«پویش پرچم» شبکه ورزش سیما را باید از همین جنس رویدادها دانست؛ رویدادی که در آن پرچم ایران، دستبهدست بین قهرمانان ورزشی میچرخد تا نهفقط یک حرکت نمادین، بلکه یک «آیین رسانهای» تازه در تاریخ تلویزیون ایران باشد. در ادامه تلاش کردهایم با نگاهی تحلیلی و با اشاره به نمونههای تاریخی و هویتی حمل پرچم در فرهنگ ایرانی، ابعاد این پویش را بررسی کنیم.
کهنالگویی در پوشش رسانهای
«دستبهدستشدن پرچم» در فرهنگ ایرانیان پیشینهای بسیار قدیمیتر از آن داردکه فقط یک حرکت تبلیغاتی تازه بهحساب بیاید. در اسطورههای ملی ایران، مهمترین و نمادینترین پرچم، «درفش کاویان» است که ریشه در یک حماسه ملی دارد: کاوه آهنگر، برای اعتراض به ستمهای ضحاک، پیشبند چرمی خود را روی یک نیزه کرد و آن را بالا برد تا ایرانیان را به قیام دعوت کند. همان پیشبند ساده، به نمادی از استقلالخواهی، مقاومت و اتحاد ملی تبدیل و بعدها با جواهرات و رنگهای ارغوانی و سرخ تزیین و به «درفش کاویان» معروف شد.پویش پرچم شبکه ورزش را میتوان بازسازی رسانهای همین نماد اسطورهای دانست. آنچه در اسطورهها بهشکل «دست کاوه آهنگر» پرچم را به اهتزاز درمیآورد و «دستبهدست شدن» آن میان ایرانیان نشاندهنده همبستگی ملی بود، امروز در قاب تلویزیون، دست قهرمانان ورزشی این نقش را بازی میکند. تفاوت در بستر رویداد است اما پیام نمادین یکی مانده است: پرچم در دست پهلوانان (چه اسطورهای و چه ورزشی) بهعنوان رمز اتحاد و پیروزی بر دشمنان (چه ضحاک افسانهای و چه آمریکا و اسرائیل) عمل میکند.
چیستی و چگونگی پویش از منظر رسانهای
ازنظر مطالعات رسانهای، هر «پویش» موفقی به سه چیز نیاز دارد: نماد، آیین و مخاطب. در پویش پرچم، نماد همان پرچم جمهوری اسلامی ایران است. آیین، ارتباط زنده تلویزیونی از میدان ونک تهران است که در آن پرچم «بهصورت شبانهروزی ومیانبرنامهای»دردست قهرمانان ومدالآوران رشتههای مختلفجابهجا میشود؛و مخاطب،جامعه ورزشدوست ایران است که این تصاویر را از ساعت ۱۰صبح تا ۱۲شب هر روز دنبال میکنند. اما چیزی که این پویش را از پویشهای صرفا تشریفاتی جدا میکند، رویکرد تحلیلی و گفتوگومحور آن است. برخلاف بسیاری از رویدادهای نمادین که فقط در سطح تصویر میمانند، این پویش فرصتی فراهم میکند تا قهرمانان ورزشی، فراتر از نقش نمادین خود، به سخنگویان «حس جمعی» ملی تبدیل شوند. این گفتوگوها از غرور نمایندگی ایران در میادین بینالمللی گرفته تا دلتنگیها و امیدهای مشترک را روایت میکنند و به این ترتیب، پویش را ازیک«میان برنامه» ساده به یک «برنامه هویتساز» تبدیل میکنند.
زنجیره افتخار؛ از فوتبال تا کشتی
پویش پرچم از ۷ اردیبهشت با حضور میرشاد ماجدی و هیات فوتبال استان تهران شروع شد و بعد از آن به ترتیب به خانوادههای تکواندو، هندبال و کشتی رسید. این ترتیب، معنای روشنی دارد: در «زنجیره افتخار» ملی، هیچ رشتهای بر دیگری برتری ندارد؛ یک فوتبالیست، یک تکواندوکار و یک کشتیگیر همه در برابر پرچم برابرند. این همان راز موفقیت نماد پرچم در طول تاریخ است: پرچم متعلق به یک قشر یا صنف خاص نیست، بلکه متعلق به «همه ایرانیان» است.
در مرور روزهای گذشته پویش پرچم، تصاویر تماشایی بسیاری رقم خورده که هرکدام روایتگر بخشی از این همبستگی ملی است. یکی از برجستهترین این تصاویر، لحظهای بود که قهرمانان هندبال و کشتی در کنار یکدیگر ایستادند و پرچم ایران را بالا بردند. در نگاه اول، چیدمان این ورزشکاران از دو رشته متفاوت، پیامی فراتر از رقابتهای فنی داشت؛ انگار تفاوت تخصص و میدان رقابت، هیچکدام نمیتواند کوچکترین خدشهای به حس تعلق مشترک آنان به این آبوخاک وارد کند. این صحنه، بیاختیار یادآور همان ایرانیان حامل درفش کاویانی است که در منابع تاریخی نه بهعنوان نماد یک سلسله یا گروه خاص، بلکه بهعنوان «بیرق ایرانشهر» توصیف شده است؛ نمادی که فراتر از مرزهای قومی و طبقاتی، همه را زیر یک پرچم جمع میکند.
تحلیلی از منظر جامعهشناسی رسانه
در منابع رسانهای، نعمتالله فاضلی، مردمشناس برجسته در تحلیل پدیدههایی مثل پویش پرچم به مفهوم «ملتبودگی ایرانیان» اشاره میکند. به باور او، در موقعیتهای بحرانی، ملتها برای مواجهه خلاقانه با چالشها بهسراغ منابع فرهنگی و نمادین خود میروند. پرچم در چنین شرایطی از یک «تکهپارچه» ساده به «تاروپودی از تاریخ، عواطف و ارزشها» تبدیل میشود. از این منظر، پویش پرچم شبکه ورزش واکنشی هوشمندانه از سوی رسانهملی به نیاز درونی جامعه ایرانی برای بازبینی مؤلفههای هویتی است. اینکه این پویش در بستر ورزش شکل گرفته هم تصادفی نیست؛ زیرا ورزش همیشه ظرفیت بینظیری برای ساختن حماسههای ملی و تقویت همبستگی اجتماعی داشته است. قهرمانان ورزشی در میادین بینالمللی، نخستین و گاه تنها «سفرای هویتی» ایران در برابر جهانیان هستند. پیوند نماد پرچم با این قهرمانان، اوج ظرفیتسازی فرهنگی در ترسیم «افق روشن هویت ملی» است.
آیین «اهتزاز پرچم» در رقابتهای جهانی
جالب است که «اهتزاز پرچم» بهعنوان یک آیین جهانی در رویدادهای بزرگ ورزشی هم جاافتاده است. در بازیهای المپیک، شهردار شهر میزبان، پرچم المپیک را به رئیس کمیته بینالمللی المپیک میدهد و او هم آن را به شهردار شهر میزبان بعدی میسپارد. این آیین که برای اولینبار در المپیک ۱۹۶۴ توکیو اجرا شد، نمادی از تداوم میراث المپیک و پیوند نسلها و ملتهاست. شباهت «پویش پرچم» به این آیین جهانی، تصادفی نیست. هر دو رویداد بر «دستبهدستشدن» پرچم بهعنوان نمادی از وحدت و استمرار تاکید دارند. ممکن است تفاوت این دو آیین در انتخاب حاملان پرچم باشد. در المپیک، پرچم میان مقامات جابهجا میشود اما در پویش شبکه ورزش، این خود قهرمانان هستند که حاملان اصلی پرچماند. این تفاوت، معنای عمیقی دارد: قهرمانان ملی، نمایندگان واقعی مردماند، نه مقامات تشریفاتی.
تبدیل پویش به گفتمانی ملی
لازم است پویش پرچم را آغاز یک مسیر بدانیم. افق پیش روی این حرکت رسانهای، گسترش آن از قاب تلویزیون به عرصه واقعی جامعه است؛ جایی که هر ایرانی، در هر جایگاهی که هست، بتواند تصویر خود را در کنار این نماد ملی ثبت کند و روایت خود را از «ایرانیبودن» بهتصویر بکشد. این افق، یادآور همان رؤیای دیرینه است؛ پرچمی که روزگاری در دست یک آهنگر (بهعنوان نماد مردم عادی) علیه ستم برافراشته شد و قرنها بعد، در دست یک وزنهبردار، یک کشتیگیر یا یک دونده، همچنان رمز سربلندی، استقلال و اتحاد ملی باقی میماند. امیدواریم رسانهملی بتواند این پویش را از یک رویداد زودگذر تلویزیونی به گفتمانی پایدار در عرصه عمومی تبدیل کند؛ پویشی که نقش اصلی خود را در ترسیم «افق روشن هویت ملی» بهدرستی ایفا کرده است.
همانطور که گفته شد، در نگاه اول، پویشی که شبکه ورزش راهاندازی کرده، فقط یک «میان برنامه» تلویزیونی ساده بهنظر میرسد اما در تحلیل رسانهای، این پویش رویدادی عمیقا نمادین و هویتبخش است که ریشه در نماد اسطورهای و فرهنگی ایرانیان دارد؛ از درفش کاویان گرفته تا آیینهای تحویل پرچم در رقابتهای جهانی. این پویش با استفاده از رویکرد تحلیلی و گفتوگومحور، قهرمانان ورزشی را به سخنگویان حس جمعی ملی تبدیل میکند و به این ترتیب فاصله میان نماد (پرچم) و معنا (هویت ایرانی) را پر میکند. همین حالا هم میتوان امیدوار بود که تداوم و گسترش این حرکت به دیگر عرصههای اجتماعی، ایران را به الگویی موفق برای بازتعریف رسانهای هویت ملی در جهان امروز تبدیل کند.