وحدت اسلامی‌؛ از مجادله احسن تا صیانت از حبل‌الله

جواد ابوالقاسمی
براساس دستورات دینی، برخورد و مواجهه فکری با دیگر گروه‌های رقیب باید بر‌پایه ترکیبی از مدارا، حسن معاشرت و جدال احسن باشد اما پرسش بنیادین این است که مراد از «دیگر گروه‌های رقیب» چیست؟ آیا مقصود گروه‌هایی است که درون امت اسلامی جای دارند و با وجود اختلاف در برخی مبانی، هدف کلی آنان با ما یکی است؟ یا جریان‌هایی که با وجود ادعای اسلام، خارج از این دایره‌اند و جهت‌گیری و هدفی متفاوت دارند؟
کد خبر: ۱۵۶۹۷۶۷
نویسنده حجت‌الاسلام دکتر جواد ابوالقاسمی - استاد حوزه و دانشگاه
روشن است که اگر کسی یا گروهی خارج از دایره امت باشد و جهت‌گیری کلی او در تقابل با حبل‌الله قرار گیرد، نمی‌توان با او همان مناسبات را داشت. اینجاست که باید میان وحدت اسلامی و تلقی خاصی از «اسلام رحمانی» یا «اسلام صورتی» تفاوت نهاد. بنابراین، این گزاره که مواجهه فکری با رقبا باید بر پایه مجادله احسن و مدارا باشد، همیشگی و لزوما به‌معنای یکسان‌بودن شرایط در همه موقعیت‌ها نیست. گاهی وضعیت، جنگی است و در میدان جنگ، اقتضائات دیگری حاکم است. در چنین میدانی، گاه باید به طرف مقابل گل داد و گاه به فرمان قرآن از ضرب‌الرقاب سخن گفت‌؛ گاه گل و گاه گلوله. آری، این میدان تعارف‌بردار نیست. 
اما اگر کسی یا گروهی در دایره امت اسلامی قرار دارد و معیار این دایره، محوریت حبل‌الله باشد، تعامل با او باید بر‌پایه مجادله احسن، مدارا و حسن معاشرت باشد. هر گروهی باید ضمن پایبندی به معتقدات خویش، با دیگران با متانت اخلاقی و ادب گفت‌وگو و برخورد کند‌؛ و این بسیار پسندیده است. در چنین وحدتی، احترام به آرا، رعایت ملاحظات عاطفی و مذهبی و معذور‌دانستن دیگران، جایگزین تکفیر، تفسیق، سوءتفاهم، بی‌صبری، اهانت و داوری‌های احساسی و نابه‌جا می‌شود. 
در وحدت مطلوب اسلامی، نه جایی برای تخریب احساسات و نابودی اجباری باورهای مذهبی دیگر گروه‌ها وجود دارد و نه سخن از تذویب و ادغام یک مذهب در مذهب دیگر یا نزدیک‌کردن آنها به‌صورت قهری یا ابزارهایی غیر از گفت‌وگو به‌میان می‌آید. و در عین حال، وحدت به‌معنای آن نیست که هیچ سخنی گفته نشود یا نقد و گفت‌وگوی علمی کنار گذاشته شود‌؛ نه اهانت مطلوب است و نه تعطیل گفت‌وگو. 
چون وحدت مطلوب حاصل‌‌ آید، محترمانه در کنار یکدیگر می‌نشینیم و با دوستی و گفت‌وگوی علمی سخن می‌گوییم. آنچه حق است برای مردم تبیین می‌شود و مردم خود برمی‌گزینند‌؛ دیگران نیز می‌توانند انتخاب نکنند و الزامی در این باره وجود ندارد اما مساله این است که آیا طرف مقابل حاضر است وضعیت را به چنین گفت‌وگویی برساند یا نه‌؛ و اگر نه، انگیزه او از وحدت آشکار می‌شود. 
برای نمونه، قرضاوی درباره وحدت با شیعیان گفته بود نه ما مبلغ بفرستیم و نه آنان اما در عمل، ده‌ها شبکه وهابی به عربی، فارسی و دیگر زبان‌ها شکل گرفت و کتاب‌های ضدشیعی منتشر شد. سپس پس از چند سال اعلام شد که هدف از وحدت آن بوده است که سخن شیعه به مردم نرسد. 
پس باید توجه داشت آنچه به‌نام وحدت مطرح می‌شود، هرچند به‌معنای تذویب و ادغام مذاهب نیست اما مستلزم آن است که مهربانی، متانت و گفت‌وگو امکان تحقق یابد. آیا طرف مقابل حاضر به پذیرش چنین وضعیتی هست یا نه؟
البته ما معتقدیم حتی اگر طرف مقابل حاضر به پذیرش چنین وضعیتی نباشد، باز‌هم وحدت ضرورت دارد‌؛ زیرا گسست اجتماعی نباید پدید آید، چرا‌که نظام از میان می‌رود. اگر در داخل گسست و فتنه ایجاد شود، دشمن ضربه می‌زند و هیچ‌کس باقی نمی‌ماند. پس باید دقت کنیم: وحدت مطلوب وحدتی است که در آن می‌توان حقایق را گفت‌؛ آری، درست است اما اگر این وحدت مطلوب تحقق نیابد چه؟ ما وحدت را براساس ملاک اعلی می‌سنجیم‌؛ و ملاک اعلی همان حفظ نظام هدایت‌گری و حبل‌الله است. این معیار، قرآنی است. بنابراین اگر در جایی حبل‌الله با تلاش برای رفتن به‌سمت گفت‌وگو و امتناع طرف مقابل در معرض نابودی یا ضربه قرار گیرد، چه باید کرد؟ در اینجا طبیعی است که باید مدارا یا عقب‌نشینی کنیم. 
در سیره امیرمؤمنان (ع) نیز چنین است: همسر او، بانوی اول عالم هستی، به شهادت رسید‌؛ نه‌تنها اجازه سخن‌گفتن و دفاع از حق به او داده نشد، بلکه خانواده‌اش تهدید به قتل شدند و در نهایت همسرش به شهادت رسید. با‌این‌همه، امیرمؤمنان (ع) حفظ وحدت را برگزید. چرا؟ زیرا هدف در آنجا حفظ نظام هدایت‌گری امت بود تا امت باقی بماند و در پرتو حفظ این نظام، هدایت شود‌؛ حتی اگر تحقق آن به زمانی درازتر نیاز داشته باشد. 
بنابراین، وحدت اسلامی را نباید تنها به‌معنای سکوت، چشم‌پوشی از حقایق یا ادغام قهری مذاهب در یکدیگر فهم کرد. وحدت مطلوب، وحدتی است که در آن می‌توان با حفظ معتقدات، با ادب و متانت گفت‌وگو کرد، حقایق را بیان کرد و از توهین و تکفیر و تخریب پرهیز نمود‌ اما در سطحی بالاتر، ملاک نهایی، صیانت از حبل‌الله، حفظ نظام هدایت‌گری و جلوگیری از گسست امت است. اگر در شرایطی حفظ این هدف عالی مستلزم مدارا، خویشتن‌داری یا حتی عقب‌نشینی باشد، باید اقتضای آن شرایط را نیز در نظر گرفت. این همان اتفاقی است که در زمان جانشینی حضرت هارون برای حضرت موسی در میان بنی‌اسرائیل رخ داد‌؛ که ایشان نیز مجبور شد که با گوساله‌پرستان وحدت داشته باشد تا نظام اجتماعی موجود از هم نپاشد‌؛ که از‌هم‌پاشیدن این نظام، موجب نابودی پیشوایان هدایت‌گر می‌شد‌ اما وقتی حضرت موسی (ع) بازگشت، چون امکان حفظ نظام با از‌بین‌بردن معاند را داشت؛ چنین کرد و به آنان فرصت نداد‌؛ تا نظام هدایتی سریع‌تر و بهتر کار خود را انجام دهد. 
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها