به گزارش خبرنگار جامجم، رسیدگی به این پرونده از اواخر سال ۱۴۰۳ و با گزارش یک درگیری مرگبار به پلیس آغاز شد. مأموران پس از حضور در محل و انجام بررسیهای اولیه دریافتند جوانی بهنام نادر در جریان درگیری با محمود، مردی ۶۵ساله، با ضربه چاقو او را به قتل رسانده و از محل حادثه گریخته است.
در جریان تحقیقات، پسر ۱۹ساله مقتول درباره علت شکلگیری اختلاف گفت: «نادر از اقوام دور ما و یکی از دوستانم بود. چند روز قبل با او به یک سالن رفتیم و روی دستهایمان تتو زدیم. خانوادهام بهشدت با این کار مخالف بودند و وقتی خالکوبی را دیدند، خیلی ناراحت شدند. پدرم از من توضیح خواست و من هم گفتم با حرفهای نادر ترغیب به این کار شدهام.
پدرم عصبانی شد و به خانه آنها رفت و به نادر اعتراض کرد. در نهایت با وساطت دوستان و همسایهها، ماجرا خاتمه پیدا کرد، اما فردای آن روز نادر به همراه چند نفر مقابل خانه ما آمد و دوباره درگیری شروع شد. در جریان این دعوا، نادر با چاقو ضربهای به گردن پدرم زد و بعد هم همراه دوستانش فرار کرد.»
در ادامه تحقیقات، متهم شناسایی و دستگیر شد. او در بازجوییها به قتل محمود اعتراف کرد و با تکمیل تحقیقات، پرونده برای رسیدگی به شعبه ۱۳ دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.در ابتدای جلسه دادگاه، اولیای دم با حضور در جایگاه خواستار قصاص متهم شدند. پس از آن نادر در جایگاه ایستاد و ضمن پذیرش اتهام قتل، درباره انگیزه و چگونگی وقوع جنایت گفت: «اتهامم را قبول دارم، اما روز حادثه با قصد درگیری و کشتن محمود به آنجا نرفته بودیم. چون با خانواده او نسبت دور فامیلی داشتیم، به مقابل خانهشان رفتیم تا از محمود دلجویی کنم و کدورتی باقی نماند. اما درگیری شروع شد و با چاقو ضربهای به گردنش زدم. همان لحظه متوجه شدم چه اشتباهی کردهام، اما از ترسم فرار کردم.»
با پایان دفاعیات متهم و اظهارات طرفین، قضات برای صدور رأی وارد شور شده و نادر را به قصاص محکوم کردند که این رأی در دیوان عالی کشور مهر تایید نخورد و دوباره به دادگاه بازگشت. دیروز برای دومین بار به این پرونده رسیدگی شد و قضات اتهام مشارکت در نزاع مرگبار را بررسی کردند. در ابتدای این جلسه نادر با قبول اتهامش گفت: ما روز قبل درگیر شده بودیم و آن روز دایی و دامادمان رفتند تا با محمود حرف بزنند. از من خواسته بودند از خانه بیرون نیایم. وقتی صدای درگیری را شنیدم از خانه چاقو برداشتم و بیرون رفتم و یک ضربه به سمت محمود پرتاب کردم که باعث مرگش شد و فرار کردم. در این درگیری من فقط چاقو داشتم و بقیه چوب دستشان بود.
وکیل نادر هم در دفاعیاتش گفت: موکلم در دعوایی مشارکت نداشته و به صرف شنیدن صدای درگیری در محل حاضر شده و یک ضربه از روی هیجان زده و برگشته است.
در ادامه، دایی نادر در جایگاه متهم حاضر شد و گفت: مقتول با دوستی پسرش و نادر مخالف بود و اختلاف آنها پس از تتو زدن شدت گرفت.روز حادثه وقتی فهمیدم نادر شب قبل با این خانواده دعوا کرده برای پادرمیانی رفتم. حرفی به محمود زدم که یکی از پسراش عصبانی شد و ضربهای به صورتم زد. بعد هم چوب آوردند. زمانی که نادر آمد و ضربه زد من پشت به درگیری بودم و ندیدم. وقتی رهایم کردند، دیدم چاقویی در پهلوی محمود است. گفتم به بیمارستان انتقالش دهید.
پس از دفاعیات متهمان، قضات برای تصمیمگیری وارد
شور شدند.