تاریخ به غیرت مردم آزاده ایران خواهد بالید

یادداشت شهاب‌الدین بنائیان درباره غیرت مردم ایران، ایستادگی در روزهای دشوار و قضاوت تاریخ درباره انتخاب‌های امروز و مسئولیت نسل‌های آینده.
لحظه‌ای خود را از پیله زمان و حصار مکان برهان؛ از تنگنای اکنون فراتر رو و دیده جان به افق صد سال پس از امروز بدوز. خود را در کلاس تاریخ فردا بنشان؛ آنگاه که دانش‌آموزان این سرزمین، در صفحات کتاب تاریخ خویش، روایت روزگار ما را می‌خوانند و از فراز قرن‌ها، به کردار و گفتار ما می‌نگرند. آن روز، درباره ما چه خواهند گفت؟ ما را به عزت خواهند شناخت یا به غفلت؟ به غیرت خواهند ستود یا به مصلحت‌اندیشی ملامت خواهند کرد؟
کد خبر: ۱۵۷۲۳۳۹
نویسنده شهاب‌الدین بنائیان
جام جم آنلاین: آنان خواهند خواند که دشمن به خاک وطن تجاوز کرد و این زیاده‌خواهی، نه در میدان نبرد محدود ماند و نه بر مدار موازین انسانی چرخید؛ بلکه در اقدامی جانسوز و جنایتی تکان‌دهنده، رهبر حکیم انقلاب و اعضای خانواده معظم ایشان، در کنار ده‌ها کودک دانش‌آموز دبستان «حیات طیبه» میناب، مظلومانه به شهادت رسیدند؛ کودکانی که هنوز فرصت نیافته بودند دفتر زندگی را به پایان رسانند، اما دفتر عمرشان به دست ستمگران بسته شد؛ آنان که باید فردای ایران را می‌ساختند، خود قربانی قساوت کسانی شدند که از انسانیت، تنها نامی و از قانون، تنها ادعایی بر زبان دارند. 
این حادثه، زخمی بر پیکر وجدان بشریت و داغی بر دامان تاریخ است؛ جنایتی جانکاه که با اصول انسانی، تعهدات بین‌المللی و موازین شناخته‌شده حقوق ملت‌ها در تعارض است. گویی در برابر دیدگان جهانیان، حرمت کودک به فراموشی سپرده شد، حریم انسان درهم شکست و قانون، در سایه قدرت، به محاق رفت. 
اما پرسش اساسی اینجاست: اگر این ملت مؤمن و نستوه به میدان نمی‌آمدند؛ اگر مردان و زنان این سرزمین، با حضوری حماسی و عزمی خلل‌ناپذیر، میدان‌های شهر‌ها را به عرصه خونخواهی از رهبر جان‌فدا و تکریم شهدای دو جنگ تحمیلی اخیر بدل نمی‌ساختند؛ اگر فریاد حق‌طلبی‌شان از مرز‌های جغرافیا فراتر نمی‌رفت و نام ایران و ایرانی را بر قله‌های آزادگی، عدالت‌خواهی و شرافت طنین‌انداز نمی‌کرد، امروز در برابر آیندگان چه پاسخی داشتیم؟
آیا می‌توانستیم در برابر پرسش نسل‌های آینده سر فرود آوریم و بگوییم که در برابر چنین دشمن متجاوز و زیاده‌خواهی، به جای ایستادگی، سکوت اختیار کردیم؛ به جای روشنگری، راه تغافل پیمودیم؛ و به جای پاسداری از حرمت خون شهیدان، در حصار مصلحت‌های زودگذر گرفتار ماندیم؟
آری، تاریخ تنها راوی واقعه‌ها نیست؛ داور فاصله میان ادعا و عمل، و سنجه نسبت میان ایمان و ایستادگی است. تاریخ، نه به آنچه گفتیم، که به آنچه کردیم گواهی می‌دهد؛ نه به شعار‌های بر زبان‌رانده، که به مسئولیت‌های بر زمین‌مانده می‌نگرد. در محکمه تاریخ، آنچه می‌ماند، نه هیاهوی امروز، که حقیقت کردار ماست؛ نه ادعای وفاداری، که نشانه پایمردی؛ نه وعده صیانت، که بهای وفاداری به عهد و آرمان. 
از همین‌روست که نه‌تنها مردم آزاده ایران، بلکه آزادگان جهان، وامدار و سپاسگزار مردان و زنان و کودکان و جوانانی هستند که هشت ماه است، بی‌وقفه و بی‌خستگی، با ایمانی استوار و اعتقادی ریشه‌دار، میادین شهر‌های کشور را به عطر حضور خویش آکنده ساخته‌اند؛ آنان که با گام‌های استوار، فریاد‌های بیدار و دل‌های امیدوار، نگذاشته‌اند غبار فراموشی بر چهره حقیقت بنشیند و سایه سکوت بر قامت عدالت بیفتد. 
این حضور پیوسته، تنها گردهمایی مردمی نیست؛ جلوه‌ای از وفاداری به آرمان، نشانه‌ای از استقامت در میدان و گواهی بر پیوند ناگسستنی ملت با هویت و اعتقاد خویش است. این مردم، با حضور آگاهانه خود، نشان داده‌اند که غیرت ایرانی هنوز زنده است، وجدان دینی هنوز بیدار است و بصیرت ملی هنوز در برابر طوفان تحریف و تهدید، استوار ایستاده است. 
آنان در این هشت ماه، نه‌فقط از یک آرمان، که از یک میراث پاسداری کرده‌اند؛ نه‌فقط بر یک مطالبه پای فشرده‌اند، که بر یک عهد پایدار مانده‌اند؛ و نه‌فقط در میدان حاضر شده‌اند، که معنای حضور را به تاریخ آموخته‌اند. آنان به جهانیان نشان داده‌اند که کرامت، با تهدید فرو نمی‌ریزد؛ شرافت، با تطمیع فروخته نمی‌شود؛ و ملتی که ریشه در ایمان دارد، در برابر تندباد حوادث، از پای نمی‌نشیند. 
امروز، این ملت با رفتار خویش، درس آزادگی می‌دهد؛ با استقامت خویش، معنای عزت می‌آموزد؛ و با حضور خویش، چراغ امید را در دل ملت‌های مستضعف و آزادیخواه روشن نگاه می‌دارد. چه بسیار ملت‌هایی که چشم به راه نشانه‌ای از مقاومت‌اند و چه بسیار انسان‌هایی که در جست‌وجوی الگویی از شرافت، به افق این سرزمین می‌نگرند؛ و اکنون، بار دیگر باید پرسید: صد سال دیگر، وقتی فرزندان این سرزمین تاریخ ما را ورق می‌زنند، درباره ما چه خواهند گفت؟ آیا خواهند نوشت که در روزگار آزمون، مردمی بودیم تماشاگر و خاموش؛ یا خواهند خواند که در هنگامه خطر، مردمی بودیم بیدار و مقاوم؟ آیا نام ما در حاشیه حوادث خواهد ماند یا در متن حماسه‌ها خواهد درخشید؟ آیا آیندگان ما را به غفلت خواهند شناخت یا به غیرت، به سکوت خواهند سنجید یا به صلابت، به فراموشی خواهند سپرد یا به وفاداری خواهند ستود؟
پاسخ این پرسش‌ها را نه آیندگان، که ما امروز می‌نویسیم؛ نه فردا، که همین لحظه رقم می‌زنیم؛ و نه با زبان، که با ایمان و عمل به ثبت می‌رسانیم. 
تاریخ، فردا نوشته نمی‌شود؛ تاریخ را امروز، با انتخاب‌ها و ایستادگی‌های‌مان می‌نویسیم. 
پس بکوشیم چنان زندگی کنیم که آیندگان، هنگام خواندن روایت روزگار ما، نه از سکوت ما شرمسار شوند، نه از غفلت ما گله‌مند؛ بلکه به ایمان ما افتخار کنند، از استقامت ما بیاموزند و در آینه کردار ما، معنای عزت، آزادگی و شرافت را بازشناسند. 
باشد که در دفتر روزگار، ناممان نه به غفلت، که به غیرت؛ نه به فراموشی، که به وفاداری؛ و نه به تسلیم، که به استقامت ثبت شود. 
زیرا آنچه از ما در تاریخ می‌ماند، تنها نام ما نیست؛ نشان ایمان ما، میزان وفای ما و حاصل انتخاب‌های ماست.
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها