فیلم ناشناس در شبکه یک سیما لطفا تلفن همراه خود را خاموش نگه دارید!

همه مخاطبان برنامه های نمایشی می دانند که میان هنرهای مختلف همچون سینما، تئاتر و تلویزیون شباهت ها و تفاوت هایی وجود دارد.
کد خبر: ۱۵۱۹۶۵
مخاطبان سینما برای تماشای یک فیلم سینمایی به داخل سالنی تاریک می روند.
همه چیز فراهم است تا آنها ذهن خود را برای دیدن یک فیلم متمرکز کنند و از بیشترین توان ذهنی خود برای برقراری ارتباط با داستان بهره ببرند. برای رسیدن به این نقطه مخاطب حتی باید تلفن همراه خود را هم در سالن خاموش نگاه دارد تا زنگ ناگهانی آن ، حواس خودش و دیگر مخاطبان فیلم را از آنچه نمایش داده می شود، پرت نکند. در سینماهای ایران حتی یک گام هم جلوتر برداشته شده و آن این است که مخاطب باید در طول فیلم از خوردن و آشامیدن بپرهیزد تا ششدانگ حواس خود را معطوف به درک معانی و مفاهیم پیچیده فیلم کند البته گاهی همه این لوازم و شرایط وقتی محقق می شود، اما مخاطب به جای تماشای یک فیلم با معانی عمیق و پیچیده شاهد فیلمی می شود که مهمترین گره آن این است که دختر و پسری قصد ازدواج دارند، اما مادر بزرگ دختر مخالف است . طبیعی است چنین داستانی با فضای سینما تناسبی ندارد و مخاطب ترجیح می دهد علاوه بر تماشای فیلم ، به خوردن و آشامیدن و اس ام اس بازی هم بپردازد. بر خلاف فضای سینما، فضای تلویزیون چنین محدودیت هایی را برای مخاطب خود ایجاد نمی کند. مخاطب حق دارد هنگام تماشای فیلم دست به هر حرکتی بزند. تلویزیون های جدید این امکان را فراهم کرده اند که مخاطب هنگام تماشای یک فیلم تلویزیونی بسادگی روی صفحه نمایش شاهد برنامه های شبکه های دیگر هم باشد. مخاطب قادر است حتی هنگام رانندگی هم برنامه های تلویزیون را دنبال کند؛ البته برخی بینندگان هم هستند که همزمان با تماشای یک سریال غذا درست می کنند و به مرور با پیشرفت داستان ، بساط سفره را آماده می کنند و در نهایت هم نتیجه گیری اخلاقی سریال را همزمان با صرف غذا دنبال می کنند. این مساله هیچ اشکالی هم ندارد. بالاخره تلویزیون همین خصوصیت را دارد که به عنوان یکی از اعضای خانواده ، همیشه و در همه حال روشن است و مخاطب حتی با شنیدن صدای برنامه از جزییات داستان سر در می آورد؛ البته در این میان نباید موارد استثنایی همچون سرگذشت حاج یونس و هستی یا فرجام کار الیاس را که هنگام تماشای آن نفس مخاطب حبس می شود را قاعده قرار داد. حالا با چنین فضایی ، تصور کنید مخاطبی را که دوشنبه هفته گذشته به جای تماشای سریال تلویزیونی مدار صفر درجه با فیلمی به نام « ناشناس» مواجه می شود. هنرنمایی علیرضا زرین دست در خلق فضایی با رنگها و نورهای متفاوت از یک سو، داستان پیچیده و عجیب سریال هم از یک سو در کنار بازیگرانی که هر یک چهره های آشنایی برای مخاطب هستند هم از سوی دیگر در طی 90دقیقه ذهن و فکر مخاطب را به خود درگیر می کند. مرد نقاشی در داستان ، خاطرات خود را بیان می کند. او زمانی کنار خیابان تابلوهایش را می فروخته ، اما آشنایی اش با دختر یک عتیقه فروش و سپس ازدواج با او مسیر زندگی اش را تغییر می دهد. او زمانی با یک گدا آشنا می شود و به واسطه خریدن یک دیزی برای او، مشمول لطف این گدا می شود و کلید گنج خود را در اختیار او قرار می دهد؛ گنجی که در طول سالها با تلاش و کوشش فراوان این فرد گدا به دست آمده و حالا تبدیل به ثروتی افسانه ای شده است . حالا انگار همه اینها کافی نبوده تا مخاطب شوکه شود. به همین دلیل شهاب حسینی هم در کسوت فرشته مرگ از راه رسیده و برخی ماجراها را هم او در داستان به وجود آورده است . در پایان برای مخاطب چیزی جز یک شوک ناگهانی باقی نمی ماند. این که از این همه ماجرا و داستان قرار است چه چیزی دستگیر مخاطب شود؛ این که اساسا دیدن چنین فیلمی که در بخش تصویربرداری یک کار برجسته محسوب می شود واقعا برای مخاطبان چه دستاوردی دارد؛ این که چنین فیلمی در شبکه یک که مسوولان آن همیشه بر ملی بودن و همه گیر بودن آن تاکید دارند، چه جنبه ای از آن ملی بودن را برآورده می کند؛ همه و همه پرسشهایی است که ممکن است مخاطب عادی در پایان فیلم از خود بپرسد. چرا گاهی اوقات برنامه سازان ما یادشان می رود برای چه قالبی برنامه می سازند؛ شاید هم برای برقراری ارتباط مخاطب با این نوع فیلمها لازم است ابتدای آن این پیام پخش شود: توجه توجه ! لطفا هنگام تماشای این فیلم تلفنهای همراه خود را خاموش نگه دارید، از تردد و رفت و آمد بیجا به آشپزخانه خودداری کنید و تا پایان فیلم از خوردن و آشامیدن بپرهیزید تا مفاهیم عمیق آن را بهتر درک کنید!

رضا استادی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها