پاورقی

جنگ تحمیلی سوم؛ بازآرایی قدرت در غرب آسیا (۱۳)

سیدمحمدرضا آقامیری
جنگ تحمیلی سوم نه تنها در میدان نبرد، بلکه در فضای سیاسی داخلی اسرائیل، نتایج ویرانگری به همراه داشت.
کد خبر: ۱۵۶۹۳۳۰
نویسنده سیدمحمدرضا آقامیری

سخن سوم: اسرائیل در آینه شکست
بحران‌های درونی، فروپاشی اعتبار و سرخوردگی استراتژیک
جنگ تحمیلی سوم نه تنها در میدان نبرد، بلکه در فضای سیاسی داخلی اسرائیل، نتایج ویرانگری به همراه داشت. اگر در گذشته تل‌آویو با تکیه بر حمایت‌های نظامی واشنگتن و بازدارندگی اطلاعاتی خود، احساس امنیت می‌کرد، اکنون در برابر واقعیتی عریان قرار گرفته بود: شکست استراتژیک.

سرابِ امنیت؛ پیامدهای خسارات نظامی
خسارات وارده به زیرساخت‌های اسرائیل در طول درگیری، فراتر از تصور بود. برخلاف ادعاهای پیشین در مورد شکست‌ناپذیری سیستم‌های دفاعی، ضربات دقیق به اهداف استراتژیک، ضربه سنگینی به پیکره اقتصادی و روانی جامعه صهیونیستی وارد کرد . این آسیب‌ها تنها محدود به خسارات مالی نبود، بلکه زیرساخت‌های کلیدی را هدف قرار داد که ترمیم آن‌ها هزینه‌های هنگفتی را به کابینه نتانیاهو تحمیل کرد.

بحران سربازی و شکاف حریدی‌ها
یکی از عمیق‌ترین چالش‌های داخلی که در این دوران به نقطه جوش رسید، بحران اعزام به خدمت جامعه «حریدی» (یهودیان ارتدوکس) بود. ناتوانی ارتش در تأمین نیروهای انسانی کافی در طول جنگ، فشارهای اجتماعی را برای لغو معافیت‌های مذهبی به اوج رساند. این موضوع به یک منازعه سیاسی بدل شد که بیش از پیش، اتحاد شکننده کابینه نتانیاهو را در معرض فروپاشی قرار داد.
سقوطِ اعتبار سیاسی نتانیاهو
شاید دردناک‌ترین بخش این تحولات برای نخست‌وزیر اسرائیل، افول جایگاه او در میان افکار عمومی بود. منتقدان داخلی با استفاده از ادبیات تند، توافق ایران و آمریکا را «فاجعه‌ای تاریخی» خواندند و از نتانیاهو به عنوان شخصی یاد کردند که در مهم‌ترین لحظه، توانایی رهبری و محافظت از امنیت ملی را نداشت. نظرسنجی‌های میدانی با اعدادی خیره‌کننده، از ناباوری جامعه اسرائیل به آینده سیاسی وی خبر می‌دادند؛ وضعیتی که او را به رهبری منزوی در عرصه بین‌المللی و درمانده در عرصه داخلی بدل کرده بود .
این فصل، تصویرِ اسرائیلی را ترسیم می‌کند که در پایانِ این نبرد، نه تنها قدرت بازدارندگی‌اش را در برابر ایران از دست داده، بلکه با فورانِ بحران‌های انباشته‌ی داخلی، در لبه‌ی پرتگاه یک تغییر ساختار سیاسی قرار گرفته است.
در سخن چهارم این یادداشت، به بحث «آمریکا و افول اعتماد؛ هزینه‌هایی که تداوم نداشت» می پردازیم
در این بخش، به بررسی ابعاد تضعیف قدرت جهانی ایالات متحده می‌پردازیم؛ جایی که هزینه‌های جنگ، نه تنها ذخایر نظامی، بلکه اعتبار استراتژیک واشنگتن را نیز در سطح بین‌المللی به چالش کشید.

سخن چهارم: 

آمریکا؛ هزینه‌های سنگین و افول اعتماد
سربه‌سر شدن محاسبات نظامی و فرسایش نفوذ جهانی
 اگر برای اسرائیل این جنگ یک شکست در بازدارندگی بود، برای ایالات متحده، یک آزمونِ پرهزینه و تنش‌زا بود که نشان داد هزینه‌ی حفظ هژمونی در یک نظم در حال تغییر، بسیار فراتر از توان اقتصادی و سیاسی واشنگتن است.

فرسایش ذخایر و هزینه‌های اقتصادی بی‌بازگشت
در طول درگیری‌های ناشی از جنگ تحمیلی سوم، ایالات متحده با واقعیتِ تلخی روبرو شد: ذخایر نظامی و تسلیحاتی این کشور نه مانند گذشته، بی‌کران و آماده‌ی اعزام فوری بود، بلکه به شدت فرسوده شده بود. هزینه‌های عظیم عملیاتی، از تامین لجستیک تا بازسازی تجهیزات آسیب‌دیده، فشار مضاعفی بر بودجه‌ی فدرال وارد کرد. این فشار اقتصادی در زمانی که جامعه آمریکا با چالش‌های تورم و بدهی‌های سنگین دست‌وپنجه نرم می‌کرد، واکنش‌های تند و نارضایتی‌های گسترده‌ای را در میان افکار عمومی برانگیخت .

بحران اعتبار و «خروج از ریسک» متحدان
یکی از پیامدهای بنیادین این جنگ، تغییر در نگرش متحدان سنتی آمریکا بود. مشاهده‌ی ناتوانی یا عدم تمایل واشنگتن به مدیریت بحران بدون آسیب‌پذیری شدید، باعث شد که بسیاری از بازیگران منطقه‌ای و جهانی، استراتژی خود را از «اتکای مطلق به آمریکا» به سمت «خروج از ریسک» تغییر دهند.
متحدانی که پیش‌تر آمریکا را ضامن امنیت خود می‌دیدند، اکنون با مشاهده‌ی تناقض‌های رفتاری واشنگتن (مانند مواضع متناقض ترامپ در قبال توافق با ایران) و کاهش توان بازدارندگی آن، به دنبال یافتن معادلات امنیتی مستقل یا چندجانبه بودند.

شکاف داخلی و فرسایش اقتدار ملی
در داخل خاک آمریکا نیز، جنگ به جای آنکه عاملی برای اتحاد باشد، به شکاف‌های موجود دامن زد. نارضایتی عمومی از هزینه‌های هنگفت نظامی در مقابل نیازهای داخلی، و بحث‌های داغ در کنگره پیرامون ضرورت مداخله در خاورمیانه، نشان‌دهنده یک جامعه‌ی سیاسیِ دوپاره بود. این عدم ثبات داخلی، پیام درستی به جهان ارسال کرد: اقتدار ملی آمریکا دیگر آن انسجام و قاطعیت سابق را در مواجهه با بحران‌های فرامرزی ندارد.
این بخش نشان می‌دهد که چگونه «جنگ تحمیلی سوم» به نقطه‌ی عطفی برای پایان دورانِ اقتدارِ تک‌قطبی تبدیل شد؛ دورانی که در آن آمریکا دیگر نه تنها قادر به مدیریت هزینه‌ها نبود، بلکه اعتبار خود را نیز در مسیر دفاع از منافعِ گاه متناقض، از دست داد.
با اتمام این بخش (سخن چهارم)، به یکی از مهیج‌ترین و تاثیرگذارترین بخش‌های کتاب نزدیک می‌شویم. 
در سخن پنجم به بحث شهادت قائد شهید امّت، تشییع و بازنمایی قدرت ملی، می پردازیم که به بررسی جنبه‌های روحی، اجتماعی و نمادین پیروزی ایران می‌پردازد
در این بخش، از تحلیل معادلات سیاسی و اقتصادی فراتر رفته و به قلب تپنده مقاومت و نماد اصلی پیروزی ملی می‌پردازیم؛ جایی که قدرت، نه در سلاح، بلکه در وحدت و اراده‌ی جمعی تجلی می‌یابد.

سخن پنجم:

شهادت قائد شهید امّت، تشییع و بازنمایی قدرت ملی
از سوگِ قهرمان تا شکوهِ مقاومت
 در میانه‌ی دود و آتشِ جنگ‌های پشت‌سرهم، رویدادی رخ داد که معنای این نبرد را برای میلیون‌ها نفر بازتعریف کرد. شهادت «امام شهید» (شخصیتی که نماد مقاومت و ایستادگی بود) نه تنها به عنوان یک فقدان، بلکه به عنوان یک محرک قدرتمند برای وحدت ملی و بازنمایی قدرت ایران در عرصه جهانی عمل کرد.

newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها