ونیز در تسخیر فلسطین
فیلم «مراقب» به‌دلیل ضعف‌های مفرط ساختاری، حتی برای بخش اصلی جشنواره هم پذیرفته نشد 

ونیز در تسخیر فلسطین

دردومین سالگرد شهادت سید حسن نصرالله، مهدی مطهر از ناگفته‌های مستند «آن شب» و ساخت مستندی درباره رهبر شهید می‌گوید

ناگفته‌هایی از کشف پیکر شهید نصرالله

در دومین سالگرد شهادت سیدحسن نصرالله، مهدی مطهر از ناگفته‌های مستند «آن شب»، چالش‌های تولید، کشف پیکر شهید و ساخت مستندی درباره رهبر شهید می‌گوید.
امروز سالگرد شهادت شهید سیدحسن نصرالله، دبیرکل سابق حزب‌الله لبنان است؛ شخصیتی کاریزماتیک که دشمنانش در طی سال‌ها، با وجود دشمنی سرسختانه، نتوانستند زبان به تحسین وی نگشایند. کسی مثل گادی ایزنکوت، رئیس پیشین ستاد ارتش رژیم صهیونیستی، در سال ۲۰۱۷ او را شخصیتی مورد تحسین در لبنان خطاب کرده بود. اما چرخ گردون چرخید تا رسید به آن شب که اتفاق افتاد. حالا در دومین سالگرد شهادت سیدحسن نصرالله، با مهدی مطهر، کارگردان مستند «آن شب»، درباره کشف پیکر شهید و ناگفته‌هایی درباره این رخداد گفت‌و‌گو کرده‌ایم.
کد خبر: ۱۵۶۸۴۴۹
نویسنده امیرحسین حیدری / جام جم آنلاین

به عنوان نخستین سؤال، درباره ایده اولیه ساخت مستند «آن شب» توضیح بدهید. این مستند طبیعتاً برای تولید به منابع و اطلاعات خاصی نیاز داشته است. ایده اولیه از کجا شکل گرفت؟

ما در اتفاقات مختلف، موضع‌گیری‌های مختلف داریم. برخی بلافاصله ترجیح می‌دهند کار رسانه‌ای را در قالب ریپورتاژ و گزارش خبری انجام دهند که اصطلاحاً واکنش سریع است، ولی جنس بعضی از مستندسازان این‌گونه است که با طمأنینه به یک موضوع می‌پردازند و سعی می‌کنند واکنش خود را به تأخیر بیندازند. ما پیش از این مستندی هم درباره شهید حاج قاسم سلیمانی ساخته بودیم به نام «۷۲ ساعت» که حدود یک سال بعد از شهادت ایشان منتشر شد. این به آن معنا نیست که ما تولید این مستند را یک سال بعد از شهادت حاج قاسم شروع کردیم؛ بلکه بلافاصله بعد از شهادت، «۷۲ ساعت» شروع شد، ولی برای اینکه تمام جوانب این رویداد دیده شود و مسئله طبقه‌بندی‌ها مرتفع شود، امکان انتشار آن یک سال و نیم تا دو سال بعد فراهم شد.

درباره دبیرکل شهید حزب‌الله لبنان هم همین روند طی شد. در آن ایام خیلی از دوستان در لبنان و بیروت بودند و سعی می‌کردند واکنش رسانه‌ای داشته باشند که محصولات بسیار خوبی هم تولید شد. اما من در ایام تشییع و تدفین شهید موقعیتی فراهم شد که شخصاً در بیروت حضور پیدا کنم. در چنین شرایطی مطمئناً یک سری از جوانب این رخداد روشن شده بود، اما در عین حال یک سری از جوانب نیز هنوز مغفول مانده بود که طبقه‌بندی امنیتی داشتند و نمی‌شد به آنها ورود کرد؛ بنابراین با کسب اطلاع از اینکه چه کسانی در بطن این حادثه بودند و با جمع‌آوری گزارش‌های رسانه‌ای، به جمع‌بندی رسیدم که الان در مقابل دیدگان شماست.

 

 

مستند قرار است از تلویزیون هم پخش شود. آیا زمان پخش آن مشخص شده است؟

دوستان در مرکز سیمرغ صداوسیما زحمت کشیدند و هماهنگی‌های مربوط به سفر را انجام دادند، و هزینه‌های مربوط به پست‌پروداکشن و نیمی دیگر از هزینه‌های تولید این مستند را بخش بین‌الملل سازمان اوج پرداخت کرد. این دو مجموعه با یکدیگر در این پروژه سرمایه‌گذاری کردند. در جشنواره سینماحقیقت، این مستند از آن دست آثاری بود که با استقبال خوبی مواجه شد و در جشنواره عمار هم توانست موفقیت‌هایی کسب کند؛ بنابراین فرصت بود که ماه‌ها قبل این مستند منتشر شود، اما تصمیم بر این شد که در ایام سالگرد شهادت سیدحسن نصرالله پخش شود.

 

 

درباره بخش بین‌الملل مستند چه برنامه‌ای دارید؟ آیا قرار است «آن شب» در کشور‌های دیگر هم اکران یا نمایش داده شود؟

با توجه به اینکه افرادی که در مستند حضور دارند به‌صورت ساختاری با حزب‌الله لبنان همکاری نمی‌کنند، و ما به‌جز افرادی مثل آتش‌نشان‌ها و بچه‌هایی که پیکر را پیدا کردند، با بقیه که مصاحبه کرده‌ایم دوستانمان در ایران هستند؛ عکاسان، مستندسازان و خبرنگاران ایرانی که از قضا در همان ایام در بیروت بودند. در واقع این مستند تلفیقی از کسانی است که در میدان حضور داشتند و گزارش خبری تهیه می‌کردند و کسانی که عملیات نجات را انجام می‌دادند. اما به نظر من، مثل بقیه آثاری که درباره این موضوع تولید شده، این مستند ظرفیت پخش بین‌المللی را دارد. باید از بچه‌های المیادین تشکر کنم که لطف داشتند و خیلی از آثار ما را پخش کرده‌اند. ان‌شاءالله این مستند به جایگاهی برسد که قابلیت پخش بین‌المللی داشته باشد؛ این موضوع در یکی دو روز آینده مشخص می‌شود.

 

 

 

شما برای ساخت این مستند با افراد مختلفی درباره ساعت‌های پایانی و چگونگی کشف پیکر شهید گفت‌و‌گو کرده‌اید. مهم‌ترین چالش شما در جمع‌آوری این اطلاعات چه بود؟

این سختی همچنان در جمع‌آوری اطلاعات درباره این حادثه ادامه دارد و ما با استفاده از یک سری خلاقیت‌ها توانستیم برخی از خلأ‌های پیش‌آمده، مثل دسترسی به تصاویر، را جبران کنیم. مثلاً حتی آدم‌های فرهنگی ایرانی که توفیقی برایشان حاصل شده بود و به مقتل شهید سیدحسن نصرالله رفته بودند، وقتی از آنها پیگیری می‌کردیم که آن فضا چطور بود، جوابی که می‌دادند این بود که «من به لحاظ امنیتی نمی‌توانم پاسخی بدهم.» می‌خواهم بگویم حتی بچه‌هایی که رفته بودند، به خاطر بحث‌های طبقه‌بندی‌شده، امکان انتقال اطلاعات را نداشتند.

در حالی که در تولید مستند «۷۲ ساعت» دست من خیلی بازتر بود و دسترسی‌های بیشتری به لوکیشن و جا‌های مختلفی که به شهادت حاج قاسم مرتبط بود داشتم. البته در پروژه «۷۲ ساعت» ما دو سال درگیر پژوهش و جمع‌آوری محتوا بودیم، اما در این پروژه کمتر از ۶ تا ۷ ماه فرصت داشتیم. به هر حال این نکته را می‌خواهم بگویم که شاید اگر الان سراغ این پروژه رفته بودم، اطلاعات بیشتری در دسترس بود و برخی از اطلاعات از طبقه‌بندی خارج شده بود؛ ولی با بضاعت آن موقع ما و محدودیت‌هایی که داشتیم، و با توجه به اینکه تولید با تشییع پیکر شهید همزمان شده بود و آدم‌های کمی بودند که بتوانند به ما کمک کنند، به نظرم حداکثر تلاشم را برای این مستند انجام دادم.

 

 

درباره سبک روایی مستند هم توضیح بدهید. آیا با یک روایت مستقیم مواجه هستیم یا ترکیبی از شیوه‌های مختلف را به کار برده‌اید؟

من در آثارم با کارشناسان گفت‌و‌گو نمی‌کنم و آدم‌های مستند من شاهدان عینی حادثه هستند؛ هر کسی شاهد بخشی از روایتی است که در مستند ارائه می‌کنم. مثلاً یک نفر عکاسی بوده که در حادثه حضور داشته، یا خبرنگاری بوده که خبر دست اول را گزارش داده، یا حتی آن گوینده خبر معروف که اولین نفری بود که خبر شهادت سید را اعلام کرد؛ اینها کسانی هستند که در مستند حضور دارند. طبیعتاً مستند «آن شب» از دو بخش تشکیل شده است: بخش اول مصاحبه با این دوستان است که عرض کردم، و بخش دوم شامل تصاویر و فیلم‌های آرشیوی از حادثه، تشییع پیکر و اتفاقات بعدی است که در دسترس بود. در عین حال در فضای رئال، با هوش مصنوعی نیز بازسازی‌هایی انجام دادیم تا مخاطب بتواند حس نزدیک‌تری به ماجرا داشته باشد.

 

 

موضوع مستند از نظر احساسی بار سنگینی دارد. یکی از دشواری‌های مستندسازی درباره چنین اتفاقاتی، حفظ تعادل میان روایت واقعیت و بار احساسی آن است. شما این توازن را چگونه برقرار کردید؟

همیشه واقعیتی در بیرون وجود دارد و روایتی است که من مستندساز آن را روایت می‌کنم؛ اینکه روایت من مستندساز چقدر اصالت دارد را باید مخاطب قضاوت کند. من سعی نکردم چیزی غیر از آنچه شاهدان عینی گفته‌اند به کار اضافه کنم. فقط یک چیز را در نظر گرفتم: بعضی از مخاطبان ما به خاطر اینکه شخصیت سید برای آنها جذاب است و سید را خیلی دوست دارند، پرسش‌هایی دارند؛ سعی کردم برخی از این پرسش‌ها را در مستند در نظر بگیرم و برای آنها جوابی داشته باشم. مثلاً اینکه ساختار بنایی که سید این چند سال در آن بوده چه شکلی بوده، یا پیکر سید در ایامی که شهید شده بودند تا زمانی که پیکر ایشان تشییع و دفن شود در کجا قرار داشته. به عبارت دیگر، در این مستند سعی کردم علاوه بر صحبت درباره این رویداد، به سؤالاتی که در ذهن مخاطبان شکل گرفته پاسخ دهم.

 

 

بنابراین می‌توان گفت مستند تلاش می‌کند بخشی از ناگفته‌های این ماجرا را با مخاطب در میان بگذارد؟

ناگفته‌ها از این جنس هستند که اساساً چه شد که حزب‌الله وارد جنگ شد، جنگ چطور پیش رفت، عملیات پیجر چگونه شکل گرفت و نهایتاً به تشییع سید می‌رسیم. اینها موضوعاتی هستند که سعی کردیم در قالب این مستند به آنها پاسخ دهیم.

 

 

در دو سال اخیر کشور درگیر جنگ‌های مختلفی بوده که موقعیت‌هایی مشابه با شهادت شهید سیدحسن نصرالله ایجاد کرده است. آیا خودتان علاقه دارید درباره شهدای شاخص ایرانی نیز مستندی بسازید؟ آیا چنین پروژه‌ای در دست دارید؟

عین همین مستند را درباره رهبر شهید در دست تولید دارم. با آدم‌هایی که در روز‌های منتهی به شهادت ایشان در کنارشان بودند در حال مصاحبه هستم. وقتی این مصاحبه‌ها تکمیل شود، درباره اینکه فیلم چه شکلی به خود بگیرد تصمیم‌گیری می‌کنم. ولی تا به اینجا شش تا هفت مصاحبه خوب داشته‌ایم، با کسانی که در روز شهادت آقا با مجموعه بیت در تعامل بودند. اما اینکه فیلم شبیه مستند «۷۲ ساعت» می‌شود، یا نزدیک به مستند «آن شب»، یا شکل دیگری به خود می‌گیرد، هنوز معلوم نیست، چون در میانه تولید این مستند هستم.

newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها