کاهش نرخ فرزندآوری و افزایش تردید زوجهای جوان نسبت به پذیرش این مسئولیت، صرفا یک مسأله آماری نیست، بلکه پدیدهای چندلایه با ریشههای فرهنگی، اقتصادی، روانی و اجتماعی است. در چنین فضایی، کارکرد رسانه تنها انتقال پیامهای توصیهای یا هشدارهای کلی نیست؛ بلکه باید بتواند مسأله را به زبان تجربههای واقعی ترجمه کند، احساسات و نگرانیهای مخاطب را جدی بگیرد و امکان گفتوگوی اجتماعی درباره فرزندآوری را فراهم سازد. بر همین مبنا، تولیداتی در تلویزیون شکل گرفتهاند که بهجای تبلیغ مستقیم، بر روایت، همذاتپنداری و مواجهه با واقعیت تکیه دارند. در میان این تولیدات، سه نمونه برجسته یعنی کلینیک رویا، رویای ریحانه و رئالیتیشوی بهنینی نشان میدهند که چگونه میتوان موضوع جمعیت را از مسیر روایت انسانی و قالبهای نوین رسانهای به زبان عمومی نزدیک کرد.
رئالیتیشوی «بهنینی» که از تولیدات شبکه مستند است، تلاشی آشکار برای پاسخدادن به مطالبههای مکرر درباره ضرورت توجه راهبردی به مسأله جمعیت محسوب میشود، اما نقطه تمایز آن در انتخاب زبان بیان است. سیدمجتبی موسوی، تهیهکننده برنامه، ایدهمحوری بهنینی را ناشی از این تشخیص میداند که در حوزه فرزندآوری، کمبود اصلی نه حرف تازه، که تجربه تازه است؛ تجربهای که مخاطب را درگیر کند و امکان تصمیمگیری را از سطح شعار به سطح مواجهه واقعی منتقل سازد. بر همین اساس، برنامه با ایده تمرین فرزندآوری طراحی شد؛ یعنی قراردادن زوجهایی که نسبت به فرزندآوری مرددند در موقعیتهای شبیهسازیشدهای که فشار روانی، مسئولیتپذیری و تصمیمسازی را به آنان تحمیل میکند، بیآنکه در همان لحظه وارد مسئولیت واقعی والدگری شوند.
بهنینی که سال گذشته روی آنتن رفت بهجای نصیحتکردن، بر مواجهه تأکید داشت و چالشهایی مانند اعلام بارداری به خانواده، خرید سیسمونی، انتخاب نام، مدیریت فشارهای شغلی، مشاوره، و موقعیتهای متنوع دوران بارداری را بازآفرینی کرد تا بیننده در کنار زوجها، مسیر تصمیمسازی را لمس کند.
تولد به مثابه یک تجربه اجتماعی
در کنار رئالیتیشوی بهنینی که تمرکز آن بر تجربهسازی و قراردادن زوجها در موقعیتهای تصمیم است، سریال «رویای ریحانه» و برنامه «کلینیک رویا» مسیر مکملی را طی میکنند؛ مسیری که از روایتگری انسانی و نمایش فضای زایشگاه برای تقویت پیوند عاطفی مخاطب با مفهوم تولد بهره میگیرد. مجموعه رویای ریحانه به تهیهکنندگی احمد نوجوان، یکی از نخستین مجموعههای تخصصی تلویزیون با محوریت فرزندآوری بهشمار میآید که بر مبنای سیاستهای کلی جمعیتی طراحی شده است.
انتخاب زایشگاه بهعنوان بستر اصلی روایت، به این مجموعه امکان داده تا پنجره جمعیتی و دغدغه افزایش تولد را از سطح یک مفهوم انتزاعی به سطح موقعیتهای انسانی تبدیل کند. نوجوان بر صادقانهبودن روایت تأکید و ساختار سریال را بر سوژههای واقعی و ملموس بنا کرده است. در این سریال علاوه بر خط داستانی، در هر قسمت یک سوژه مستقل نیز گنجانده شده تا پیوند میان روایت نمایشی و تجربه اجتماعی حفظ شود. همچنین اشاره به لایههای اقتصادی در زیرمتن سریال، بدون تبدیلشدن به شعار سیاسی یا گزارش اجتماعی، کمک میکند مخاطب احساس کند نگرانیهای واقعی او دیده شده است، حتی اگر بار اصلی اثر بر فرهنگسازی و تغییر نگرش متمرکز باشد.
کلینیک رویا نیز در همین امتداد، با روایتهای انسانی و نزدیکشدن به لحظه تولد، تلاش میکند نگاه مخاطب را به فرزندآوری از زاویه اضطراب، امید، تصمیم و مسئولیت بازسازی نماید. اهمیت ایندست تولیدات در آن است که تولد را بهمثابه یک تجربه اجتماعی و خانوادگی تصویر میکنند، نه صرفا یک رخداد پزشکی یا مسألهای خصوصی. این نوع بازنمایی، بهطور غیرمستقیم میتواند از شدت ترسها و فاصله ذهنی مخاطب با موضوع فرزندآوری بکاهد، زیرا مواجهه با روایتهای واقعی، سازوکار همذاتپنداری را فعال میکند و مخاطب خود را در موقعیت خانوادهها و زوجها میبیند.
مجموعه این سه تجربه نشان میدهد که مسیر اثرگذاری رسانه در موضوع جمعیت، بیش از آنکه با تبلیغ مستقیم یا پیامهای کلیشهای ممکن باشد، با تغییر زبان بیان و طراحی فرمهای جذاب و درگیرکننده محقق میشود. بهنینی با طرح ایده تمرین فرزندآوری، مخاطب را در موقعیت تصمیمسازی قرار میدهد. رویای ریحانه با روایتی صادقانه در فضای زایشگاه، پیوندی عاطفی و اجتماعی با پدیده تولد برقرار میکند. کلینیک رویا نیز با برجستهسازی تجربههای انسانی، امید را بهجای تصاویر سرد و بیارتباط با زندگی مینشاند.
درنهایت، این تولیدات نشان میدهند که اگر قرار باشد جامعه نسبت به آینده جمعیتی خود حساستر شود، باید مسأله فرزندآوری از سطح شعار به تجربه و از سطح توصیه به همدلی سوق پیدا کند؛ مسیری که رسانه با روایت درست و قالب مناسب میتواند آن را هموار سازد.
نقش تبلیغات غیرمستقیم بر فرزندآوری
تبلیغ غیرمستقیم فرزندآوری در رسانه از آن جهت اهمیت دارد که تصمیم به داشتن فرزند، یک انتخاب شخصی، عاطفی و چندبعدی است و معمولا با پیامهای مستقیم و دستوری تغییر نمیکند. مخاطب امروز نسبت به پیامهای آشکار تبلیغی حساس است و در برابر توصیههای صریح، مقاومت روانی نشان میدهد. در مقابل، روایتهای غیرمستقیم که از دل داستان، تجربههای واقعی و موقعیتهای ملموس شکل میگیرند، امکان همذاتپنداری و پذیرش بیشتری ایجاد میکنند.
در شیوه غیرمستقیم، بهجای آنکه رسانه از مخاطب بخواهد فرزندآوری را انتخاب کند، تصویری واقعی، انسانی و متوازن از زندگی خانوادگی ارائه میدهد. نمایش لحظات عاطفی تولد، رابطه والد و کودک، همبستگی خانواده، و حتی دشواریهای مسیر، به مخاطب اجازه میدهد خود به جمعبندی برسد. این نوع اقناع، پایدارتر و عمیقتر از رویکرد دستوری است، زیرا بر تجربه و احساس تکیه دارد نه بر توصیه.
همچنین تبلیغ غیرمستقیم کمک میکند مسأله فرزندآوری از فضای شعار خارج و به یک موضوع گفتوگومحور در جامعه تبدیل شود. وقتی در قالب سریال، مستند یا رئالیتیشو به نگرانیهای اقتصادی، تردیدهای زوجها و چالشهای تربیتی پرداخته میشود، مخاطب احساس میکند واقعیت زندگی او دیده شده است. این حس دیدهشدن، پیششرط هرگونه تغییر نگرش است.
از سوی دیگر، تبلیغ غیرمستقیم مانع دوقطبیشدن فضا میشود. پیامهای مستقیم ممکن است گروهی را همراه و گروهی را منتقد یا معترض کند، اما روایتهای انسانی و چندوجهی امکان گفتوگوی آرامتر و پذیرش تدریجیتر را فراهم میآورند. در نتیجه، رسانه میتواند بدون ایجاد فشار یا احساس اجبار، نگرش مثبتتری نسبت به خانواده و فرزند در ذهن مخاطب شکل دهد.
درمجموع، اهمیت تبلیغ غیرمستقیم در آن است که بهجای دستوردادن، الهام میکند؛ بهجای اقناع سطحی، تجربه میسازد؛ و بهجای شعار، تصویر ملموس از زندگی ارائه میدهد. چنین رویکردی برای موضوع حساسی مانند فرزندآوری، که به آینده فرد و جامعه گره خورده است، اثربخشی بیشتری خواهد داشت.
در این میان برخی کارشناسان عقیده دارند هرچند تمرکز رسانهملی بر تشویق بر ازدواج و فرزندآوری است، اما در برخی موارد خلاف این موضوع به نظر میرسد. در بسیاری از موارد خانوادههای کمجمعیت در فیلمها و سریالها و آگهیهای بازرگانی با زندگی لاکچری و خانههای بزرگ و زندگیهای پرزرقوبرق بهعنوان یک الگوی ایدهآل خانواده امروزی و خانوادههای پرجمعیت بهطور معمول ناموفق و با مشکلات اجتماعی بسیار بهعنوان نمونهای از خانوادهها فقیر به تصویر کشیده میشوند. به نظر میرسد توجه همهجانبه رسانهملی بهعنوان رسانهای فراگیر میتواند سنگبنای استوارتری را در مسیر جوانی جمعیت بنا سازد.