جام جم آنلاین: مستند «شریان اصلی» به تهیهکنندگی، طراحی و کارگردانی سهیل سلیمانی، این روزها در فصل دوم خود روی آنتن شبکه سلامت سیما قرار دارد؛ اثری که بهجای تکیه بر آمارها و گزارشهای خشک بالینی، دوربین خود را به میان مردم در استانهای مختلف برده تا ابعاد فرهنگی، مسئولیت اجتماعی و ایثار بیچشمداشت در سنت حسنه اهدای خون را به تصویر بکشد. اثری که از زمان شکلگیری تا ثبت حماسههای مردمی در بحرانها، روایتی عینی و ملموس از نجات جان همنوعان ارائه میدهد و بازتاب گسترده و همراهی کمنظیر اقشار مختلف جامعه با آن، زمینهساز تدوین کتابی از این تجربیات و پیامها شده است. در ادامه، گفتوگو با این برنامهساز رسانهملی را میخوانیم.
عبور از ساختار استودیویی و روایت شهر به شهر اهدای خون
سهیل سلیمانی، طراح، تهیهکننده و کارگردان برنامه شریان اصلی درباره وضعیت فعلی این مجموعه، پیشینه تولید و دگرگونیهای ساختاری آن میگوید: درحالحاضر این برنامه در فصل دوم خود قرار دارد. پیش از این نزدیک به دو سال از شبکه سلامت روی آنتن میرفت که پس از آن یک وقفه کوتاه ایجاد کردیم تا تغییراتی بنیادین در مدل روایی اثر بهوجود بیاوریم و اکنون فصل دوم آن در حال پخش است. در مجموع میتوان گفت نزدیک به سه سال است که مشغول ساخت این برنامه هستیم و هماکنون نیز بهصورت هفتگی، روزهای پنجشنبه ساعت ۲۱ از شبکه سلامت پخش میشود. در فصل نخست، ساختار برنامه بهصورت یک مجله تصویری روایتگونه طراحی شده بود.
او ادامه میدهد:، اما در ادامه به این نتیجه رسیدیم که قالب مستند برای مخاطب بسیار قابلفهمتر و ملموستر است، چراکه قصه میگوید. بر همین اساس در فصل دوم بار مستندگونه کار را افزایش دادیم و اکنون نیز در قسمت دهم، فضا را کاملا به سمت سینمای مستند بردهایم. کلیت و محور اصلی برنامه، پرداختن به موضوع اهدای خون، آموزش همگانی و تشویق اقشار مختلف جامعه به انجام این سنت حسنه است و ابعاد و بخشهای گوناگونی را شامل میشود.
او در ادامه درباره خروج آگاهانه دوربین برنامه از پایتخت و تمرکز بر گستره جغرافیایی کل کشور توضیح میدهد: یک موضوع کلیدی و اساسی که ما از همان ابتدای فصل نخست تا به امروز دقیقا به آن پایبند بودهایم، این است که هرگز به مرکز بسنده نکردیم؛ از پایتخت فاصله گرفتیم و راهی شهرها و مناطق گوناگون شدیم. بر این مبنا، استان به استان سفر میکنیم و در هر شهر مستقیما به مراکز انتقال خون میرویم. در آنجا پای گفتوگوی اهداکنندگان مستمر مینشینیم و با چهرههای شاخصی که در آن شهرها بالاترین آمار اهدا را به نام خود ثبت کردهاند صحبت میکنیم. همچنین با خیرینی که در هر منطقه در زمینه اهدای خون به سازمان انتقال خون یاری میرسانند به گفتوگو میپردازیم؛ چه نیکوکارانی که برای این مجموعه ساختمان میسازند و تجهیزات پیشرفته پزشکی تهیه میکنند و چه افرادی که بهصورت داوطلبانه وقت میگذارند، به سازمان کمک میکنند و همشهریان خود را برای حضور در مراکز فرامیخوانند. ما با تمامی این عزیزان بهعنوان قهرمانان واقعی اهدا گفتوگو کردهایم.
او ادامه میدهد: پس از آن، سراغ مصرفکنندگان و دریافتکنندگان این خونها میرویم؛ از بیماران مبتلا به تالاسمی و هموفیلی گرفته تا مادران بارداری که هنگام وضعحمل به تزریق خون نیاز پیدا کردهاند و همچنین مصدومانی که در سوانح رانندگی دچار جراحت شدید شده و با دریافت فرآوردههای خونی نجات یافته و زنده ماندهاند؛ بنابراین در کنار رصد و بررسی دستاوردهای هر استان در حوزه اهدای خون، با این چهرهها و گروهها گفتوگو و کمپینهای فعال در هر منطقه را با همراهی آنان مرور میکنیم. به همین دلیل، هر هفته برنامه ما از دل یک شهر و یک استان تازه شکل میگیرد و هرگز در استودیو ننشستهایم؛ فضا کاملا میدانی و مستند است و شهر به شهر در سراسر کشور پیش میرویم.
این مستندساز در خصوص ضرورت رویکردهای آموزشی و اصلاح باورهای نادرست رایج در جامعه میگوید: در کنار همه این روایتها، تلاش مستمری داریم تا مباحث آموزشی دقیقی را به جامعه منتقل کنیم؛ تصورات نادرستی را که در زمینه اهدای خون میان مردم رواج دارد یادآوری میکنیم و پاسخهای علمی و درست را در اختیارشان میگذاریم. برای مثال، بهروشنی توضیح میدهیم که فرآیند اهدای خون از ابتدا تا انتها چگونه انجام میشود، پس از خونگیری چه فرآوردههایی به دست میآید و هر واحد خون اهدایی چگونه میتواند جان دستکم سه بیمار را نجات دهد. ممکن است طرح برخی از این مباحث تکراری به نظر برسد، اما بازگویی این نکات، تکراری ارزشمند است که باید ادامه یابد تا بهخوبی در ذهن جامعه جا بیفتد و سنت حسنه اهدای خون همچنان با پویایی تداوم پیدا کند.
او تأکید میکند: ایران در زمینه اهدای خون از الگوهای شاخص جهان بهشمار میرود؛ چراکه این کار کاملا داوطلبانه انجام میشود و پدیدهای به نام خونفروشی در کشور وجود ندارد.
علاوهبراین، سازمان انتقال خون با بهکارگیری تازهترین فناوریهای روز دنیا در حوزه فرآوری و پایش سلامت، تلاش میکند سالمترین و بالاترین کیفیت محصول خروجی را در دسترس بیماران بگذارد تا خدای ناکرده کوچکترین مشکلی برای فردی رخ ندهد.
او میگوید: همچنین تلاش کردهایم کارهای متنوع دیگری را نیز ضمیمه کنیم؛ موشنگرافیهای آموزشی متعددی در برنامه داریم و بخشهای گزارشی متنوعی را نیز تدارک میبینیم. برای نمونه، عوامل برنامه در سفر به استان کرمانشاه، گزارشی جذاب از تور دوچرخهسواری اهداکنندگان خون تهیه کردند و اینگونه رویدادها را به تصویر کشیدند.
بنابراین، تلاش میکنیم ظرفیتها و رویدادهای بومی هر استان را پوشش دهیم. همچنین، توجه ویژهای به فعالیت خیرین داریم؛ چراکه حمایتهای آنان بخش مهمی از بار مسئولیت نظام انتقال خون کشور را بر دوش میکشد.
تبیین مسئولیت اجتماعی و بازخوانی تاریخی ایثار
سلیمانی در پاسخ به این پرسش که چرا بهجای گزارشهای معمول پزشکی و آماری، سراغ ابعاد فرهنگی و مسئولیت اجتماعی اهدای خون رفته است، میگوید: مهمترین دلیل این است که سازمان انتقال خون ایران از نخستین روزی که توسط مرحوم دکتر فریدون اعلا در سال ۱۳۵۳ پایهگذاری شد تا به امروز، در خطیرترین و سرنوشتسازترین مقاطع این کشور نقشآفرینی کرده است؛ جلوههایی بینظیر که شاید کمتر دیده شده، نظیر فداکاریها در جریان پیروزی انقلاب اسلامی، دوران هشت سال دفاع مقدس، و حضور میدانی در بحرانها و حوادثی همچون زلزلهها و تصادفات جادهای، و حتی در نبردهای تحمیلی اخیر ازجمله جنگ ۱۲روزه، جنگ ۳۹روزه و استمرار آنها. اما متأسفانه در شرایط عادی مسئولیت اجتماعی این حرکت بزرگ همواره مغفول مانده و کمتر پیرامون آن سخن گفته شده است. پیش از این نیز پویشهای مقطعی مانند «اهدای مؤمنانه» در ماه مبارک رمضان یا دهه محرم برگزار میشد که تلویزیون گزارشهایی کوتاه از آنها پخش میکرد، اما این رویدادها پس از مدتی به فراموشی سپرده میشدند و آنچه بهطور مداوم روی آنتن میرفت، صرفا نکات آموزشی بود.
او میافزادید: وقتی ما مشغول طراحی این برنامه بودیم، با خود اندیشیدیم که چرا نباید این حرکت زیبای فرهنگی مردم شریف ایران را به خودمان یادآوری کنیم؟ گاهی اوقات ما خیلی ساده از کنار داراییهای گرانبهایمان عبور میکنیم؛ موضوعاتی که از قضا جزو مؤلفههای بنیادین اقتدار ما بهشمار میروند، اما در نگاه روزمره شاید برای خودمان عادی شده باشند.
به گفته وی، یکی از برجستهترین جلوههای این فرهنگ، مهر و عطوفتی است که مردم بدون هیچ چشمداشتی نثار یکدیگر میکنند؛ آنان وقت ارزشمند خود را صرف میکنند، بیآنکه وجهی دریافت کنند، به مراکز اهدای خون میروند و خون، پلاکت یا دیگر فرآوردههای خونی را اهدا میکنند، بیآنکه بدانند این هدیه به دست کدام انسان نیازمند خواهد رسید: حتی با وجود تعیین این هدف که میآیند تا جان سه بیمار را نجات دهند، بازهم نمیدانند آن سه نفر چه کسانی هستند و قرار هم نیست تا ابد نام و نشان آنان را بدانند. همین ایثار بینامونشان، ظرفیت دراماتیک چشمگیری برای پرداخت دراماتیک و قصهگویی دارد. از زاویه دیگر، بحث خطیر فرهنگسازی مطرح است؛ نسلها به مرور تغییر میکنند و نسل جدید باید با آموزش دقیق متوجه شود که نسل پیش از او چگونه به این درجه از بینش و ایثار در زندگی رسیده است.
او از این گفتههای خود نتیجه میگیرد: بنابراین، با جلوهای تأملبرانگیز از ایثار اجتماعی روبهرو هستیم؛ فردی بخشی از وجود خود را میبخشد تا دیگران دیگر فرصت زندگی بیابند.
با تکیه بر این هدفگذاری اصیل فرهنگی، بسیار مؤثرتر و عمیقتر از شعارهای کلیشهای و دستمالیشده میتوان جوانان را به ادامه این راه فراخواند و داستان ما این است که دقیقا به همین علت، زاویه دید فرهنگی را مبنای کار قرار دادیم.
روایت بیواسطه مردم برای فرار از آفت شعارزدگی
کارگردان شریان اصلی در پاسخ به این پرسش که برای پرهیز از شعارزدگی در پرداختن به مفاهیمی، چون ایثار و بخشش چه تدبیری اندیشیدهاند، میگوید: بار مسئولیت اجتماعی را در کانون توجه قرار دادیم و روایتگری را به خود مردمی سپردیم که به ایثارگری روی آوردهاند. دلیلش این است که اگر متن صرفا به قلم من یا نویسندهای دیگر نوشته شود، اثر پس از مدتی گرفتار تکرار و ملال خواهد شد. اما هنگامی که شما به یک منبع زنده و بیپایان از مردم وصل هستید، قصههای نابی پیشرویتان قرار میگیرد که شاید پیش از آن تصورش را هم نمیکردید و همین امر روح تازگی و اصالت را در اثر زنده نگه میدارد. من به این باور رسیدم که بهترین اتفاق، بازگوشدن این حکایتها از زبان خود مردم است.
او با اشاره به کم بودن نریشن در این برنامه و کوتاهبودن زمان صحبت راوی میگوید: اگر او مدام جلوی دوربین ظاهر شود یا روی تصاویر صحبت کند، متن حالتی شعاری و کلیشهای پیدا میکند. مگر تا چه اندازه میتوان بهصورت تصنعی از ایثار و گذشت سخن گفت؟ اما وقتی صدای بیپیرایه خود مردم به گوش میرسد، هر فرد با ادبیات، لحن و جهانبینی خاص خود با بیننده ارتباط برقرار میکند و این شیوه طراوت متن را نیز حفظ میکند؛ کلام را از زبان پزشک و با بیان تخصصی او میشنوید، با روایت یک کارگر زحمتکش و از زاویه دید او همراه میشوید و همان پیام را این بار از دریچه تجربهها و نگاه یک بانوی خانهدار یا کارمند دنبال میکنید. به این ترتیب، هر قاب روایتگر داستانی تازه از زندگی فردی متفاوت است.
سلیمانی باور دارد این گوناگونی و تکثر انسانی بینظیر است: ما تنها در فصل نخست برنامه شاید با بیش از ۵۰۰۰ نفر همکلام شدیم و در رویکرد جدیدمان نیز در هر قسمت دستکم ۲۰ گفتوگوی متنوع و مجزا پیشروی مخاطب قرار دارد که هرگونه تکرار را پس میزند.
او یادآور میشود: البته اتاق فکر برنامه برای هر گام سناریوی مشخص تدوین میکند و چیدمان محتوایی دارد. بهعنوان نمونه در مناسبتهای پیوندخورده با بیماران خاص، خط روایی را با برنامهریزی قبلی به سمت نیازهای این عزیزان هدایت میکنیم، یا در دورههایی که دغدغه اصلی ما ترویج فرهنگ اهدای خون در میان اقشار جوان و بانوان کشور است، تمرکز تصویری و مضمونی را روی این دو گروه قرار میدهیم. بدین ترتیب سمتوسوی محتوا را مشخص میکنیم، ولی در روایت شخصی و صادقانه افراد هرگز دخالتی به خرج نمیدهیم.
ثبت جلوههای دراماتیک امید و جهش ذخایر خونی در بحران
سلیمانی در پاسخ به این که سختترین بخش بهتصویرکشیدن این فداکاری پنهان برای مخاطب چه بوده است، بیان میکند: این مسیر دشوار از دو وجه قابلبررسی است. یکسو بعد ساختاری تولید است؛ همان دغدغهای که در پرسش پیشین اشاره کردید. بههرحال، اهدای خون در ظاهر کنشی تکرارشونده است و شما بهعنوان کارگردان، پدیدآورنده و نویسنده اثر، همواره این دغدغه را دارید که مبادا گرفتار تکرار شوید، لحنی شعاری پیدا کنید یا خدایناکرده، نتیجه کار بهگونهای معکوس رقم بخورد و حتی یک نفر از این کار پسندیده فاصله بگیرد.
او با گفتن این که در سوی دیگر، با بعد عمیق دراماتیک و انسانی ماجرا روبهرو هستیم ادامه میدهد: آن لحظاتی که دوربین سراغ کودکان مبتلا به تالاسمی میرود یا با خانوادههایی که عزیزانشان را در مسیر درمان ازدستدادهاند گفتوگو میکنید، سنگینی آن حزن و اندوه در جان گروه مینشیند. اما اوج زیبایی و آرامش درست در همین لحظات شکوفا میشود؛ چراکه میبینید آنان از بارقه امید و وجه مثبت ماجرا سخن میگویند و تأکید دارند که با رسیدن این بستههای خون و فرآوردهها، وضعیت جسمی و روحیشان دگرگون شده و حال بهتری پیدا کردهاند.
او به کودکی در استان سیستانوبلوچستان اشاره میکند که با همان صمیمیت و زبان پاک کودکانهاش گفت من از آن اهداکننده بینامونشانی که هیچگاه او را نمیشناسم، اما نشان ستاره قهرمانی بر سینهاش نشسته تشکر میکنم، چراکه یاری او سبب شد زنده بمانم و بتوانم یک روز بیشتر نفس بکشم. شنیدن چنین زمزمههایی بیاختیار اشک بر دیدگان هر انسانی جاری میکند؛ لکن این جاریشدن اشک نه از سر ضعف، بلکه زاییده احساس غرور و شرف است.
سلیمانی باور دارد ساخت این اثر میزان امیدواری به زندگی را در او و یکایک عواملی پروژه به اوج رسانده و ایمان جمعیشان را به جوهره نوعدوستی و همبستگی مردم صدچندان کرده است.
او با اشاره به جلوههای باشکوه همدلی اقشار مختلف در روزهای سخت کشور خاطرنشان میکند: مردم ما در صحنههای سرنوشتساز دست به اقداماتی میزنند که در هیچ معادله مادی نمیگنجد. در برهههای حساس دفاعی اخیر و بهویژه در کوران آن نبرد تحمیلی ۳۹روزه، در پایگاهها و شعب مختلف سازمان انتقال خون چه صفها و حماسههایی از حضور ایثارگرانه مردم برای تأمین ذخایر خونی شکل گرفت تا ذخایر حیاتی آسیب نبیند. نکته شگفتانگیز اینجاست که ما پیش از شروع جنگ ۳۹روزه، در شرایط عادی و بازه آرامش صرفا برای سه روز ذخیره خون در مخازن داشتیم؛ اما برعکس تمام نقاط دنیا که در هنگامههای جنگ و بلایا اقلام حیاتی دچار بحران و کمبود شدید میشود، هجوم بیسابقه مردم برای بخشیدن خون بهقدری اوج گرفت که حجم ذخایر حیاتی کشور به رقم خیرهکننده ۹ روز افزایش یافت؛ آماری تاریخی که رئیس سازمان انتقال خون با افتخار و غرور ملی از آن پرده برداشت.
به اعتقاد وی، ثبت چنین رویدادهایی روح آدمی را تازه میکند و با خود میگویی شکر که من هم سهم ناچیزی در این میدان دارم و میتوانم این جلوههای زیبای ایستادگی را برای مردم تصویر کنم تا روحیه و حال عمومی جامعه ارتقا یابد.
تهیهکننده و کارگردان شریان اصلی در پایان در پاسخ به میزان و نحوه بازخوردهای دریافتی از سوی مخاطبان و نهادها میگوید: به لطف الهی بازخوردهای حاصله فوقالعاده و دلگرمکننده بوده است. شاید باور کردنش دشوار باشد که در شریان اصلی، نزدیک به ۹۵درصد بازخوردها کاملا سرشار از انرژی مثبت، امیدآفرینی، محبت و قدردانی خالصانه است. آن ۵ درصد پیامها نیز به طرح کاستیها یا کمبودهای نقطهای در مراکز اهدا اختصاص دارد؛ نکاتی که ما بلافاصله آنها را بدون واسطه به اطلاع مدیران ارشد سازمان انتقال خون میرسانیم و خوشبختانه، آنان نیز با پیگیری دقیق، این موانع را در کوتاهترین زمان برطرف کردهاند.
وی در ادامه تأکید میکند: این بازخوردهای پرمهر چنان روحیه ما را دگرگون کرد که اکنون در حال مدرنسازی این روایتها در قالب یک مجموعه هستیم تا کتابی جامع از خاطرات، همدلیها و ابعاد همراهی بینظیر مردم با این مستند به چاپ برسانیم. تمامی پیامکهای ارسالی، فایلهای صوتی ضبطشده و تعاملات گرمی که در شهرهای مختلف با چشم خود دیدهایم در حال تبدیلشدن به متن هستند.