در ادامه تلاش کردیم فارغ از سوگیری نسبت به موفقیت اثر، نگاهی به برخی ویژگیهای سریال داشته باشیم که آن را نسبت به غالب مجموعههای نمایشی سیما متمایز کرده است. سریال در سکانس آغازین، ما را به دهه ۷۰ میبرد. نخستین سکانس بهخوبی حالوهوای اثر را نمایندگی میکند و به مخاطبان اعلان میدارد قرار است با قصهای همراه شوند که جنسشوخیهایش نسبت به بیشتر کمدیهای تلویزیونی متفاوت است و سنگ بنا را بر این گذاشته که واقعیت را پیچیده در یک فانتزی رقیقشده تماشایی کند. شاید بهتر باشد بگوییم با فضایی خیالانگیز برهههایی از گذشته و حال را روایت میکند و در این مرورهای تاریخی هم قصه را جلو میبرد و هم حسابی نوستالژیباز است. نوستالژیگرایی در این مجموعه با برجستهکردن همزمانی وقایع مهم زندگی شخصیتها با اتفاقات خاطرهانگیز کشور در دهههای پیشین برجسته میشود. نمونه بارزش، بازی بهیادماندنی ایران مقابل استرالیا است که تیم فوتبال کشورمان را به جام جهانی رساند و در قسمت اول این مجموعه همزمان با بهدنیاآمدن شخصیت اصلی قصه و آغاز راه موفقیت او، شروعی شیرین و پرمعنا را رقم زد.
مرزبانی از لبخند
باید اذعان داشت که کلینیک رویا برای طراحی این فضای جدید در قاب سیما ریسک را به جان خریده است و تاوان این نوگرایی را هم میدهد، کمدیای که قرار نیست شوخیها را به خندههای قاهقاه برساند و بیشتر ترجیح میدهد مخاطبانش را به تماشای قصهای از دیروز و امروز وادارد و در لحظاتی لبخند به لبشان بیاورد. این اثر تا امروز توانسته مخاطبانی را با خود همراه کند و از سوی دیگر بینندگانی هم هستند که نتوانستند چندان با حالوهوای جدید این قصه و شوخیهای موقعیت و کلامی آن ارتباط برقرار کنند.
شخصیتهای کمدی بسیاری را در آثار سیما بهخاطر داریم که بانوان ایفاگر آنها بودند و خوش درخشیدند و هنوز هم در خاطره جمعی مخاطبان تلویزیون به یادگار ماندهاند اما کمتر بهخاطر داریم که یک زن، ایفاگر شخصیت اصلی یک مجموعه نمایشی با سویههای کمدی باشد و بار اصلی قصه را بهدوش بکشد. در کلینیک رویا، نیلوفر رجاییفر، بازیگر نقش «رویا مرزبان»، شخصیتی است که قصه با روایت او آغاز میشود و ادامه مییابد. هر چند قصه این سریال روایتگر روزگار چند شخصیت در محدوه کیلنیک و خارج از آن است و هنرپیشگان زن و مرد در این میان سهم نسبتا یکسانی دارند، ولی در این میان بیشتر ماجراها حول محور شخصیت رویا میگذرد که در عین موفقیت و تحصیل تخصص در رشته پزشکی، همچنان سادگیهای خودش را دارد و از سر همین سادگیها مدام به دردسر میافتد. تا جایی که از شمایل یک قهرمان بینقص فاصله میگیرد و تصویری تازه از مشقات مسئولیتهای اجتماعی و حرفهای یک رزیدنت ارائه میدهد که شاید تا امروز کمتر به آن پرداخته شده است.
ترکیب تجربه و جوانگرایی
اگر نگاهی به مجموع بازیگران حاضر در سریال کلینیک رویا بیندازیم، جمعی از چهرههای جوان و کمتر دیده شده را کنار بازیگران شناختهشده، مطرح یا گزیدهکاران میبینیم. نمونهاش انتخاب معصومه کریمی برای ایفای نقش «ماهرخ»، مادر خانواده مرزبان است که بسیاری هنوز او را بهخاطر بازی در نقش «سارا» در نخستین فصل از مجموعه نمایشی «زیر آسمان شهر» بهخاطر دارند. این بازیگر گزیدهکار مدتها بود چنین نقش پررنگی در سریالهای سیما نداشت و حالا با کلینیک رویا، دوباره دیده میشود. انتخاب نیلوفر رجاییفر برای نقش اصلی هم انتخاب متفاوت دیگری است. این بازیگر جوان با وجود حضور در آثار مختلف بیشتر با نقش «الیزابت» در یکی از فصول سریال «پایتخت» نزد بینندگان شناخته میشود و همین سابقه حکشده در ذهن مخاطبان، گزینش او برای یک نقش کمدی را جالب توجه میکند. این ترکیب را کیومرث مرادی در جایگاه انتخاب بازیگر چیده است که پیشتر هم همکاری موفق او را با سجاد مهرگان (کارگردان سریال) در مجموعه «آقای قاضی» شاهد بودیم.
شیوه روایت غیرخطی کلینیک رویا از دیگر ویژگیهایی است که این سریال را تا حدی متمایز میکند و روند تاریخی ارتقای یک مجموعه درمانی را از مرحله مطب تا درمانگاه، زایشگاه و بیمارستان در حدود پنج دهه به تصویر میکشد. روایت درهمتنیده گذشته و حال در عین ترویج نسبتا مستتر فرزندآوری در این قصه، باعث شده اثری دیده شود که بیشعار و با دید و زبانی متمایز به یک موضوع مهم و از دغدغههای اصلی کشور که همان جوانی جمعیت است، میپردازد.
کلینیک رویا، چه باب سلیقهتان باشد و چه نه، یک ویژگی قابل تحسین در استفاده از گویشها و لهجههای متنوع حاضر در ایران دارد. شخصیتهای قصه، همه از پایتخت نیستند. این درام کمدی با نگاهی به تحولات چند دههای، فضایی را نمایش میدهد که زندگی شخصیتها در آن با تغییرات اجتماعی و پیشرفتهای علمی گره میخورد و تجربهای متفاوت را شکل میدهد.