چای صحنه هم از راه رسید و در فرصت کوتاهی که برای استراحت پیش آمد سراغ داریوش فرهنگ رفتم و از او خواستم از همکاری با عوامل تولید مجموعه تلویزیونی بی گناهان بگوید و او با همه وسواس و دقت نظری که در بیان مطالب داشت ، سعی می کرد با ظرافت ناشی از بار مسوولیت ، بهترین پاسخ را به پرسش های مطرح شده بدهد.
از او خواستم درباره چگونگی حضور در بی گناهان بگوید و فرهنگ در پاسخ به این پرسش گفت: شخصا اهل بازی کردن در هر کاری نیستم و نمی خواهم در حرفه بازیگری دچار تکرار و روزمرگی شوم ، چرا که به نظر من در هر کاری به هر قیمتی بازی کردن فاجعه است ، بنابراین با وسواس بسیار، بازی در تلویزیون یا سینما را می پذیرم و طبعا دلایل مختلفی برای پذیرش نقش هایم دارم. اول این که باید به گروه تولید علاقه مند باشم و ثانیا به داستان نیز اعتقاد داشته باشم و از آنجا که گروه تولید بی گناهان ، گروه خوب و حرفه ای و بسیار حساس و اهل ظرافت هستند، پذیرفتم در این مجموعه در کنار سایر عوامل حضور پیدا کنم.
|
امینی و سه کارگردان - بازیگر
مساله برای من به عنوان کارگردان خیلی جالب و جذاب است که سه کارگردان در یک کار جلوی دوربین بروند و از همه جالب تر این که ابتدا گمان می کردم هدایت یک بازیگر که خود او کارگردان نیز است با پیش ذهنی درخصوص چگونگی کارگردانی یک مجموعه ، بسیار سخت است و به نوعی نگران هم بودم ، اما به دلیل نگاه حرفه ای که این دوستان به کار دارند وقتی جلوی دوربین می روند ذهنیت کارگردانی خود را فراموش می کنند و فقط بازیگر هستند، البته من از آنها خواسته ام هر نکته ای که از نگاه کارگردانی در ذهنشان می گذرد بیان کنند تا به یک ساختار خوب در ساختمان کلی این مجموعه تلویزیونی برسیم |
ضمن این که من در بی گناهان با نویسنده و کارگردانی روبه رو هستم که اشتراک سلیقه بسیاری با یکدیگر داریم و این اشتراک سلیقه موجب شد در طول کار به نکات تازه تری دست پیدا کنیم.
صحبت های این بازیگر به اینجا که رسید نکته ظریفی درخصوص همکاری این بازیگر کارگردان در مقابل دوربین احمد امینی در ذهنم نقش بست ، چرا که به نظر می رسد چگونگی برقراری ارتباط بین بازی و کارگردانی از سوی داریوش فرهنگ کمی سخت باشد. این بازیگر در پاسخ گفت : همان طور که گفتم بین من و احمد امینی و همچنین ساعد شاهسواری به عنوان نویسنده اتفاق نظر و اشتراک سلیقه بسیاری وجود دارد و همه چیز به سمت و سوی یک کار حساس همراه با ظرافت پیش می رود، بنابراین زمانی که در نقش یک کاراکتر ظاهر می شوم صرفا یک بازیگرم و سعی می کنم ذهنیت کارگردان بودن را فراموش کنم.
معمولا وقتی یک بازیگر در نقش کاراکتری ظاهر می شود فقط مسوولیت تمام صحنه هایی که در یک مجموعه حضور دارد را به عهده می گیرد و غالبا هم خبر ندارد که صحنه ها و لحظات دیگر چه بوده است ؛ اما خوشبختانه در این سریال چنین اتفاقی نیفتاد؛ چرا که بی گناهان از معدود کارهایی است که وقتی در صحنه ای حضور ندارم به دلیل شناخت و نزدیکی که با نویسنده و کارگردان دارم احساس مسوولیت می کنم و باید در تمام صحنه ها حضور داشته باشم. بعلاوه در این فیلم نقش بسیار حساس و محوری را بازی می کنم که بار عاطفی و داستانی فیلم تمام و کمال روی این شخصیت متمرکز است و مسوولیت شخص من در بازی در این مجموعه تلویزیونی دو برابر شده است .حضور 3کارگردان در این مجموعه تلویزیونی یکی از مسائلی است که به نظر گروه تهیه و تولید بخصوص فرهنگ و امینی از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
بازیگر نقش جلال در این خصوص گفت: این مساله یکی از اتفاق های نادر و در عین حال جذاب است که برای اولین بار در سینما و تلویزیون افتاده است که باید آن را به فال نیک گرفت و نکته جالب تر این که در جریان کلی مجموعه این که چه بازیگری مطرح تر و چه بازیگری بهتر است مطرح نیست ، بلکه آنچه اهمیت دارد این است که چه کسی برای چه نقشی مناسب تر است.
از این بازیگر خوش ذوق که اصرار عجیبی بر محوری بودن کاراکتر جلال و منحصر به فرد بودن این کاراکتر دارد، درباره ویژگی کاراکتر جلال و موقعیت مجموع کاراکترهای این سریال پرسیدم و او در پاسخ چنین گفت : همه شخصیت های اصلی این مجموعه در دوران میانسالی به سر می برند، یعنی هر یک از این کاراکترها به لحاظ سنی و موقعیت اجتماعی دارای چهره و فیزیکی خاص و در شخصیت پردازی صیقل خورده تر هستند و در این میان جلال یک شخصیت چند لایه است و از جمله کاراکترهایی است که من بسیار دوست دارم ، چراکه به نظر من پرسوناژهای چند لایه پر از عواطف درونی و رنگ آمیزی چند وجهی هستند و خوشبختانه جلال نیز دارای شخصیتی چندوجهی و منحصر به فرد است.
منحصر بودن کاراکتر جلال نکته ای است که فرهنگ بر آن اصرار دارد. به همین دلیل از او خواستم دلایل خود را مبنی بر چنین ادعایی بازگو کند و او گفت : ببینید جلال کاراکتر زخم خورده ای است که این زخم به آسانی درمان نمی شود. در واقع ناگفته های جلال خیلی بیشتر از گفته های اوست و من این ویژگی را بسیار دوست دارم ، چراکه بازیگری را در عمل نمی دانم بلکه در عکس العمل می دانم و جلال هم دارای چنین خصوصیتی است.
به این معنا که این کاراکتر وقایع و اتفاق های بسیاری را از سرگذرانده است و نسبت به هر یک از آنها عکس العمل های متفاوتی دارد. به عقیده من کاراکتر جلال یکی از شخصیت های ماندگار سینما و تلویزیون است و هر کسی نمی تواند از پس آن برآید.
گروه آماده شده بود تا همان صحنه را از نمایی نزدیک تکرار کند و ناگزیر فرهنگ هم باید می رفت ؛ اما نتوانستم از این سوال بگذرم که با وجود همه حساسیت هایی که کاراکتر جلال دارد، اگر قرار بود کارگردان این مجموعه تلویزیونی خود او باشد آیا باز هم خودش جلال را بازی می کرد؛ و این بازیگر با وجود همه عجله ای که برای رفتن داشت لحظه ای تامل کرد و گفت : سوال خوبی است چون بازی کردن این شخصیت هم سخت و هم بسیار حساس است . قطعا خودم بازی نمی کردم ، چراکه تمرکز روی هر دو مقوله بسیار سخت است و وقتی در جایگاه یک کارگردان قرار می گیرم و با چنین شخصیتی روبه رو می شوم درنهایت به این نتیجه می رسم که در عمل نمی توان روی هر دو مقوله بازی و کارگردانی تمرکز کرد و باید متذکر شوم که اگر گروهی غیر از گروه فعلی بود، با وجود میل باطنی از بازی در این مجموعه خودداری می کردم ؛ هر چند دلم می سوخت که چرا این نقش را بازی نکردم و در نهایت امیدوارم به عنوان بازیگر اصلی این مجموعه تلویزیونی در انتقال افکار و اندیشه نویسنده و کارگردان به تماشاگر موفق عمل کنم ، چون هنر بازیگری مانند پل ارتباط بین هنرمند و تماشاگر است و در نهایت آرزو دارم که پایه های این پل سست و لرزان نباشد.
ساعت از 4 بعدازظهر گذشته و کار تصویربرداری گروه هم رو به پایان بود، به همین دلیل در سکوت تصویربرداری پلان گروه تهیه و تولید مجموعه تلویزیونی بی گناهان را رها کردم و باید منتظر ماند تا بی گناهان روی آنتن خودنمایی کند.