زبان پدیده ای اجتماعی است و در برقراری روابط اجتماعی مهمترین نقش را به عهده دارد. زبان به واسطه نقش مهمی که در زندگی اجتماعی انسان دارد
کد خبر: ۱۵۸۲۵
، از بسیاری تحولات و دگرگونی هایی که در جوامع انسانی بوقوع می پیوندد، تاثیر می پذیرد و دستخوش تغییر و تحول می شود. به تعبیر ساده تر شاید بتوان گفت زبان در درجه اول مجموعه ای از کلمات و ترکیبات (نشانه ها) است که بر پایه قواعدی رایج و مانوس ، در جمله ها برای رساندن معانی مورد نظر گوینده یا نویسنده بکار می رود. زبان دارای جنبه های فراوانی است ؛ از یک سو وسیله ارتباط بین افراد جامعه است و از سوی دیگر، وسیله بیان افکار و احساسات ماست . زبان تنها وسیله یا موثرترین وسیله ای است که جهان اندیشه و دنیای درون ما را با جهان بیرون مرتبط می سازد. هر زبانی می تواند به دو صورت ظاهر گردد: به صورت گفتار و بصورت نوشتار. در حال حاضر زبان فارسی دارای دو گونه معیار است . معیار نوشتاری و معیار گفتاری . فارسی معیار نوشتاری به آن گونه ای از زبان گفته می شود که در عصر حاضر به عنوان وسیله ارتباط زبانی در کتاب های درسی و نوشته های علمی و بعضی از برنامه های رادیو و تلویزیون مانند اخبار و جزئ آن بکار می رود. این زبان از نظر تاریخی دنباله زبان فارسی دری است . در کشور ما بسیاری از مردم ، بر این باورند که زبان مورد استفاده در صدا و سیما زبان معیار است ، از این رو تحت تاثیر آن قرار می گیرند. آنچه در پی می آید تحقیقی است که از سوی مرکز تحقیقات صدا و سیما سفارش داده شده و پژوهشگر آن اسماعیل صادقی می باشد. ضمن این که تنظیم آن را زهره خالقی فرد انجام داده است . با هم بخوانیم : به نظر می رسد که این رسانه به زیاد شدن فاصله زبان گفتاری از زبان نوشتاری کمک می کند. بنابراین چنین احساس می شود که زبان نوشتار، تابع زبان گفتار شده است و این برای ادبیات ، علوم و فرهنگ ما مصیبتی خواهد بود؛ زیرا زبان گفتار تاب تحمل اطلاعات علمی ، فنی و فرهنگی بی شمار را ندارد و در نتیجه این کار منجر به ناتوان شدن زبان رسمی خواهد شد. زبان هم مانند امور دیگر جهان در حال تغییر و تحول است و این امری است طبیعی . تحول زبان معمولا کند و تدریجی است . برخی از محققان بر این باورند که تاثیر وسایل ارتباط جمعی (بویژه صدا و سیما) درکاستن از گوناگونی و اختلاف و به بار آوردن همسانی و یکنواختی زبان بسیار ناچیز بوده است . بنابراین یکی از عوامل تحول زبان ، رادیو و تلویزیون است . در تحلیلی دقیق تر پی می بریم که کسب زبان به سه عامل مهم بستگی دارد: موضوع ، وسیله بیان و رابطه اجتماعی گوینده و شنونده با گسترش دامنه نفوذ رسانه های گروهی در میان اقشار مختلف ، الگوهای غلط زبان های بیگانه در زمانی کوتاه به زبان مردم راه پیدا می کند. ناهنجاری هایی که در دهه های اخیر در زبان فارسی بروز کرده ، از طریق رسانه های گروهی ، به ویژه صدا و سیما بوده است . موقعیت صدا و سیما و شیوه کار آن به گونه ای است که ناچار می باشد حجم عظیم اطلاعات ، اخبار، کشفیات و دستاوردهای سراسر جهان را در مدتی کوتاه به مردم برساند و طبیعتا در این امر به زبان چندان توجهی نمی شود. ضعف نظام آموزشی در کشور ما از عواملی است که بطور مستقیم و غیرمستقیم بر زبان صدا و سیما و از این راه بر زبان فارسی تاثیر می گذارد. دانشگاه ها نیز که در حال حاضر کانون اصلی تمام فعالیت های علمی هستند، توجه کافی به زبان فارسی ندارند. در این شرایط، زبان صدا و سیما سخت تحت تاثیر زبانی است که به صورت غیرعلمی آموزش داده شده است . مترجمان ، نویسندگان ، گویندگان ، مجریان و تهیه کنندگان برنامه های صدا و سیما نیز در همین نظام آموزشی تحصیل کرده اند و کتاب هایی را خوانده اند که پر از اشکالات دستوری ، واژگانی و نگارشی بوده است و از توانایی های زبان غنی فارسی آگاهی نیافته اند. بدون شک صدا و سیما نقش و وظیفه مهمی را در اصلاح زبان فارسی به عهده خواهد داشت . به شرط آن که این کار با همکاری و برنامه ریزی مشترک دو نهاد اصلی آموزشی یعنی صدا و سیما و آموزش و پرورش انجام گیرد. بسیاری از مجریان و گویندگان برنامه های رادیو و تلویزیون تلاش می کنند ادبی و شاعرانه سخن بگویند. چنین زبانی که به نوعی خام تقلیدی از زبان شاعرانه است ، علاوه بر متن برنامه ها در تعارفات و گفتارهای میان برنامه مجریان و گویندگان نیز بکار می رود و این تصور را ایجاد می کند که این رسانه می کوشد جای خالی میان دو برنامه را به هر شکل ممکن پر کند. تحقیقات نشان داده است که میزان تظاهر نوآوری های زبانی در دوره نوجوانی بیش از دوره های سنی دیگر است . ویژگی های غیرمعتبر زبان فارسی نیز در رفتار زبانی گروه های سنی پایین کاربرد بیشتری دارد. این نکته ای است که در برنامه های خاص کودکان و نوجوانان یا برنامه هایی که تعداد زیادی از مخاطبان آنها را این گروه های سنی تشکیل می دهند، شایسته توجه جدی است . باید به این مساله مهم توجه شود که «رفتار» یک بازیگر باید خنده آور باشد نه زبانش . این که برای خنده آور بودن یک رفتار زبانی ، از الگوهای زبانی جاهل مآبانه یا واژگان و اصطلاحات مربوط به اقشار دیگر استفاده شود یا قواعد دستوری رعایت نگردد خود می تواند از عوامل گسترش نابهنجاری های زبانی باشد که رسانه هایی چون رادیو و تلویزیون باید در این زمینه توجه و دقت کافی به خرج دهند و از بکار بردن این الگوهای زبانی افراطی پرهیز کنند. مطالعات انجام شده نشان می دهد که بطور کلی زنان به زبان و رفتار زبانی خود بیش از مردان حساسیت دارند. مردان در استفاده از صورت های غیرمعتبر کمتر محافظه کاری نشان می دهند، بنظر می رسد بیشتر انتقادهایی که به طرز بکارگیری زبان در صدا و سیما مطرح می شود متوجه مردان است ، با وجود آن که زنان در سازمان صدا و سیما نسبت به دیگر سازمان ها و نهادهای کشور حضور بیشتری دارند؛ اما جای خالی آنها در گویندگی ، اجرا و بازیگری بسیاری از برنامه ها هنوز هم احساس می شود. در کشور ما بسیاری از مردم ، زبان مورد استفاده در صدا و سیما را زبان معیار محسوب می کنند و تحت تاثیر آن قرار می گیرند. تحقیقات نشان داده است که تغییرات ترجمه ای یا گرته برداری از زبان های بیگانه اغلب از طریق ترجمه اخبار وارد زبان می شوند. در بخش هایی از رادیو و تلویزیون ترجمه خبر، گفتار فیلم ها، سریال ها، متن برنامه های مستند و... ضروری است . در هر حال ، رسانه های جمعی و در راس آنها صدا و سیما به عنوان مهمترین ابزار گسترش زبان معیار و حذف زبان های محلی عمل می کنند و این در حالی است که هنوز سیاست زبانی مشخصی در قبال گویش های رسمی کشور در این رسانه ها وجود ندارد. بنابراین رسانه ها و بویژه صدا و سیما آینه ای هستند که علوم ، دانستنی ها، اخبار و اطلاعات سراسر دنیا را در خود منعکس می کنند، پس عوامل فرهنگی ابتدا بر رسانه ها تاثیر می گذارند. هر چه از زبان های بیگانه از صافی رسانه ها گذشت ، به زبان مردم راه پیدا می کند و باز در خود رسانه ها منعکس می شود، زیرا:
1-کارکنان و مجریان رسانه ها نیز عضوی از اعضای جامعه هستند و به ناگزیر آنچه از زبان های غرب به زبان فارسی راه پیدا کند، برای نخستین بار بر قلم و زبان آنها رانده می شود.
2-رسانه ها و بویژه صدا و سیما نمی توانند به شیوه ای غیر از آنچه مردم می خواهند، رفتار کنند و به زبانی غیر از آنچه مردم می پسندند، سخن بگویند. پس همراهی و همدلی با مردم جزو سیاست های اصولی همه رسانه هاست . آنها باید از زبانی تقلید کنند که خود به مردم یاد داده اند؛ درست یا غلط.
3-اگر عوامل فرهنگی از راههایی دیگر بر زبان مردم تاثیر بگذارند.
این امر به رسانه ها (صدا و سیما) و سپس به عموم مردم منتقل می شود.