درحال حاضر در آسیا هفتمین کشور با میزان مرگومیر بالای جادهای هستیم. اگر تصادفات را در سالهای گذشته مرور کرده باشید، متوجه میشوید که حدود ۴۰۰۰ قربانی مربوط به عابران پیاده (۲۰درصد) و ۴۰۰۰ نفر موتورسواران (۲۰درصد) هستند. همچنین ۵۰درصد تلفات رانندگی را رانندگان و سرنشینان خودروهای سواری، ۳درصد خودروهای سنگین و ۵درصد موارد دیگر مانند تراکتور یا وسایلنقلیه دیگر تشکیل میدهند.
آنچه اهمیت دارد، کنترل رانندگان خطرناک از سوی پلیس است، چراکه بیشتر تصادفات در اثر رعایتنکردن اصول ایمنی و سرعت غیرمجاز رخ میدهد. پلیس باید حضور مستمر و چشمگیری در جادهها داشته باشد تا بتواند با رانندگان قانونگریز که جان خود و دیگران را به خطر میاندازند برخورد کند. وقتی از نظر ایمنی جاده و خودرو نقص داریم فقط با کنترل مستمر و دقیق میتوان میزان تلفات رانندگی را کاهش داد که این موضوع وظیفه پلیس را دوچندان میکند. اگر پلیس در جادهها بهویژه جادههای پرتردد حضور چشمگیر نداشته باشد، گاهی رانندگان پرخطر با تخطی از قوانین به خود این اجازه را میدهند که جان خود و دیگران را به خطر بیندازند.
در حال حاضر، با توجه به نبود راه و خودروی ایمن، کنترل و افزایش نظارت پلیس موضوعی حائز اهمیت است. اگر پلیس این وظیفه را بهدرستی انجام ندهد قطعا با مشکلاتی روبهرو خواهیم شد که نتیجه آن افزایش تلفات رانندگی است که متأسفانه بعد از یک دهه به ۲۰هزار کشته در یکسال رسیدیم.
موضوع ناراحتکننده دیگر این است که میانگین سنی کشتهشدگان حوادث رانندگی ۱۵ تا ۴۴ سال است که نیروی کار جوانی محسوب میشوند، که این موضوع خسارتهای جبرانناپذیری را به کشور وارد میکند. طبق هدفگذاریها باید سال ۱۳۹۸به حدود ۱۵هزار کشته تصادفات رانندگی میرسیدیم که متأسفانه امروز شاهد این هستیم که سال گذشته بیش از ۲۰هزار نفر در تصادفات جان خود را از دست دادند و حتی نتوانستیم به این آمار هدفگذاری شده نزدیک شویم.