امر دخیل هستند.
آیا جرائم زنانه یا مردانه دارد؟
بله. مثلا وقتی از پدیدهای به نام فحشا صحبت میشود این جرم بیشتر متوجه زنان است تا مردان، فرار از منزل نیز که یکی از آسیبهای امروز است و با این که ممکن است این مشکل برای تمامی اعضای خانواده پیش بیاید ولی این آسیب بیشتر متوجه دختران است که در اغلب اوقات سرمنشاء بسیاری از آسیبهای دیگر نیز میشود. به همین دلیل وقتی پای آمار به میان میآید میبینیم که جمعیت دختران فراری بیش از پسران است.
دلیل چشمگیر بودن این آمار چیست؟
شاید به خاطر این باشد که فرار پسران و مردان از خانه ثبت نمیشود چراکه بعد از فرار پسران از خانه، مشکلات حادی آنها را تهدید نمیکند ولی دختران پس از فرار از خانه مشکلاتشان شروع میشود؛ همان طور که میزان اعتیاد برای مردان بیشتر از زنان است. البته باید تاکید کنم امروزه برخی از جرائم زن و مرد نمیشناسد و هم زن و هم مرد ممکن است مرتکب جرم شوند.
یک مثال بزنید.
«اعتیا» که در جامعه ما جرم شناخته میشود زن و مرد نمیشناسد و هر دو را در بر میگیرد. شاید ریشه این پدیده در کمبود امکانات باشد یا گسترش بیکاری. وقتی با جمعیت جوانان بیکار مواجهیم، به تدریج شاهد در معرص آسیب قرار گرفتن آنها خواهیم بود چرا که عدم شغل مناسب باعث ایجاد انواع آسیبها میشود که واقعا زن و مرد نمیشناسد، و متاسفانه امروزه شاهد آن هستیم که آسیبها حتی به مدارس نیز رسوخ کرده است، آمارهایی که از سوی نهادهای رسمی اعلام میشود بسیار نگرانکننده است و جای تامل دارد، جامعه ما جامعه اسلامی است و باید در آن ارزشهای اسلامی ترویج داده شود، کشور اسلامی ما بهخاطر هممرز بودن با کشور افغانستان و مسیر تجارت مواد مخدر آستانه آسیب دیدگی جدی در پدیده اعتیاد دارد.
حتی اگر یک درصد از این مواد در کشور ما ریزش کند، جبران این واقعه برایمان بسیار سخت و سهمگین خواهد شد.
عوامل مختلفی که باعث ایجاد جرم میشود را نام ببرید.
تئوریهای مختلفی برای این سوال شما مطرح شده است، چندین سال پیش یک مردمشناس خارجی از روی فیزیک و شمایل افراد تشخیص میداد که چه کسانی بیشتر مستعد جرم و جنایت هستند ولی طبق بررسیهای انجامشده نمیتوان گفت انجام جرم از یک قاعده کلی تبعیت میکند ولی میتوان گفت عوامل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، اخلاقی، اعتقادی، جسمانی و روانی و حتی سیاسی با یکدیگر عجین شده و بستر این امر را به وجود میآورند.
دوستیهای ناصحیح تا چه حد در خیزش جرمزایی تاثیرگذار است؟
فردی که خلاهایش در محیط خانه و خانواده پر نمیشود، مستعد گرایش به دوستیهای ناصحیح است. بررسیها نشان داده است که تنور آسیبهای اجتماعی از سوی دوستان ناباب روشن میشود، بنابراین با دوستان خوب و دوستیهای کنترلشده میتوان این راه را جهت داد.
نقطه آغازین برای بزهکار شدن کجاست؛ خانه، مدرسه و یا جامعه؟
نظر من این است که بیشتر اشکالات و نقایص از سوی خانواده است. نباید فقط مدرسه یا خانه را دید. چرا که خانه و مدرسه مکمل یکدیگرند و شاکله و شخصیت اصلی کودک از خانه و خانواده شکل میگیرد و بعد از آن است که ما کودک را به مدرسه تحویل میدهیم.
امروزه نوزاد پس از گذران چند ماه در کنار مادر، ناچار به شیرخوارگاه و مهدکودک روانه میشود. زمانی گفته میشد سیستم پرورشگاه مخرب است ولی هماکنون این قضیه معنای عکس پیدا کرده است، در صورتی که در گذشته وقتی کودکی بیادبی میکرد لفظ پرورشگاهی به روی پیشانی او مهر میشد، یعنی درواقع پرورشگاهی بودن در آن زمان نوعی ضدارزش تلقی میشد چرا که باور این بود پرورشگاه سیستم خوبی برای تربیت بچهها ندارد پس به این نتیجه میرسیم که نباید لزوما خانه یا مدرسه را مقصر دانست بلکه عوامل مختلفی در این امر دخیل است.
آیا در خانه و مدرسه تناقض آموزشی و رفتاری وجود ندارد؟
بله وجود دارد. دانشآموز به هنگام رفتن به مدرسه با نوعی دیگر از ارزشها و باورها آشنا میشود که این باورها اغلب در خانه حکمفرما نیست و این موقع است که کودک و نوجوان بر سر دوراهی میماند که کدامیک از این باورها را پذیرا باشد، از طرفی جراید و رسانهها در این میان میتوانند نقش مخرب و یا موثر داشته باشند. پس مشاهده میشود که تعلیم و تربیت وقفهبردار نیست و هم کودک یکساله احتیاج به آن دارد و هم یک شخص مسن و پیر.
به کارکرد رسانهها اشاره کردید که میتوانند عامل ترویج فرهنگ بیگانه باشند.
وجود ماهواره و دیدن فیلمهای مخرب باعث میشود جوان و یا نوجوان در تهدید آسیبها باشد، تکرار این قضایا باعث میشود که آنها در جامعه تمرینی در این خصوص داشته باشند و تجربه در این خصوص باعث ایجاد جرمهای جبرانناپذیری میشود. پس تقلید و تلقین به روی نوجوان بسیار پراهمیت است. در این زمینه حدیث بسیار گرانبهایی از حضرت رسول اکرم(ص) نقل است که فرزند در 7 سال اول گل خوشبویی بر ساقه وجود شماست، در 7 سال دوم یاور شماست و در 7 سال سوم یا دشمن خونخوار شماست یا دوست خیرخواه شما. یعنی هر رفتاری که ما در 14 سال اول با فرزندمان داریم، بعدها شاهد آن خواهیم بود.
بچهها در بزهکاری بیشتر از چه کسی متاثر هستند، مثلا پدر؟
در روانشناسی بحثی است که میگوید معمولا پسر در خانواده با پدر همانندسازی میکند و دختر با مادر. پس پدری که دزد باشد و فرزندش ناظر بر آن باشد، مسلما فرزند از پدر تقلید خواهد کرد و در اینجاست که قبح این مساله ریخته و زمینه برای انجام جرائم مهیا میشود.
افزایش جرائم با افزایش جمعیت نسبت دارد؟
بله، چندین دهه پیش جمعیت ایران 30 میلیون نفر و امروز بیش از 70 میلیون نفر است و این در حالی است که از این 30 میلیون نفر بیش از 60 درصد جمعیت افراد در روستاها متمرکز شده بود و میدانیم درصد جرائم در روستاها بسیار کمتر از شهرهای بزرگ است چرا که در روستاها روابط به صورت چهره به چهره بوده است و اکنون که جمعیت شهری گسترش وسیعی یافته و جمعیت روستایی کم شده بدیهی است که جنسیت جرمزایی هم تغییر کند. با این همه نمیتوان گفت هماکنون جرم بیشتر از سالهای قبل شده است چون مجموعه شرایط باعث شده بود که در آن سالها جرم کمتر از حال باشد و انصاف نیست که شرایط کنونی را با دیروز بسنجیم بلکه باید زمان حال را با حال سنجید و اکنون با جمعیت 12 میلیون نفری شهر تهران و درصد بالای شهرنشینی مردم، مسلم است که جرم بیشتری نیز خواهیم داشت.
و حرف آخر؟
انبوهی از جوانان ما دچار بیکاریاند که باید فکری اساسی برایشان کرد، ایجاد اشتغال برای جوانان نیز با وامهای اندک 3 میلیونی کارساز نخواهد بود. باید تحقیق کرد با این وامها میتوان اشتغالی ایجاد کرد یا خیر؟ و از طرفی بالا رفتن سن ازدواج معضل بزرگ دیگری است که باعث بسترسازی بسیاری از جرائم میشود.
لیلا طاهر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: