گزارشی از پشت صحنه سریال «در برابر باد» به کارگردانی محمد ارژنگ غوغای جوانی در برابر باد

فکر کنم تنها خط برون شهری ای که بعد از سهمیه بندی بنزین کرایه هایش تغییر نکرده ، همین خط تهران - ساوه باشد که ایستگاهش در جنوب میدان آزادی است.
کد خبر: ۱۵۱۴۹۸

طولی نمی کشد که ظرفیت خودرویی که در آن نشسته ام تکمیل می شود و اتومبیل به راه می افتد، وقتی نشانی جایی را که می خواهم بروم به راننده می دهم ، متوجه می شوم که می داند دقیقا کجا بروم و طبیعی است که ادامه حرفهای ما درباره سریال و فیلمهای ساخته شده است . او می دانست که کار تصویربرداری سریال «در برابر باد» از نیمه گذشته و بعلاوه قرار است امشب مراسم عروسی سریال را تصویربرداری کنند و بجز این ، فکر کنم حتی از آفیش بازیگران امشب هم خبر داشت . وقتی به ساوه می رسیم من سراغ گروه سازنده سریال «در برابر باد» می روم و راننده به خانه اش می رود تا شب هنگام به اتفاق همسرش که از علاقه مندان سریال های تلویزیونی است برای صحنه عروسی سریال برگردد.


این سریال را محمد ارژنگ کارگردانی می کند که پیشتر فیلمنامه های «زندگی دوگانه ورونیک » و «سگ اندلسی» را ترجمه کرده است . وقتی مسعود حقی ، دستیار او جلو می آید و می گوید که نور آماده است به اتفاق او وارد لوکیشن می شویم که یک خانه قدیمی است و از حال و هوای آن می توان فهمید که شهرام قدیری ، طراح صحنه و لباس این سریال آن را برای مجلس عقد آماده کرده است . گروه تصویربرداری بشدت مشغولند تا صحنه را برای تصویربرداری آماده کنند. حسن سلطانی ، مدیر تصویربرداری به نوعی مسن ترین آدم این گروه جوان است که با دستیارش در حال آماده کردن مقدمات کار است . پشت صحنه این سریال هم مانند بیشتر سریال های دیگر شلوغ و همراه با کار مدام است . ارژنگ از مونیتور، صحنه را زیر نظر دارد و با صدای هادی اتابکی دستیار دوم کارگردان ، یکباره همه ساکت و جدی می شوند سپس تمرین نخستین پلان از سکانس عروسی آغاز می شود. این صحنه عروسی همچنان که سرشار از شادی است ؛ اما در نهایت به شکل غریبی با همه آنها متفاوت می شود. این صحنه ای است که قرار است به دستگیر کردن پدر عروس که نقش آن را مهدی چایانی بازی می کند، بینجامد. مهدی چایانی از شاهنامه خوانان کشور است که در اینجا نقش یک رند کلاهبردار را بازی می کند. مهدی چایانی ، نقش موسی را بازی می کند، اینجا خانه موسی است . موسی همراه میهمانان تازه واردی داخل می شود. مرتضی و مامور هم به دنبال او می آیند. موسی میهمانان تازه رسیده را به کناری می برد و همزمان همسرش را صدا می زند.
موسی : راحله خاتون ، راحله !
راحله : چیه؛ چی شده؛
موسی : مهمون داریم .راحله ، وا!
منو صدا زدی که بگی مهمون داریم؛
موسی : این فرق می کنه !
راحله را با خود به دالان باریک خانه هدایت می کند.
موسی : زودتر چادر رو باید بکشیم سر اعظم.
راحله : (نگران) تا نیم ساعت دیگه...
موسی : 10 دقیقه. باید برم هلفدونی !
راحله نگاهی به مرتضی می اندازد که آنها را زیر نظر دارد.
راحله : می خوای سرشونو گرم کنم که از پشت بوم فرار کنی؛
موسی : نه. فقط بگو زودتر خطبه رو بخونن.
موسی و راحله به هال برمی گردند. مرتضی به آنها نزدیک می شود.
موسی : خیلی خیلی خوش اومدین.
راحله : خوش اومدین .راحله به طرف اتاق عقد می رود.
مرتضی : زودتر. زودتر که بدجوری گیر افتادی ! لب تر کنم همه می فهمن ها...
موسی : از آقاییته که لب تر نمی کنی !
راحله : (از جلوی در اتاق عقد) بیا دیگه !
موسی : (به مرتضی) با اجازه !موسی به داخل می رود.
داستان این سریال حال و هوایی امروزی دارد. فرزاد، تنها میراث دار پدر متمول خود، حالا از مرگ پدر بسیار شادمان است ؛ چرا که در دوره حیات پدر همواره میانشان جنگ و جدال بوده و پدر از مزایای زندگی چیزی به فرزاد نداده است ، موضوعی که باعث خشم و حسادت او شده و حالا مرگ پدر، این امکان را برای فرزاد فراهم کرده که او تمام مایملک پدر را صرف خوشگذرانی خود کند. در نخستین اقدام فرزاد سراغ پدر می رود و متوجه می شود که این باغ حالا مدعی پیدا کرده است . رفته رفته موضوع تملک پدر شکل عجیب و غریبی به خود می گیرد.مسعود حقی بعد از دو، سه بار تمرین شمارش معکوس را آغاز می کند و همگی برای ضبط صحنه عروسی آماده می شوند. با دیدن لوکیشن و فضای خلوت پیش رو، این سوال برایم مطرح می شود که آیا می شود یک عروسی سنتی را با چنین فضای خلوتی درآورد؛ اما گویا به این مشکل پیش از این اندیشیده شده ؛ چرا که با کمک گرفتن از عوامل بومی به عنوان میهمانان مجلس مراسم عروسی شروع می شود، اگرچه استفاده از هنروران غیرحرفه ای همیشه مشکلات خاص خود را دارد و ممکن است روند کار را به تعویق بیندازد؛ اما گروه خوش شانسی می آورد که پس از دو، سه برداشت که نسبتا دشوار هم هست به تایید کارگردان می رسد و منشی صحنه ، جلوی آخرین برداشت «Ok» می نویسد و برگ جدیدی را برای پلان بعدی آماده می کند.وسط حیاط روبه رویی ، سفره شام را پهن کرده اند. درست مثل مراسم عروسی شهرستانی ها که همسایه ها خانه هایشان را در اختیار هم قرار می دهند. سر این سفره که زیر درختان انار پهن شده ، محمد فیلی را می بینم ؛ او همان بازیگر خوب سریال خاطره شده روزی روزگاری است که در آن در 2نقش کاملا متفاوت «بسیمو» و «نسیمو» ظاهر شد و خوش درخشید. با این که او فردا بازی دارد، اما یک شب زودتر آمده . خودش با آن لهجه شیرین شیرازی اش می گوید: که «خوش قولی را از تئاتر داریم».بعد از صرف شام ، گروه برای ضبط بقیه سکانس که خارج از خانه می گذرد، در کوچه مشغول به کار می شود و کار تا نزدیکی های صبح به طول می انجامد.

خواننده ای که فرزاد شد

صبح روز بعد با صدای بوق خودرویی از خواب بیدار می شویم. امیریل ارجمند و جمشید صفری تازه از تهران آمده اند. ارجمند را پیشتر به عنوان خواننده چند سریال می شناختم ، البته چند کاست از کارهایش را هم به بازار ارائه کرده است. او در سریال «چهل سرباز» ایفاگر نقش سهراب بود که در برابر پدرش به ایفای نقش می پرداخت . امیریل ارجمند در سریال «در برابر باد» نقش اصلی سریال یعنی فرزاد را بازی می کند؛ جوانی عاصی که تلاش می کند فکرهایش را به هر شکلی پیاده کند، فارغ از این که چه اتفاقی برای دیگران ممکن است رخ دهد. او آدمی است که تصور روشنی از «خوب» و «بد» دنیا ندارد بنابراین ساده ترین راه را که همان خوشگذرانی است ، بر می گزیند غافل از این که همیشه ساده ترین راه ، بهترین راه نیست . در طرف دیگر، ماجرای «حاج کریم» دنیا دیده قرار دارد که به نوعی معتمد پدر فرزاد نیز بوده و به این سبب ، پدر اموالش را به او می سپرد تا به وقتش آن را به پسر متمردش یعنی فرزاد بسپرد، اما جوان آنقدر خام و کم طاقت و عجول است که هیچ درنگ و تاملی را بر نمی تابد، بنابراین یکسره سراغ «حاج کریم» می رود تا میراثش را به چنگ آورد.امیریل ارجمند درباره نقشش می گوید: «فرزاد به خاطر موضوع داستانش ، حضوری متفاوت می طلبد که در نوع خود، خاص و به زندگی روزمره بسیار نزدیک است . از داستان خوشم آمد و با توجه به صحبتهایی که با کارگردان داشتم ، بازی در این کار را قبول کردم . نقطه پررنگ کار، حضور زندگی ، هم در صحنه و هم پشت صحنه این کار است ؛ طوری که گاهی اوقات در طول کار احساس می کنم در یک زندگی دیگر متولد شده ام و پیش می روم. همکاری با عوامل این کار بسیار دلچسب است. از کارگردان سریال تا مدیر تصویربرداری و بازیگران و تهیه کننده آن . با توجه به جوانگرایی و تعدد بازیگران ، باید بگویم همه مان حضوری متفاوت را تجربه می کنیم .جمشید صفری ، ایفاگر نقش سهراب است که به نوعی همپالکی فرزاد محسوب می شود. خودش می گوید: سهراب به نوعی مکمل نقش اصلی سریال است. من خودم تجربه کار تئاتری دارم و سهراب هم فارغ التحصیل رشته تئاتر است ، به این دلیل با این نقش احساس نزدیکی می کنم . گذشته از این ، نوع رفتار و شخصیت او به گونه ای است که آن را دوست دارم .بجز این بازیگران محمدعلی جمالی ، مسعود حقی ، صفا آقاجانی ، حشمت آرمیده ، نوشین خانی و آرتمیس ورزنده نیز در این پروژه به ایفای نقش می پردازند. فیلمنامه این سریال را مجتبی خشک دامن نوشته و تلاش شده که از فولکلور منطقه برای بومی تر کردن فضای قصه استفاده شود. سریال «در برابر باد» در شبکه آفتاب (سیمای مرکزی) جلوی دوربین رفته است و در ساخت آن ، امیر بهره بر (صدا بردار)، اشکان عسکری (طراح گریم)، ابوالفضل کوه میشی (مدیر تولید) ، امین رنجبر (عکاس) و عباس رنجبر (تهیه کننده) همکاری کرده اند. سریال «در برابر باد» در 13قسمت 45دقیقه ای آماده می شود.

مهدی غلامحیدری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها