پاورقی

جنگ تحمیلی سوم؛ بازآرایی قدرت در غرب آسیا (۹)

سیدمحمدرضا آقامیری
جنگ‌ها تنها به پیروزی یا شکست نظامی محدود نمی‌شوند. بسیاری از جنگ‌های بزرگ تاریخ، آغازگر تحولات عمیق در ساختار قدرت جهانی بوده‌اند.
کد خبر: ۱۵۶۸۷۶۰
نویسنده سیدمحمدرضا آقامیری
بخش چهارم
پیامد‌های راهبردی جنگ در نظام بین‌الملل

آیا موازنه قدرت در غرب آسیا تغییر کرد؟
پیش درآمد
جنگ‌ها تنها به پیروزی یا شکست نظامی محدود نمی‌شوند. بسیاری از جنگ‌های بزرگ تاریخ، آغازگر تحولات عمیق در ساختار قدرت جهانی بوده‌اند. جنگ جهانی اول به فروپاشی امپراتوری‌های سنتی انجامید، جنگ جهانی دوم نظام دو قطبی را پدید آورد و جنگ سرد نیز با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، نظم بین‌المللی جدیدی را رقم زد.
در چنین چارچوبی، تحلیل پیامد‌های جنگ تحمیلی سوم علیه جمهوری اسلامی ایران نیز نباید صرفاً بر عملیات نظامی متمرکز باشد؛ بلکه باید آثار آن بر موازنه قدرت، امنیت منطقه‌ای، اتحاد‌های سیاسی و رفتار بازیگران بین‌المللی نیز مورد توجه قرار گیرد.
مجموعه اسناد و گزارش‌های گردآوری‌شده نشان می‌دهد که بسیاری از تحلیلگران، این جنگ را فراتر از یک درگیری محدود ارزیابی کرده و آن را آزمونی برای نظم امنیتی غرب آسیا دانسته‌اند.

گفتار نخست
بازدارندگی؛ مهم‌ترین مفهوم جنگ
یکی از مفاهیمی که در تحلیل‌های سیاسی و نظامی پس از جنگ، بیش از هر موضوع دیگری مورد توجه قرار گرفته، «بازدارندگی» است.
بازدارندگی در علوم راهبردی به معنای ایجاد شرایطی است که طرف مقابل، هزینه اقدام نظامی را بیش از منافع احتمالی آن ارزیابی کند. بنابراین، موفقیت بازدارندگی تنها با پیروزی در میدان نبرد سنجیده نمی‌شود، بلکه در میزان تغییر محاسبات راهبردی طرف مقابل نیز نمود می‌یابد.
در گزارش‌های گردآوری‌شده، بار‌ها به موضوع هزینه‌های جنگ، توان پاسخ‌گویی ایران، نگرانی از گسترش درگیری و دشواری ادامه عملیات اشاره شده است. این محور‌ها نشان می‌دهد که مفهوم بازدارندگی در بسیاری از تحلیل‌ها جایگاه محوری داشته است.
البته، برای اثبات اینکه بازدارندگی به چه میزان تقویت یا تضعیف شده، باید اسناد رسمی، دکترین‌های نظامی و سیاست‌های دفاعی بازیگران پس از جنگ نیز بررسی شود؛ موضوعی که فراتر از نقل‌قول‌های رسانه‌ای است.
 
گفتار دوم
جایگاه ایران در معادلات منطقه‌ای
ایران، به دلیل موقعیت جغرافیایی، جمعیت، توان نظامی، منابع انرژی و نفوذ سیاسی، یکی از بازیگران اصلی غرب آسیاست. ازاین‌رو، هر تحول امنیتی مرتبط با ایران، بر تصمیمات دیگر کشور‌های منطقه نیز اثر می‌گذارد.
در اسناد گردآوری‌شده، برخی تحلیلگران معتقدند که جنگ موجب افزایش توجه دولت‌های منطقه به نقش ایران در معادلات امنیتی شده است، در حالی که برخی دیگر بر استمرار رقابت‌های ژئوپلیتیکی و ضرورت گفت‌و‌گو برای کاهش تنش‌ها تأکید کرده‌اند.
از منظر پژوهش‌های روابط بین‌الملل، نتیجه‌گیری قطعی درباره تغییر جایگاه منطقه‌ای یک کشور، مستلزم بررسی تحولات چند سال پس از جنگ است؛ زیرا بسیاری از آثار راهبردی در بلندمدت آشکار می‌شوند.

گفتار سوم
آینده ائتلاف‌های منطقه‌ای
جنگ‌ها معمولاً موجب بازنگری دولت‌ها در سیاست‌های امنیتی و ائتلاف‌های خود می‌شوند. در مجموعه حاضر نیز گزارش‌هایی وجود دارد که از احتمال تغییر در مناسبات برخی دولت‌های منطقه، افزایش رایزنی‌های امنیتی و تلاش برای جلوگیری از گسترش بحران سخن می‌گویند.
با این حال، باید میان «پیش‌بینی» و «واقعیت تحقق‌یافته» تفاوت قائل شد. بسیاری از تحلیل‌های منتشرشده در زمان جنگ، بر پایه سناریو‌های احتمالی تدوین شده‌اند و لزوماً به وقوع نپیوسته‌اند. از این رو، در پژوهش حاضر، این‌گونه مطالب به عنوان «تحلیل هم‌زمان با رویداد» بررسی می‌شوند، نه به عنوان واقعیت‌های قطعی.

گفتار چهارم
دیپلماسی پس از جنگ
یکی از نکات مشترک در بسیاری از گزارش‌ها، تأکید بر نقش دیپلماسی در جلوگیری از گسترش بحران است. برخی تحلیلگران بر این باور بودند که ادامه جنگ می‌تواند پیامد‌های غیرقابل پیش‌بینی برای منطقه و اقتصاد جهانی داشته باشد؛ ازاین‌رو، مذاکره و مدیریت بحران را ضروری می‌دانستند.
تجربه تاریخی نیز نشان می‌دهد که بسیاری از جنگ‌ها، سرانجام با ترکیبی از قدرت نظامی، فشار‌های سیاسی و مذاکرات دیپلماتیک به پایان رسیده‌اند. بنابراین، بررسی روند‌های دیپلماتیک پس از جنگ، بخشی جدایی‌ناپذیر از مطالعه پیامد‌های آن است.

جمع‌بندی بخش چهارم
مطالعه گزارش‌ها و تحلیل‌های موجود نشان می‌دهد که جنگ، افزون بر آثار نظامی، مباحثی، چون بازدارندگی، جایگاه منطقه‌ای ایران، آینده ائتلاف‌های امنیتی و نقش دیپلماسی را نیز در کانون توجه قرار داده است.
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها