بدترین خبر زندگی

هنوز یادمان نرفته که ساعت ۱:۲۰ شبی سرد از دی‌ماه، چطور در سوگ حاج‌قاسم سوختیم و باورمان نمی‌شد آن انگشتری که عکس آن دست‌به‌دست می‌شود متعلق به سردار دل‌هاست. چند سال باید می‌گذشت تا باور کنیم که مسیر مقاومت شوخی‌بردار نیست؟ انگار ساعت به وقت دلتنگی در سحر ۱۱ رمضان کوک شده بود تا بار دیگر احساس کنیم که یتیم شده‌ایم.
هنوز یادمان نرفته که ساعت ۱:۲۰ شبی سرد از دی‌ماه، چطور در سوگ حاج‌قاسم سوختیم و باورمان نمی‌شد آن انگشتری که عکس آن دست‌به‌دست می‌شود متعلق به سردار دل‌هاست. چند سال باید می‌گذشت تا باور کنیم که مسیر مقاومت شوخی‌بردار نیست؟ انگار ساعت به وقت دلتنگی در سحر ۱۱ رمضان کوک شده بود تا بار دیگر احساس کنیم که یتیم شده‌ایم.
کد خبر: ۱۵۴۴۹۵۹
نویسنده سپیده اشرفی - گروه رسانه
 
باور نمی‌کردیم تا وقتی که خبر از تلویزیون اعلام شد. صدای مهدی خسروی در قامت گوینده خبر بغض داشت و می‌لرزید. انا لله و انا الیه راجعون را که گفت، قلب یک ملت به درد آمد. آن نگاه خیره و ناباور و لرزش کلام و آن نفس‌های به ‌شماره افتاده، کافی بود تا بغض مردم در صدای او بشکند. می‌دانستیم برای هرکسی که خبر را می‌شنود سخت است. اما شاید سخت‌تر از آن، برای مجری دغدغه‌مندی باشد که با خودش بالا و پایین کرده چطور می‌تواند خبر را به‌درستی و بدون آن‌که دشمن‌شاد شویم، به مردم اعلام کند. 
مهدی خسروی روایت خود از زمان اعلام شهادت رهبر معظم انقلاب را این‌طور به جام‌جم توضیح می‌دهد: شیفت من تمام شده بود و ساعت ۱۲ شب به سمت منزل رفتم. تقریبا یکی دو ساعت بعد با من تماس گرفتند که نیاز هست مجددا برای یک خبر مهم برگردم. قبلش خبرهای ضدونقیضی در رابطه با شهادت رهبری مطرح می‌شد ولی صحبت جنگ رسانه‌ای پیش می‌آمد و ما باور می‌کردیم و دوست داشتیم که باور کنیم ایشان در سلامت هستند. در نهایت گفته شد که خبر مهمی باید روی آنتن اعلام شود. دوست‌ نداشتم بپرسم چه خبری است. می‌دانستم خبر مهمی است. وقتی به سازمان رسیدم متوجه شدم که خبر تایید شده و من باید آن را اعلام کنم. تا حوالی اذان صبح طول کشید و تقریبا مصادف با اذان صبح بود.  خسروی درباره اعلام این خبر نیز بیان می‌کند: اعلام خبر شهادت رهبری بدترین خبری بود که در طول بیش از ۲۰ سال کارم در سازمان، روی آنتن اعلام کردم. 
اما نکته مهم درباره کار سختی که خسروی داشته، اعلام یک خبر به‌صورت محکم روی آنتن است.  اما بغضی که خسروی در زمان اعلام این خبر داشت، گویای درد مردم بود. خسروی خودش در این رابطه می‌گوید: من باید به نوعی این حس را مدیریت می‌کردم که فضا خیلی به سمت اندوه نرود، چراکه جامعه متاثر است. درعین‌حال بحث حماسه مردم و قرارگرفتن ما در میانه یک نبرد است. یعنی با وجود این‌که بسیار ناراحت و متاثر بودم، باید ملاحظه شرایط را می‌کردم تا کاری نکنم که تاثیر منفی روی اراده و مقاومت مردم داشته باشد. 
آنچه خسروی روایت می‌کند، درست همان چیزی است که بارها و با اعلام خبر شهادت رهبران و عزیزان مقاومت شنیده‌ایم. آن بسم‌الله که ابتدا گفته می‌شود و بعد از آن قرائت آیه «انا لله و انا الیه راجعون» انگار قلب‌های‌مان را برای همه چیز آماده می‌کند. این گوینده درباره این مسأله نیز بیان می‌کند: گوینده اغلب تلاش می‌کند لحن خود را حفظ کند اما وقتی شما «بسم الله»رامی‌گویید و آیه«انا لله و انا الیه راجعون»رابه زبان می‌آورید،دیگرازدست شمایک جاهایی‌خارج می‌شود،ولی مجبوری ادامه بدهی. یعنی واقعا اجبار به ادامه‌دادن،  آن‌هم یک خبر تلخ وجود دارد. به خودت نهیب می‌زنی که خودت را جمع کن. 
او ادامه می‌دهد: من به‌هرحال با فروخوردن آن بغضی که در گلو بود، با نفس‌هایی که کشیدم، با تأمل‌هایی که روی کلمه به کلمه متن کردم، کوشیدم تا جایی که می‌شود به بهترین شکل به وظیفه خود عمل کنم. نمی‌دانم چقدر موفق بودم.
newsQrCode
برچسب ها: رسانه ملی
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها