چند روز پیش در جوار مرقد منور رضوی توفیق یافتم در جمع همکاران فرهیخته خودم اساتید دانشگاه فرهنگیان مشهد حضور پیدا کنم و به اتفاق، در قلمرو مشترک رفاه و سلامت اجتماعی و نظام تعلیم و تربیت هماندیشی کنیم.
سال گذشته هم با ریاست دانشگاه فرهنگیان کشور تفاهمنامه همکاری امضا کردیم؛ این دو بهانهای شد تا دوباره و باتوجه به مسؤلیتم در سازمان بهزیستی و نیز عضویتم در هیات علمی این دانشگاه، مرور مجدد بر قلمرو مشترک همکاری این دو نهاد مهم داشته باشم و آنها را در قالب یادداشت پیش رو، تقدیم کنم.
آموزش و پرورش و رفاه و سلامت اجتماعی دو رکن رکین در تکوین و ارتقای سرمایه اجتماعی و شالوده توسعه پایدار، متوازن و همهجانبه بهشمار میروند.
نقطه تلاقی این دو کهکشان مأموریتی، دقیقاً همان نقطهای است که "معلم" بعنوان معمار هویت و شخصیت نسل آینده، با"جامعه"به مثابه بستری سرشار از فرصتها، تنوع نیازها، رنجها و چالشهای زیستی پیوند میخورد.
سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، غایت نظام تعلیم و تربیت رسمی را تکوین و تعالی هویت مربیان در افق حیات طیبه و دستیابی به تربیت تمامساحتی قرار داده است؛ تربیتی متوازن و جامع که هرگز محصور در ساحت علمی و فناورانه نمانده، بلکه ساحتهای زیستی و بدنی، اخلاقی و عبادی، زیباییشناختی و هنری و بویژه ساحت اجتماعی و سیاسی را در کانون توجه مینشاند.
پرسش بنیادین این است: آیا معلم میتواند ساحت اجتماعی، دردمندی و حس مسئولیت شناسی را در جان دانشآموز بارور سازد؟ بیتردید پاسخ منفی است، مگر آنکه خود در دوران دانشجویی، مهارتآموزی و آمادگی حرفهای را در بطن واقعیتهای اجتماعی زیسته باشد و دردها، رنجها، نیازها و ظرفیتهای پنهان اقشار کم برخوردار، معلولان و گروههای در معرض آسیب را از نزدیک لمس کرده باشد.
افزون بر این، در منظومه فکری سند تحول بنیادین، مدرسه کانون تحولات فرهنگی و اجتماعی محله تعریف شده است؛ افقی راهبردی که تحقق آن مستلزم دگرگونی در روابط سنتی نهاد تعلیم با محیط پیرامون و عینیت بخشی به نظریه مدرسه جامعهای و جامعه مدرسهای و پیوند مدرسه محلهای و محله مدرسهای است.
در این پارادایم، دیوارهای مدرسه فرو میریزد؛ مدرسه پیشران گرهگشایی از مسائل زیستبوم محلی میشود و محله نیز به کلاس درسی زنده و پویا تبدیل می شود. همافزایی راهبردی سازمان بهزیستی کشور و دانشگاه فرهنگیان، مهمترین گام عملیاتی برای تحقق عینی این آموزه بلند سند تحول است.
دانشگاه فرهنگیان بعنوان کانون ثقل تربیت معلمان آینده و سازمان بهزیستی کشور بعنوان بزرگترین نهاد متولی سلامت اجتماعی، رفاه توانمندساز و حمایت از گروههای هدف، میتوانند در قالب یک همافزایی همهجانبه، افقهای نوینی را در ۹ قلمرو تحولآفرین به شرح زیر رقم بزنند:
1- نظریه یادگیری خدمتمحور، شبکه داوطلبان و الگوی نوین بانک زمان. در ادبیات جهانی آموزش عالی، الگوی یادگیری خدمت محور پیوندی ارگانیک و دوسویه میان یادگیری آکادمیک و خدمترسانی داوطلبانه به جامعه برقرار میکند. دانشگاه فرهنگیان با ایجاد «شبکه داوطلبان خدمت» میتواند بستری ساختارمند فراهم کند تا دانشجویان و اساتید در حوزههای حمایتی، آموزشی، مشاورهای و توانبخشی مددجویان بهزیستی مشارکت نمایند؛ از جبران افت تحصیلی و هدایت تحصیلی فرزندان خانههای شبانهروزی (شبهخانواده) تا توانمندسازی مهارتی زنان سرپرست خانوار.
در این میان، استقرار سازوکار نوآورانه بانک زمان یک ضرورت زیرساختی است. بر پایه این مدل،ساعتهای خدمات داوطلبانه معلمان و دانشجومعلمان در سامانههای رسمی ثبت میشود؛ خدماتی که علاوه بر تولید سرمایه اجتماعی و افزایش منزلت اخلاقی حرفه معلمی، در قالب امتیازات معتبر در رتبهبندی معلمان، ارتقای علمی اساتید و شناسنامه فرهنگی دانشجویان لحاظ خواهد شد. این جریان، حس عدالت و بازتولید خیر همگانی را در وجدان عمومی جامعه نهادینه میکند.
۲ پیوند نسلی"طرح سلام"و اقتصاد نقرهای در مواجهه با سالمندی. جامعه ایران با شتابی فزاینده به سوی هرم جمعیتی سالمندی گام برمیدارد. طرح سلام با هدف بازآفرینی کرامت، تکریم جایگاه و بهرهگیری از توانمندیهای سالمندان طراحی شده است. اساتید و دانشجومعلمان میتوانند با حضور مداوم و هدفمند در مراکز روزانه و شبانهروزی سالمندان، علاوه بر انتقال تجربه زیسته و ارتقای بهداشت روان این عزیزان، درک عمیقی از مفهوم اقتصاد نقرهای و مقتضیات سالمندی فعال به دست آورند. همنشینی معلمان فردا با این گنجینههای خرد و تجربه، شکاف عمیق بین نسلی را ترمیم میکند و فرهنگ مهرورزی و مراقبت را در بافت مدارس آینده بارور میسازد.
3- مراکز"مهر و گفتوگو"، کانونهای پویایی، مهارت آموزی و غلبه بر تنهایی سالمندان.
در دل کلان پروژه"طرح سلام" ابتکار جریان ساز تأسیس "مراکز مهر و گفتوگو" قرار دارد که تاکنون در ۸۴۰ مرکز بهزیستی در سراسر کشور راهاندازی و فعال شده است. این مراکز، پاتوقهایی سرشار از صمیمیت و نشاط برای گذران بهینه اوقات فراغت سالمندان، پر کردن خلأ تنهایی، شکلگیری تعاملات گرم اجتماعی و تبادل تجارب و مهارتهای زیسته میان خودِ سالمندان است. در این کانونها، آموزش سبک زندگی سالم، سلامت روان و ارتقای تابآوری دوران سالمندی جریان دارد. حضور مشتاقانه اساتید و دانشجو معلمان در این ۸۴۰مرکز مهر و گفتوگو، یک پیوند بین نسلی بیبدیل خلق میکند.
دانشجو معلمان با ورود به این محافل، نه تنها مهارتهای گفتوگوی بین نسلی، تکریم شأن سالمند و ظرافتهای روانشناسی تحولی را در بوته تجربه میآموزند، بلکه با برگزاری کارگاههای مهارتی، سواد سلامت و برنامههای نشاطآور، روح امید و سرزندگی را در جان سالمندان میدمند و از انزوای اجتماعی آنان پیشگیری میکنند.
4- پیشگیری اجتماع محور، کنترل آسیبها و ارتقای سلامت اجتماعی.
راهبرد بنیادین سازمان بهزیستی گذر از مداخلات صرفاً واکنشی به سوی رویکرد پیشگیری اجتماعمدار است. کنترل و کاهش آسیبهای اجتماعی نیازمند آگاهی بخشی عمیق در سطح محلات و خانوادههاست. اساتید و دانشجویان دانشگاه فرهنگیان به سبب مقبولیت و مرجعیت اجتماعی بالایی که دارند، میتوانند بعنوان "پیشگامان سلامت اجتماعی" وارد میدان شوند. تلفیق دانش روانشناختی و تربیتی معلمان با تجارب زیسته کارشناسان بهزیستی، کانونهای محلی، مساجد و مدارس را به دژهایی مستحکم در برابر آسیبهایی نظیر اعتیاد، طلاق، خشونتهای خانگی و افت تحصیلی تبدیل می کند._
5- نهضت مشترک نجات تحصیلی، بازگرداندن دانشآموزان تارک و بازمانده از تحصیل.
یکی از تلخترین مظاهر نابرابری، محرومیت از حق مسلم آموزش است. هم اکنون در سطح کشور بیش از ۱۰۰هزار کودک و نوجوان بازمانده از تحصیل شناسایی شدهاند و آمارهای مددکاری و سامانههای تخصصی بهزیستی حاکی از شناسایی ۲,۸۰۸دانشآموز بازمانده از تحصیل در مدار مستقیم نیازهای حمایتی است. این آمارها زنگ هشداری جدی برای بازتولید چرخه فقر و آسیبهای نو پدید است.
دانشجو معلمان می توانند در قالب تفاهم و پویش مشترک میان دانشگاه فرهنگیان و سازمان بهزیستی، به عنوان سفیران بازگشت به آموزش، فرآیند شناسایی خانهبهخانه، آموزش جبرانی، مشاورههای انگیزشی و پیوندهای حمایتی-معیشتی این کودکان را با همکاری مددکاران بهزیستی بر عهده بگیرند و این فرزندان مستعد را به آغوش سپهر تعلیم و تربیت بازگردانند.
6- خانههای خلاقیت، بوتکمپهای محلهمحور و نهضت تبدیل ایده به پدیده.
تربیت مهارت محور نیازمند فضاهایی نو برای یادگیری کار گروهی، حل مسئله و تمرین تابآوری است.
توسعه خانههای خلاقیت و برپایی "بوتکمپهای مهارتی محله محور" با هدایت اساتید و دانشجومعلمان در مناطق کم برخوردار، فرصتی درخشان برای شناسایی استعدادهای سرکوب شده نوجوانان و جوانان است. در این اردوگاههای هم افزا، نوجوانان مهارت تفکر انتقادی، کار تیمی و تبدیل مسئلههای زیست بوم خود به راهحلهای عملیاتی را میآموزند.
در این چرخه نوآورانه، "ایدهها" به "پدیدهها" و محصولات ملموس فرهنگی، مهارتی، کارآفرینانه و خیریه تبدیل شده و امید اجتماعی را در محلات احیا میکنند.
7- آموزش فراگیر، دسترسپذیری مدارس، و نهضت زبان اشاره و خط بریل.
تحقق حقیقی عدالت آموزشی در گرو گذر کامل از رویکرد تفکیک محور به سوی "آموزش فراگیر" است؛ رویکردی که در آن همه کودکان دارای معلولیت حق دارند در نزدیکترین مدرسه به خانه خود و در کنار همسالان عادی درس بخوانند. این امر دو ضرورت گریز ناپذیر را پیش روی ما میگذارد: اول، دسترس پذیری و مناسبسازی کالبدی مدارس.
مشارکت فعال ستاد مناسبسازی کشور با دانشگاه فرهنگیان جهت ارزیابی، استاندارد سازی و دسترسپذیر ساختن محیطهای آموزشی برای دانشآموزان با آسیبهای جسمی-حرکتی، حسی و عصبی. و دوم، نهضت ترویج زبان اشاره و خط بریل. دانشجو معلمان باید در برنامه درسی خود با زبان ارتباطی دانشآموزان با آسیب بینایی و شنوایی آشنا شوند. نهادینه سازی نهضت آموزش خط بریل و زبان اشاره در پردیسهای فرهنگیان، موانع ادراکی را فرو ریخته و بسترساز گفتوگوی برابر در مدارس میشود.
۸- بازتعریف کارورزی بعنوان آزمایشگاه بالینی زیستبوم تعلیم و تربیت. محیط کارورزی معلمان آینده نباید تنها به حصار امن و شبیهسازی شده کلاسهای عادی محدود شود. سازمان بهزیستی کشور با دارا بودن شبکهای فراگیر از مراکز تخصصی توانبخشی، خانههای نگهداری شبانه روزی فرزندان، مراکز حرفهآموزی توانخواهان و مراکز مداخله در بحرانهای اجتماعی (اورژانس اجتماعی ۱۲۳)، آماده است تا این فضاها را بعنوان _"آزمایشگاه بالینی آسیبشناسی تربیتی و یادگیری اجتماعی"_ به روی دانشجو معلمان بگشاید.
معلمی که ریشههای افت تحصیلی، ناهنجاری رفتاری و انزوای کودک را در بستر آسیبهای خانوادگی و زیستی تجربه کرده باشد، فردا در جایگاه معلمی، تسهیلگری حاذق، دیدهبانی دلسوز و پناهگاهی امن برای دانشآموزان خواهد بود._
9- تسهیلگری در اعطای مجوزها، اشتغال اجتماعی و محصولات خیریه دانشبنیان. سازمان بهزیستی کشور آمادگی کامل دارد تا با بازنگری در دستورالعملها، مسیر صدور مجوزهای تخصصی و موافقتهای اصولی را برای اساتید، نخبگان و تشکلهای دانشگاه فرهنگیان هموار کند. تأسیس مراکز خدمات بهزیستی محله محور (مراکز مثبت زندگی)، مراکز جامع مشاوره و سلامت روان، مراکز آموزشی - توانبخشی روزانه و کانونهای فرهنگی، فراغتی و استعدادیابی، میتواند پیشران کارآفرینی اجتماعی و توسعه مشاغل ارزش آفرین باشد.
در کنار آن، تولید محصولات خیریه، نرم افزارهای توانبخشی شناختی و بازیهای درمانی توسط هستههای علمی دانشگاه، چهرهای نو از خیریه مولد و اقتصاد دانشبنیان اجتماعی را به نمایش خواهد گذاشت.
پیوند میان سازمان بهزیستی کشور و دانشگاه فرهنگیان، صرفاً یک همپوشانی سازمانی نیست؛ بلکه یک میثاق راهبردی برای بازتعریف رسالت معلمی در تراز سند تحول بنیادین آموزش و پرورش است.
وقتی دانشگاه فرهنگیان معلمان را با روحیه داوطلبی، درک عمیق از پیوند نسلی در مراکز مهر و گفتوگو، تسلط بر زبان اشاره و خط بریل و حضور میدانی در محلات برای بازگرداندن بازماندگان از تحصیل تربیت کند، ما به همان الگوی تمدنساز "مدرسه جامعهای و جامعه مدرسهای"دست یافتهایم. معلمی که طعم تنهایی سالمند را چشیده و برای رفع آن کوشیده باشد، دستگیر بازماندگان از تحصیل باشد، زبان دستهای ناشنوا و سرانگشتان نابینا را بفهمد و محله را به کانون خلاقیت و امید تبدیل کند، معمار واقعی جامعهای تابآور، عادلانه و اخلاقمدار است. درهای بهزیستی بر روی معلمان آینده گشوده است تا با یاری یکدیگر، عدالت اجتماعی و تعلیم و تربیت تمامساحتی را در ایران اسلامی عینیت بدهیم.
اعتراض متفاوت نسل زد در فرانسه؛
متخصصان در گفتوگو با جامجم از پیشگیری تا درمانهای نوین نابینایی میگویند
استاندار مرکزی در گفتوگو با جام جم آنلاین عنوان کرد
گفتوگوی جامجم با رئیس کمیسیون امور داخلی کشور و شوراهای مجلس
علیرضا اکبرپور در گفتوگو با «جامجم»:
سعید نعیمآبادی، مدافع سابق پرسپولیس در گفتوگو با «جامجم»: