کاظم بلوچی: پرونده سازی نمی کنم

آشنایی حسن فتحی و کاظم بلوچی به سریال «پهلوانان نمی میرند» برمی گردد.
کد خبر: ۱۴۸۲۳۳
بلوچی در این سریال نقش یکی از پهلوانان را بازی می کرد ، اکنون پس از گذشت سالها بار دیگر کاظم بلوچی در سریالی به کارگردانی فتحی بازی کرده است.
بلوچی در سریال «میوه ممنوعه» نقش سرگرد را بازی می کند. اکنون که میوه ممنوعه به سریال موفق ماه رمضان امسال تبدیل شده است ، پای صحبتهای بلوچی نشستیم تا به این بهانه از احوالات و کارهای او جویا شویم . بلوچی کارگردانی چند فیلم و سریال را در پرونده کاری خود دارد ، همان گونه که بازی در فیلمهایی چون آذرخش ، سیاه راه ، شب مکافات و صاعقه را نیز تجربه کرده است . کاظم بلوچی متولد سال 1335 در شیراز و فارغ التحصیل رشته بازیگری و کارگردانی تئاتر از دانشکده سینما، تئاتر است. بلوچی فعالیت خود را با بازی در تئاتر «ساکت» به کارگردانی «جعفر والی» آغاز کرد.


از اولین شور و شوق برای ورودتان به عرصه هنر بگویید.
مسائل زیادی باعث شدند که من به این سمت گرایش پیدا کنم که مهمترین آن همان شور و شوق کودکی بود. یادم است که با علاقه خاصی برنامه های رادیو و تلویزیون را پیگیری می کردم. پس از این که به مدرسه رفتم جذب گروههای تئاتر شدم و از آن زمان به بعد این علاقه در من رشد پیدا کرد تا جایی که در دانشگاه هنرهای دراماتیک ، در رشته کارگردانی و بازیگری لیسانسم را گرفتم.

چه نکته ای در برنامه های تلویزیون وجود داشت که باعث پیگیری شما می شد؛
تلویزیون واقعا برایم حکم جعبه جادو را داشت. خیلی برایم ملموس نبود که افرادی در این جعبه جادویی ببینم که حرف می زنند، راه می روند و... به هر حال وجود تلویزیون باعث می شد که راحت تر بتوانم با خیالات کودکی ام پیوند بخورم و ارتباط برقرار کنم.

غیر از تلویزیون و رادیو سرگرمی دیگری هم داشتید؛
بله. بشدت دوست داشتم به سینما بروم و سردر آن را از نزدیک ببینم. دیدن عکسهای بازیگران برایم جالب بود.

خودتان سینما را با فیلم گزارش عباس کیارستمی شروع کردید. شروع خوبی بود؛
به نظرم همیشه اولین شروع ، از بهترین اتفاقات است ، چون یک ورود است ، پس عزیز هم هست. به هر حال فیلم گزارش بهترین اتفاق در زندگی هنری ام محسوب می شود.

تجربه حضور در کنار عباس کیارستمی ، بعدها چقدر در کارگردانی تان موثر بود و به شما کمک کرد؛
خیلی زیاد. کیارستمی به معنای واقعی استاد است و امضای خاص خودش را هم در کارهایش دارد. درواقع سینمای کیارستمی ، یک سینمای منحصر به فرد است. من هم در آن زمان سعی کردم بتوانم از او یاد بگیرم و از تجربه هایم به نحو مطلوب استفاده کنم.

شما در زمینه تئاتر هم تجربه هایی دارید. می خواهم بدانم در سینما بیشتر آموخته اید یا در صحنه تئاتر؛
هر عرصه ای ویژگی های خاص خودش را دارد. سینما جای خود ، تئاتر جای خود و... اما به نظرم تئاتر مقدم تر از دیگر هنرهاست ، چرا که تئاتر مادر است.
یقینا در تئاتر بیشتر آموخته ام. در واقع می توان گفت تجربه هایی را که در صحنه تئاتر آموختم با خودم به سینما آوردم و آنها را در سینما و تلویزیون خرج کردم.

بازیگری ، کارگردانی ، تهیه کنندگی ، نویسندگی و... را تجربه کرده اید. اینها همان مسائلی بودند که به دنبالشان بودید؛
بله ، چرا که به نظرم برای رسیدن به اصل همه را باید دانست. همه این رشته ها زنجیروار به یکدیگر وصل هستند و با دانستن آنها می توان به هنر و هدف اصلی رسید. دانستن این رشته ها و آموختن آنها باعث رشد در کارها می شود. مثلا آشنایی با بازیگری موجب می شود که من بتوانم در مقام کارگردان بهتر و حساب شده تر، بازیگرم را هدایت کنم. پس هیچ کدام از آنها جدای از یکدیگر نیستند.

دغدغه هایی که در ابتدای فعالیت هنری برایتان وجود داشتند ، حل شده اند یا هنوز هم در حکم دغدغه باقی مانده اند؛
دغدغه به نوعی یک روزمرگی است. مگر می شود نباشد حتی گاهی اوقات این دغدغه ها به تکرار می افتند یا رنگشان عوض می شود.

فیلم ارثیه اولین فیلمی بود که شما کارگردانی کردید. ارثیه را چطور تعریف می کنید؛
شاید یک ورود یا یک تولد دوباره برای من بود.

انگیزه ای که آن روزها برای ساختنش داشتید؛
جوانی ، اشتیاق ، طنز سیاه اجتماعی با چاشنی محبت. بودن و داشتن همه این انگیزه ها باعث خلق و به تصویر کشیدن ارثیه شدند.

شخصی ترین فیلم شما از این نظر که به عقاید ، افکار و درونیات شما بیشتر نزدیک است؛
کوچه و موزه. کاظم بلوچی درونم را با این فیلم به تصویر کشیدم.

می گویند فیلمساز خوب کسی است که مفاهیم پیچیده را ساده تعریف می کند. قبول دارید؛
شاید به این دلیل که مسائل پیچیده در موضوعات ساده نهفته هستند. اگر قرار باشد مفاهیم پیچیده ، همان گونه مطرح شوند که دیگر اثرگذار نخواهند بود.

به نظر می رسد شما آدم بلندپروازی هستید چرا که حضورتان چه در سینما و چه در تلویزیون چندان جدی نیست. در واقع نه کارگردان سینما هستید و نه کارگردان تلویزیون بلکه تلفیقی از هر دو هستید. به نوعی از یک شاخه به آن شاخه پریدن. در این مورد چه نظری دارید؛
باید برای رسیدن آنقدر رفت ، ایستاد ، گشت ، تا پیدا کرد.این تلفیق یا سردرگمی برای یافتن است ، برای رسیدن است ، اگرچه راه طولانی باشد.

و اما سریال میوه ممنوعه. از حضورتان در جمع عوامل این کار بگویید؛
مثل همه کارهای دیگر پیشنهاد شد و پس از صحبتهای ابتدایی حضور در این کار را پذیرفتم. نتیجه هم همانی است که می بینید.

شما هم کارگردان هستید و هم بازیگر. وقتی در جایگاه بازیگر قرار می گیرید برایتان سخت نیست؛ چون دیگر شما هدایت نمی کنید بلکه هدایت می شوید.
خیر ، چون بازیگر وظیفه دارد در اختیار کارگردان باشد و از راهنمایی های او استفاده کند. کارگردان هم وظیفه دارد بازیگرش را دراختیار بگیرد و او را به سمتی که فضا و داستان کار اجازه می دهد ، سوق دهد. با هر دو وجه بخوبی آشنا هستم و از این نظر مشکلی نداشتم.

قصه میوه ممنوعه برای شما چه جذابیتی داشت؛
به نظرم برای اولین بار بود که چنین قصه ای در تلویزیون مطرح و به تصویر کشیده می شد. بشدت جذب و شیفته کاراکترها و قصه هر کدام از آنها شدم. میوه ممنوعه به نوعی شاید زندگی هر کدام از ما باشد.

به نظرم میوه ممنوعه شبیه کارهای مناسبتی نیست ، می شود آن را در هر زمان و شرایطی دنبال کرد. قبول دارید؛
بله. ما عادت کرده ایم به کارهای مختلف برچسب بزنیم و این گونه کارها را از یکدیگر جدا کنیم اما میوه ممنوعه این گونه نیست نه تاریخ مصرف دارد و نه شعاری است. زیبا ، ساده و مقبول است.

نقش سرگرد اولین پیشنهاد برای شما بود؛
بله.

تحقیقی هم درباره این نقش داشتید؛
خیر. چون زمان کافی در اختیار نداشتیم ، با استفاده از تجربه ها و راهنمایی های کارگردان به نقش رسیدم.

تجربه همکاری با حسن فتحی چطور بود؛
بسیار دلپذیر بود. فتحی تلویزیون و سینما را خیلی خوب می شناسد و مهمتر از همه مخاطبانش را.

دوست داشتید سرگرد به واسطه شما دیده شود یا بعکس؛
هیچ کدام. به نظرم نفس بازیگری مهم است و نه نقش.

چه کردید که سرگرد شبیه سرگردهای دیگری که تا به حال در کارهای متفاوت دیده ایم ، نباشد؛
فقط سعی کردم اتفاقی که شما می گویید نیفتد حالا نمی دانم چقدر موفق بوده ام.

در شخصیت سرگرد ما شاهد آرامش و صبوری خاصی هستیم. این ویژگی هایی بود که می خواستید؛
شاید. او باید صبور و آرام می بود تا بتواند گره های موجود را باز کند. به هر حال سرگرد حاصل همفکری نویسنده ، کارگردان و من به عنوان بازیگر این نقش بود.

شخصیت دوست داشتنی شما در این کار؛
همه شخصیت ها به واسطه پردازش ، جذاب و دلنشین هستند. نمی توانم شخصیت خاصی را نام ببرم.

میوه ممنوعه چه جایگاهی در پرونده هنری کاظم بلوچی دارد؛
من برای خودم پرونده نمی سازم. این کار شما روزنامه نگاران است. فقط می توانم بگویم حضورم در این کار اتفاق شایسته و مقبولی بود.

محبوبه ریاستی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها