آشوب در واقع یک هدیه رایگان به دشمن محسوب میشود؛ چراکه او بدون پرداخت هیچ هزینه جانی، مالی یا نظامی، به هدف خود که همان تضعیف نظام، مردم و جامعه است، دست پیدا میکند. در شرایط اغتشاش هرکسی که آسیب ببیند، چه اغتشاشگر وچه مدافع امنیت، درنهایت این وضعیت به نفع دشمن تمام میشود. دشمن میتواند ادعا کند که بدون شلیک حتی یک گلوله و بدون متحملشدن هیچ هزینهای، جمهوری اسلامی، مردم و جامعه آن را تضعیف کرده است. این همان نتیجهای است که دشمن بدون دردسر به آن دست پیدا میکند؛ به همین دلیل است که دشمنان از وقوع آشوب استقبال میکنند و حتی به تعبیر عامیانه، در خواب هم آرزوی چنین شرایطی را دارند.
نکته بعدی این است که عملکرد حکومتها و دولتها میتواند در بسیاری از مواقع موجب نارضایتی اجتماعی شود؛ نارضایتیهایی که ممکن است ریشه در مشکلات معیشتی یا پیامدهای اجتماعی تصمیمات دولتها داشته باشد. نارضایتی مردم از عملکرد دولتها یک پدیده رایج و طبیعی سیاسی است. حتی در یک خانواده نیز ممکن است اعضا نسبت به تصمیمات پدر یا مادر ناراضی باشند؛ این موضوع امری عادی است.
اما تفاوت اساسی در این است که این نارضایتی چگونه بروز پیدا میکند. نارضایتی، امری طبیعی است، اما تبدیل شدن آن به تنش، درگیری و آشوب، موضوعی متفاوت است. گاهی بهدلیل ضعف یا ناکارآمدی نهادهای میانی، این نارضایتی بهصورت انفجاری و در قالب اعتراضات خیابانی و اغتشاش بروز میکند. برخی معتقدند ضعف احزاب سیاسی و نهادهای واسط عامل اصلی این وضعیت است، اما تجربه کشورهایی مانند اعضای اتحادیه اروپا نشان میدهد حتی با وجود احزاب قدرتمند نیز اعتراضات شدید رخ میدهد و گاه خود همین نهادهای واسط به کانون اعتراض تبدیل میشوند.
اصل وجود اعتراض و مخالفت، پدیدهای طبیعی و انسانی است و حتی در روابط خانوادگی و میان زوجها نیز اختلاف و تعارض پیشبینی شده و مورد حمایت قانون قرار گرفته است. مسأله اصلی این است که اعتراض چگونه بروز و ظهور پیدا میکند و چه شکلی به خود میگیرد.
آنچه امروز در جامعه ما مشاهده میشود این است که اغتشاشگران عملا صدای معترضان واقعی راخاموش میکنند. زمانی که در شهری مذهبی مانند قم به حسینیه یا مسجدحمله میشودیا آتشسوزی صورت میگیرد،این پرسش جدی مطرح میشود که آیا مشکلات اقتصادی و معیشتی جامعه توسط یک مسجد یا حسینیه ایجاد شده است؟ آیا سیاستهای اقتصادی دولت در یک مسجد خاص طراحی و اجرا شده است؟
اغتشاشگران با چنین اقداماتی، مهمترین کارکرد خود راانجام میدهند: بستن صدای معترضان. مردم بهطور طبیعی به دنبال آرامش و ثبات هستند و حتی اعتراض آنها نیز با هدف بازگشت به ثبات و آرامش شکل میگیرد. مردم برای بیثباتی اعتراض نمیکنند؛ بلکه زمانی معترض میشوند که سیاستها، آرامش و ثبات زندگیشان را سلب کرده باشد.
اما وقتی افرادی به نام اعتراض،اغتشاش و ناامنی ایجاد میکنند و آرامش جامعه را میگیرند، در واقع اعتراض را سرکوب میکنند. این رفتارها موجب میشود معترضان واقعی پشیمان شوند، به خانههای خود بازگردند و احساس کنند صدایشان دیگر شنیده نمیشود. به این معنا، اغتشاشگران نوعی دیکتاتوری ایجاد میکنند؛ دیکتاتوری که نتیجه آن خاموش شدن صدای اعتراض است. معترضان به وضعیت معیشت وقتی میبینند اعتراضشان به ناامنی، حمله به مغازهها، خودروهای مردم و اموال عمومی تبدیل شده، میگویند «ما این را نمیخواستیم». شاید بدترین کاری که میتوان برای ناامید کردن یک معترض انجام داد، همین باشد که اعتراض او را به اغتشاش، اوباشگری اجتماعی و تخریب اموال عمومی تبدیل کنند. این دقیقا همان نقطهای است که اغتشاش نهتنها کمکی به حل مشکلات نمیکند،بلکه اعتراض را ازدرون خنثی و نابود میسازد.