در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نقطه آغاز بازیگری برای فریبا کامران از کجا و چگونه شکل گرفت؟
اول همه چیز از یک علاقه ساده شروع شد و این علاقه ادامه داشت تا جایی که مرا به سمت بازی در تئاتر کشاند. ابتدا در کلاس های آزاد بازیگری دانشگاه تهران شرکت کردم ؛ اما بعد در رشته تئاتر ادامه تحصیل دادم.
خانم کامران شما جزو بازیگرانی هستید که بشدت کم کار یا بهتر است بگویم گزیده کار هستید. این شیوه کار کردن برای چیست؟
درست است که کارهایم کم بوده اما متنوع است. اصراری ندارم به هر قیمتی بازی کنم. بیشتر عمر بازیگری من در تئاتر گذشته و در این عرصه به طور متمادی فعالیت کرده ام. این اواخر که به کارهای تصویری نزدیک تر شده ام ، فاصله بین کارهایم هم بیشتر شده است.
مهمترین دلیل گزیده کار کردن فریبا کامران؟
سوژه های تکراری و محدود.
با این شرایط چگونه کنار خواهید آمد؟
ببینید، مساله ای که درباره من اتفاق افتاد، این بود که وقتی به سمت بازیگری آمدم ، فکر می کردم شرایط خیلی بهتر از اینها باشد؛ ولی اکنون پذیرفته ام که شرایط همین است.
تازه من خیلی خوشبخت بودم که تا به حال توانسته ام نقش های متفاوتی را تجربه کنم. به هر حال در شرایط فعلی خیلی واقع بین تر شدم و بیشتر برای دلم کار می کنم.
ممکن است در همین مقطع بازیگری را رها کنید؟
بله ، چون حاضر نیستم به هر قیمتی بازی کنم و چندان دلبسته این کار نیستم.
خیلی از بازیگرانی که از تئاتر به سمت تلویزیون و سینما می آیند، دیگر کمتر سراغ تئاتر می روند. این مساله درباره شما هم صادق است؟
مشخصا از بازی در تئاتر لذت بیشتری می برم ؛ چون در بازیگری هرچه هم آموخته ام از تئاتر بوده است اما به هر حال شرایط فعلی تئاتر جوابگوی نیاز مالی هنرمندان نیست. به همین دلیل ، اینها بازی در رسانه های تصویری را ترجیح می دهند.
جالب است که تا این حد به تئاتر وفادار ماندید؟
من هم سینما و هم تئاتر را دوست دارم. سینما به عنوان یک هنر صنعت به ثبت تلاش بازیگر دست می زند و همین باعث ماندگار بودن آن است ؛ اما تئاتر هنر ناب است که غنا و اصالت دارد و جسم و روح بازیگر را توامان در اختیار می گیرد.
در پرونده هنری شما کارهای سینمایی تان بیشتر خودنمایی می کند. این مساله برای فریبا کامران یک شانس محسوب می شود یا اتفاق؟
نه ، شانس نبوده ؛ چون خودم کارهایم را انتخاب کرده ام البته خود سینما به تنهایی یک اتفاقی بزرگ است.
چرا در تلویزیون فعالیت بیشتر و مستمر نداشتید؟
زیاد مایل نبودم در این رسانه فعالیت کنم.
چرا؟
چون از تلویزیون وحشت دارم. در تلویزیون بازیگر خیلی زود شناخته می شود و این مساله یک خطر بزرگ برای بازیگر است ؛ چون به مرور به یک چهره خسته کننده مبدل می شود.
در واقع شما از طریق مخاطب تلویزیون هراس دارید. درست است؟
بله ، یک جور آشنایی پیش می آید؛ چون مخاطب قبل از این که شخصیت را ببیند با بازیگر همذات پنداری می کند و او را می شناسد.
فکر می کنید این آشنایی در سینما وجود ندارد؟
چرا، البته وقتی زیاد کار می کنی و زیاد دیده می شوی. من خودم وقتی چهره های تکراری را در سینما و تلویزیون می بینم ، خسته می شوم البته این تکرار در تلویزیون بیشتر از سینماست ؛ چون شتاب کار در تلویزیون بیشتر است و این وسط بازیگر حتی برای خودش هم دیگر فرقی ندارد. به هرحال من این قرار را با مخاطبم گذاشتم که در هر کاری بازی نکنم.
فریبا کامران چقدر قدرت ریسک برای انتخاب نقش هایش دارد؟
خودم قدرت ریسک را در این زمینه دارم ؛ اما متاسفانه انتخاب هایمان محدود است وگرنه به نظرم هیچ بازیگری دست رد به سینه فرصتی که برایش پیش آمده ، نمی زند.
تا به حال این قدرت ریسک کردن را درباره کدام یک از نقش هایتان به خرج داده اید؟
بیشتر این ریسک کردن را درباره نقش هایم در تئاتر داشته ام ، در نقش هایم مانند روح یا یک زن هیستریک بازی کرده ام.
به نظر خودتان چه نقش هایی را بهتر می توانید اجرا کنید؟
فرقی برایم ندارد؛ چون هر نقش که به من واگذار کنند، برایش زحمت می کشم.
چقدر موافق این مساله هستید که امضای بازیگر، پای نقشی که بازی می کند باشد؟
اصلا موافق نیستم و معتقدم به مراتب حتی برای بازیگر خطرناک است ، چون در این صورت دیگر نمی تواند نقش های متفاوت را تجربه کند.
شما برای دوری از کلیشه شدن و کسب تجربه تازه چه می کنید؟
سعی می کنم نقش های مشابه بازی نکنم ؛ مثلا پس از فرش باد نقش های زیادی به من پیشنهاد شد که شبیه فریبای این فیلم بود اما نپذیرفتم و ترجیح دادم در تئاتر بازی کنم تا این که بخواهم باز خودم را تکرار کنم.
و اما به خانم عارف سریال بیداری بپردازیم. چگونه به این شخصیت نزدیک شدید؟
ابتدا یک تصویر از او برای خودم ساختم و بعد آرام آرام برای او یک شناسنامه طراحی کردم ؛ این که شخصیت و جایگاه اجتماعی او کجاست ؟چون ویژگی اخلاقی و رفتاری دارد و... اما مساله ای که خیلی به من در این باره کمک کرد ، فیلم نامه بود. به نظرم هیچ نکته اضافی در این فیلم نامه وجود نداشت و بسیار کامل و دقیق نوشته شده بود. برای همین رسیدن به نقش خانم عارف برایم چندان کار مشکلی نبود.
شما از اواسط داستان وارد کار می شوید این مساله برایتان سخت نبود؟
خیر. به هرحال قصه این گونه ایجاب می کرد من هم به خوبی جایگاه این نقش را حس کرده بودم و با آن کنار آمدم.
ویژگی خاص خانم عارف از نگاه شما؟
خانم عارف یک زن تنهاست که لایه ای از سختی و خشم به دور خود کشیده است ، البته با وجود اتفاقات ناخوشایندی که در زندگی برایش رخ داده سعی می کند به مردم کمک کند، در واقع او به لحاظ شخصیتی به گونه ای در تضاد است ، به خصوص در وجود خودش.
قصه بیداری را تا چه حد می پسندید؟
به نظرم قصه خوب و به روزی دارد.
آدم های این قصه چقدر برایتان قابل باور بودند؟
خیلی راحت می توانستم آنها را باور کنم ، چون ما به ازای همه اینها درجامعه وجود دارد و از این نظر کار سختی نبود.
شخصیت مورد علاقه شما در این قصه؟
نقش وحید، به نظرم نقش خوب ومتفاوتی بود. چند لایه بودن این شخصیت را خیلی دوست داشتم ، ضمن این که خیلی خوب به او پرداخته شده بود.
همکاری با عظیم پور (کارگردان) چه تجربه تازه ای برای شما همراه داشت؟
بیداری اولین تجربه بهرام عظیم پور به عنوان کارگردان است ؛ اما او بخوبی روی کارش تسلط داشت و همه زوایا را هم در نظر می گرفت ؛ از دوربین گرفته تا صدا و نور به هر حال تجربه لذت بخشی برایم بود.
چقدر توانستید به او به عنوان یک کارگردان اعتماد کنید؟
به او اعتماد کردم ؛ چون او هم از تئاتر آمده بود و قطعا کسی که از تئاتر به سوی کارهای تصویری می آید، تجربه ها و اندیشه های خوبی همراه دارد. بنابراین راحت توانستم با او کار کنم.
چرا خانم عارف تا این حد سختگیر و خشک است؟
به خاطر مشکلاتی که در زندگی اش وجود داشته ، به یک آدم سرد و غیرجذاب تبدیل شده است بنابراین این مساله روی اخلاق و نوع برخوردش با دیگران هم تاثیر گذاشته است.
الان که در تلویزیون بیشتر حضور دارید، تا چه حد آن ترس ابتدایی تان کمتر شده است؟
یک مقدار کمتر شده ، چون در این مدت عکس العمل های طبیعی و خوبی از جانب مردم دریافت کرده ام.
در سریال یک مشت پر عقاب هم حضور دارید. در این باره توضیح دهید.
ابتدا نمی خواستم در این سریال بازی کنم ؛ اما بعد به اصرار رضا کیانیان و صحبت هایی که با اصغر هاشمی به عنوان کارگردان داشتم ، قانع شدم.
چرا موافق نبودید؟
چون به نظرم کمی شعاری و تکراری آمد، اما بعد با تغییراتی که در نقش ماهرخ به وجود آمد، موافقت کردم.
ماهرخ چگونه شخصیتی است؟
ماهرخ دختر بزرگ خانواده است که ظاهرا افکارش با آرمان های خانواده در تضاد است ولی در واقع این گونه نیست. به هر حال قصه «یک مشت پر عقاب» قصه یک انقلاب است.
این کار اولین تجربه شما در زمینه کارهای تاریخی است؟
بله. پیش از این تجربه ای در این زمینه نداشتم ، البته به غیر از پهلوانان نمی میرند که از نظر زمانی به گذشته دورتری برمی گردد.
بازی در این ژانر را تا چه حد می پسندید؟
کارهای تاریخی را دوست دارم. بویژه اگر به زمان های دورتری اشاره داشته باشد.
چرا؟
چون به گونه ای ناشناخته است که از این نظر برایم جذابیت زیادی دارد.
شما در بیشتر کارهای ایرج کریمی حضور داشته اید. چقدر به سینمای این کارگردان تعلق خاطر دارید؟
این جنس از سینما را خیلی دوست دارم. چون سینمای متفاوتی است. ایرج کریمی جزو کارگردان هایی است که به شعور مخاطبش احترام می گذارد و در عین حال به مقوله های تازه تری هم اشاره می کند.
کدام یک از فیلم های این کارگردان را بیشتر پسندیده اید و چرا؟
این را بدون تعصب می گویم. به نظرم فیلم «از کنار هم می گذریم» فیلمی کاملا ایرانی ، خاص و به دور از کلیشه بود که فیلمسازی چون کریمی ریسک ساخت آن را پذیرفت و موفق هم شد.
مهم ترین و تاثیرگذارترین استاد شما در عرصه بازیگری؟
اگر بخواهم تنها یک نفر را معرفی کنم ، از رکن الدین خسروی نام می برم که پایه های اصلی بازیگری را به من آموخت.
بازیگری در یک قاب...
زمینه تابلویم را آبی می کنم و در آن از تاش های زرد و لکه های قرمز استفاده می کنم.
فریبا کامران در کجای این تابلو قرار گرفته است؟
نمی دانم ، چون بازیگری مقوله بزرگ و پیچیده ای است. شاید بین تابش های زرد و نارنجی باشم.
محبوبه ریاستی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: