به گزارش جام جم آنلاین، بابک خواجهپاشا، کارگردان سینما و تئاتر، در گفتوگو با برنامه «گلستانه» رادیو فرهنگ با تأکید بر ضرورت بازگشت سینمای ایران به ریشههای فرهنگی و مردمی خود گفت: هنرمند شدن شما این نیست که بخواهید شباهتی به هنر در غرب پیدا کنید؛ شما زمانی هنرمند میشوید که بهشدت ایرانی باشید. هنر شما زمانی بینالمللی میشود که بهشدت ملی باشید.
خواجهپاشا همچنین با اشاره به فاجعه تلخ مربوط به کودکان در میناب با تأثر گفت: من الان توانایی صحبت درباره فاجعه میناب را ندارم، چه برسد به تولید اثر. ما سالها اگر سوگوار این بچههای میناب باشیم کم است. ما نازترین کودکانمان را از دست دادیم.
او در این گفتوگو با اشاره به تجربههای شخصی خود از کودکی در فضای روستایی و طبیعت، توضیح داد: همین پیشینه در شکلگیری نگاه هنریاش نقش مهمی داشته است. خواجهپاشا گفت: من در فضایی بزرگ شدم که با طبیعت و زمین و کشاورزی عجین بود. پدر و پدربزرگم کشاورز بودند و این فضا روی نگاه من به زندگی و سینما تأثیر گذاشته است.
کارگردان فیلم «در آغوش درخت» با بیان اینکه سینمای ایران باید به «سینمای زندگی» بازگردد، افزود: سینمای زندگی یعنی ما وقتی داریم زندگی میکنیم ممکن است جایی هم زخم و ناامیدی و مشکل باشد، اما زندگی فقط آن نیست. امید، معرفت و انسانیت هم در آن هست. سینمای ایران، سینمای معرفت و شناخت و انسانیت است.
او در ادامه با انتقاد از برخی جریانهای سینمایی دهه ۹۰ گفت: ما در دهه ۹۰ گرایش پیدا کردیم به سینمایی که اروپا سالها از آن فاصله گرفته بود و برایشان تمام شده بود، اما ما تازه شروع کردیم. این نوع نگاه، ضد الگوی فرهنگی حرکت میکرد.
خواجهپاشا با اشاره به نمونههایی از سینمای موفق ایران در جهان بیان کرد: وقتی درباره سینمای ایران در دنیا صحبت میشود، آثاری مثل «خانه دوست کجاست» یا «بچههای آسمان» مثال زده میشود؛ فیلمهایی که حال مردم را خوب میکند و از دل فرهنگ ایرانی بیرون آمدهاند.
این کارگردان همچنین درباره بازنمایی طبقات اجتماعی در سینما گفت: گاهی در سینما وقتی میخواهند درباره اعتیاد حرف بزنند، فقط پایینشهر را نشان میدهند؛ در حالی که اتفاقاً هرچه مهر و وفا هست پایین شهر است. بچههای کشتی آنجا هستند، مادرهای خوب ما آنجا هستند. اگر میخواهید فلاکت ناشی از اعتیاد را نشان بدهید، بروید بالا شهر؛ اشرافیتگرایی و مصرفگرایی هم میتواند منجر به اعتیاد شود، نه فقط فقر.
او در بخش دیگری از این گفتوگو به تجربههای هنری خود در حوزه تئاتر اشاره کرد و گفت: جهان بیش از هر چیز به دنبال دیدن هنرهای اصیل ایرانی است.
خواجهپاشا گفت:برای جهان، تعزیه ما یک فرم منحصربهفرد است. ما باید این فرمها و آیینهای نمایشی را در سینما و تئاتر بهروز کنیم و از ظرفیتهای فرهنگی خودمان استفاده کنیم.
خواجهپاشا که فیلم «در آغوش درخت» او در جشنوارههای بینالمللی متعددی حضور داشته، درباره دلیل موفقیت آثار ایرانی در جهان نیز گفت: دلیل دیده شدن این آثار بومی بودن آنهاست. وقتی فرهنگ و فولکلور یک سرزمین در اثر هنری حضور داشته باشد، مخاطب جهانی هم با آن ارتباط برقرار میکند.
او در بخش دیگری از گفتوگو با اشاره به فیلم «سرزمین فرشتهها» که درباره کودکان جنگ ساخته است، به رنج کودکان در جنگها اشاره کرد و گفت: من در آن فیلم تلاش کردم نشان بدهم که چطور یک سرزمین با تمدن ویژه خودش میتواند به مرحلهای از نابودی برسد و کودکانش زیر چکمههای جنگ له شوند.
این کارگردان در ادامه از تازهترین تجربه کاری خود با عنوان «مرزبان» سخن گفت و توضیح داد این فیلم در شرایط خاصی تولید شده است، روز سوم جنگ من و یک گروه دهنفره راهی مرز شدیم. در نقطه صفر مرزی و در حالی که همانجا بمباران بود، با بچهها کار کردیم و فیلم تولید شد. این هنر مقدس است؛ هنری که کنار مردم و در دل واقعیت شکل میگیرد. خواجهپاشا در پایان تأکید کرد: سینمای ایران برای دیده شدن در جهان نیازمند تقلید از الگوهای غربی نیست.
او گفت: اگر ما به ریشههای فرهنگی خودمان برگردیم و از دل فرهنگ ایرانی فیلم بسازیم، همانجا نقطه اتصال ما با مخاطب جهانی شکل میگیرد.
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد